ضیافت چهارم
اینجا آزادی مر...ه است!
صبح؛ بهارستان؛ خ. سپه: یا مرگ یا مصدق. یا مرگ یا ...
مردمی که خوشی زیر دلشان زده بود، به خیابان ... و کودتا (انقلاب) ... . چگونه ملتی که از نظر فرهنگی آمادگی انقلاب را ندارند، هوای آن به سرشان می زند- و با تبلیغات کاذب- یک شبه همه انقلابی شده، به خیابان ها ریخته و با حمایت خیلی ها، حکومت تعیین ... و سپس توی دهن ... .
شاید خوشی بیش از حد، باعث کارهای عبث شده. و شاید به همین علت است که امروز اکثرا گشنه اند و از صبح تا شب در اینجا و آنجای شهر برای یک لقمه نان- حلال یا حرام یا حشام- در حال دویدن.
عصر؛ بهارستان؛ خ. سپه: مرگ بر مصدق. مرگ بر ...
راستی یادتان هست که در همین جاها به خاتمی رای دادیم و همانجا بود که پوینده و مختاری و شریف را ... .
شب ها، چراغ زندگی در اینجا خاموش است. از 12 شب زندگی شبانه فقط برای ماشین سواران و روسپیان مجاز است. حتی کارتن خواب ها هم از اینجاهای شهر جمع شده اند، ببخشید سازماندهی شده اند!
اینجا همه چیز تعریف شده است. همه باید در عرصه های عمومی فقط بدوند تا همه ی کارهای مهم به عرصه های خصوصی کشیده شود. تجمع بیش از دو نفر = خطر. پیاده روی ممنوع.
در عرصه ی عمومی فقط باید ریا کرد و چاپلوسی ... و سگ دو زد برای ... . تا حلقمان را هم ماشین چپانده اند تا فراموش کنیم که یکی از بهترین لذت های انسان، حرکت پیاده و آزاد و سرخوش در فضاهای عمومی شهر است. اینجا فضاهایی برای پیاده و مکث و لذت در روز و شب تعریف نشده است.
اینجا لذت پیاده روی، فراموش شده. اینجا آزادی ... .
این یادداشت، جهت شرکت در ضیافت چهارم وبلاگ نویسان معماری و طراحی شهری نوشته شده است.
نظرات ()
