شب نوشت های ایمان رئیسی

ماشین معماری

 این مقاله برای ارائه در سومین کنگره ی سراسری دانشجویان معماری و شهرسازی- تبریز ۱۳۸۰ تهیه شده بود که در ویژه نامه ی فضا و فضا به چاپ رسیده است. این مجله توسط نمایندگان علمی-پژوهشی دانشکده معماری دانشگاه آزاد همدان تهیه شده بود و من در آن زمان سردبیرش بودم.

ماشین معماری

 Machine Architecture     

 

 ایمان رئیسی

 

خلاقیت عنصر اصلی تشکیل دهنده معماری است و در هر دوره ای این خلاقیت در قالب تفکری یا تکنیکی ارائه می گردد . از مهمترین مسائلی که در دنیای  معماری با آن مواجه ایم ، مسئله ی ماشین معماری است . ماشین معماری عبارتست از تکنیک یا ابزاری که بوسیله آن Concept  معماری خلق می شود . بدین معنی که ابتدا معمار متفکر ماشین معماری را خلق می کند و سپس ماشین قابلیت تولید آثار معماری بسیار زیادی را دارا می باشد .

 

بحث ماشین معماری را می توان در افسانه های کرت جستجو کرد . افسانه ی ارزشمندی که به داستان معماری مشهور است و متعلق به سرزمین کرت واقع در جنوب شرقی یونان کنونی می باشد، از این قراراست : “ ملکه ی کرت عاشق گاوی می شود و حاصل این عشق فرزندی بنام “مینوتور“ که موجودی ترکیبی است دارای سر گاو و بدن انسان . پس از این ماجرا برای سر پوش نهادن بر این مسئله نزد معماری بنام دایدالوس (Daidolus  ) رفتند . ( از وی بعنوان اولین معمار در افسانه های کرتی یاد شده است .)

 

دایدالوس هم برای پاسخ به این مسئله پرگار را ابداع می کند و بوسیله پرگار کاسنپت لابیرنت  (labirent )را خلق می کند و مینوتور را در وسط لابیرنت می گذارد . مردمی که خواهان دیدار فرزند ملکه اند در لابیرنت می روند و دیگر باز نمی گردند تا برای همیشه این راز سر به مهر بماند¹

 

نکته ای که از طرح این داستان نتیجه می شود اینکه ، معمار برای پاسخ به یک مسئله ابتدا یک ماشین خلق می کند و سپس بوسیله آن به خلق یک کاسنپت می پردازد .

 

بطور کلی ماشین در دوره های مختلف وجود داشته است و با توجه به شرایط فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و تحولات هنری هر دوره، ماشین آن دوره هم عوض می شده است. بعنوان نمونه ماشین دوره رنسانس پرسپکتیو است. پرسیکتیو دارای فرمولی است که بوسیله ی آن به بی نهایت فضا می توان رسید. یا ماشین اوایل قرن بیستم، که توسط پیکاسو ابداع شده کوبیسم است، کوبیسم عبارت است از دید به شئی از زوایای مختلف. در نتیجه می توان با این تکنیک به بی نهایت فضا رسید .

 

همچنین می توان به ماشین های دیگری از جمله مشین تناسبات طلائی (دیاگرام داوینچی و ترسیمات آلبرتی ) یا ماشین کلاژ (کنار هم قراردادن اشیای مختلف بطور اتفاقی و نامتجانس ) و اشاره کرد. در زمینه ی معماری هم در دوران معاصر به مسئله ی ماشین توجه بسیار شده است و هر معمار سعی دارد ماشینی برای تولید اثر معماریش ابداع کند .

 

ماشین معماری آیزنمن Bluring  است( تار کردن و در ابهام بردن ). وی در خانه های شماره I وII و پروژه ی دانشگاه سیسیناتی و از این تکنیک استفاده کرده است. بعنوان نمونه در خانه ی شماره II با الهام از طرح مربع نه قسمتی پالادیو که مرکزش جایگاه انسان بود و چرخاندن دو شبکه ی نه قسمتی بر روی هم به نوعی وضوح طرح اولیه (قرارگیری انسان در مرکز) را زیر سئوال برده و آنرا مبهم ساخته است.

 

ماشین معماری کولهاس هم BIGNESS  است. وی معتقد است که مسئله جامعه ی امروز scale  است. و این مقیاس بقدری بزرگ است که انسان نمی تواند در مرکز آن قرارگیرد. در نتیجه مسئله معماری دیگر فرم یا بازی فرمال نیست، بلکه مسئله درک نیروها و جریاناتی است که در جامعه معاصر وجود دارد و اینکه چگونه می توان این نیروها را هدایت کرد. از دیگر مباحثی که کولهاس پیرامونBIGNESSبه آن می پردازد بحث جدایی بین Interior و Exterior  در یک پروژه می باشد و معتقد است که اینها دو پروژه ی مختلف اند و دیگر نما نمی تواند توصیف کننده ی درون پروژه باشد.

 

لیبسکنید از دیگر معماران معاصر است که پیرامون بحث ماشین معماری کار کرده است و به نتایج بسیار ارزشمندی رسیده است.( 15 سال برای مطالعات و ساخت سه ماشین معماریش وقت گذاشت .) وی در ادامه ی راه ارزشمند استادش  هیدک یعنی جریان معماری معماری ² به بحث ماشین معماری که در واقع همان معماری معماری است  پرداخت و در مقاله ای تحت عنوان

³Three Lessons in Architec ture به ارائه ی سه ماشین معماری می پردازد که عبارتند از :

  1-Reading machine

         2  remebering machine

 3- writing machine 

قبل از توضیح این سه ماشین بهتر است ابتدا مشخص شود که اصولا ماشین در چه شرایطی آغاز به کار می کند. با توجه به دیاگرامی که لیبسکنید رسم کرده متوجه مرحله ای در زندگی می شویم بنام End condition  ( شرایط پایانی ).

End condition  اشاره به حالتی شهودی دارد که در آن لحظه نه آینده هست نه گذشته و نه حال. بلکه لحظه ای است که همه ی اینها را با هم تجربه می کنیم. ( می گویند، شخصی که می میرد در حالت احتضار تمام زندگی اش در یک لحظه برایش آشکار می شود که به این لحظه شرایط پایانی گویند.)

 

لیبسکنید معتقد است که معماری باید خود را در شرایط پایانی قرار دهد تا بتواند به آن حقیقت مطلق دست یابد و همچنین معتقد است که ماشین هم در این شرایط پایانی کار می کند .

 

reading machine

ماشین اول ، ماشین خواندن است که با استفاده از دیاگرام ویتروویوس آن را طرح ریزی کرده است. در این ماشین هشت کتاب قرار می گیرد. لبیسکنید عدد هشت را مربوط می کند به داستان دن کیشوت اثر سروانتس که هشت کتاب در صندوق آن مرد بود و می گوید که مسئله تعداد کتابهای زیاد نیست و کیفیت مهم است نه کمیت و همچنین می خواهد بوسیله ی آنها درک مناسبی را از حقیقت معماری هر دوره ایجاد کند.

 

remembering machine

ماشین دوم ، ماشین حافظه است و مربوط می شود به دوران رنسانس. در تاریخ آمده است که پادشاه فرانسه از جولیوکامیلو * (معمار قرن 14 م ) تقاضا می کند که ماشینی اختراع کند که راز هستی را به او بنمایاند. وی هم به این مهم نائل شده و پس از اینکه ماشین را به پادشاه فرانسه نشان می دهد. پادشاه می گوید : “ حالا فهمید م، حالا همه چیز را فهمیدم “. و پس از مدت کوتاهی ماشین و کامیلو با هم ناپدید می شوند .

لیبسکنید می خواهد در این ماشین، ماشین کامیلو را باز سازی می کند. وی می گوید: “ ممکن است تفکر کامیلو مربوط به اصل معماری باشد “. و می خواهد با ماشین دوم به اصل معماری نزدیک شود.

 

writing machine

ماشین سوم هم ماشین نوشتن است و اشاره به دوران صنعتی شدن جامعه دارد. این ماشین از 49 مکعب با چرخ دنده هایی تشکیل شده است که هر بار بچرخند یک متن جدیدی بوجود می آورند . عدد 49 هم حکایت از 49 معصوم مسیحی دارد که به نحوی مرده اند.

در مجموع لیبسکنید به دنبال ماشینی است که بتواند بوسیله ی آن معماری را نجات دهد. وی برای رسیدن به مهم سه مرحله را مشخص کرده است :

1- بدانیم ماشین قبلی چیست ؟ 2- بدانیم ماشین امروز چیست ؟ 3- حدس بزنیم ماشین آینده چیست ؟

وی معتقد است که: “ معماری در حال حاضر بسیار مخدوش شده است و آن ارزش واقعی خودش را از دست داده است . معماری در گذشته پاسخگوی حقیقت مطلق و راز جهان بوده است ( ماشین کامیلو) ولی حالا دارای این کیفیت نیست. من این وظیفه را برای خودم قراردادم که حقیقت معماری از دست رفته است و من باید دوباره آن حقیقت را بوجود بیاورم “.

 

با توجه به مباحث ارائه شده می توان به اهمیت جایگاه ماشین در هنر و معماری پی برد و به نظر می رسد اصلی ترین مسئله ای که ما در ایران با آن مواجه ایم همین نبود ماشین معماری است. معماری ایران از حدود 150 سال گذشته تا کنون ماشین معماریش را از دست داده است و هنوز ماشین جدیدی ابداع نشده است. ماشینی که به خلق اثر ارزشمندی چون مسجد امام اصفهان نائل شده است امروزه وجود ندارد و مخدوش شده است و دیگر اثری که به آن زیبائی بیانگر راز جهان هستی در تفکر ایرانی باشد نداریم. لذا مسئله ی بسیار مهم برای معمار ایران باید تعمق روی چگونگی های ماشین معماری جدید باشد.

 

پانوشت ها :

بهرام شیردل در کلاس طرح و معماری هفت دانشگاه آزاد همدان این داستان را تعریف کرده است .

 جریان معماری معماری جریانی است خارج از جریان معماری حرفه ای که در این جریان معمار به خودش سفارش کار می دهد و از این طریق می تواند بدون هیچ گونه دخالت و محدودیتی به پیشبرد مباحث معماری بپردازد .

 Libeskind , Daniel – countersign – Architectural Monographs No . 16 – Academy Editions

*  Giulio camillo

 بحث ماشین معماری از دیدگاه لیبسکنید از مقاله ی“ سه  درس در معماری“ ترجمه شده است و برای آشنائی بیشتر با جزئیات این بحث به همان مقاله رجوع شود .

 با تشکر از رضا دانشمیر برای معرفی مقاله ی “سه درس در معماری“ به نگارنده .

 

   + ایمان رئیسی ; ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٢/۱٢
comment نظرات ()