شب نوشت های ایمان رئیسی

خنده

 

 

“ آنكس كه خنده نمي داند همان به كه آثار مرا نخواند” (نيچه- حكمت شادان – مقدمه)

“خنده يعني ديدن درون چيزها” (نيچه- حكمت شادان- صفحه 17)

“خنده؟ آيا تاكنون هرگز كسي به خنده اهميت داده است؟ منظورم خنده واقعي است- خنده اي وراي شوخي – مسخره كردن وريشخند كردن. خنده ناشي از شعف بيكران ،شعف دلپسند ، شعف مطلق...

صداي خنده همچون گنبد معبد شادي است . آن جذبه شادي ، آن اوج صداي شادي . خنده لذت ،لذت خنده...” (ميلان كوندرا / كتاب خنده و فراموشي / همانجا صفحه 42)

“خنده با هراسي كه برمي انگيزد ، مانع بيگانگي ها مي گردد. فعاليت هاي جنبي را كه ممكن است كنار گذاشته شوند و به خواب روند ،پيوسته بيدار نگاه مي دارد و در تماس با هم قرار مي دهد.

چيزهايي را كه ممكن است در صحنه اجتماع انعطاف ناپذير و غير ارادي باقي بمانند ،نرمش مي دهد. بنابراين خنده تنها محصول زيبايي شناسي محض نيست ، زيرا ناآگاهانه و حتي در بسياري از موارد بر خلاف اخلاق هدف سودمند كمال همگاني را دنبال مي كند.

اما البته يك جنبه زيبايي شناختي هم دارد ، زيرا كميك در لحظه معيني ايجاد مي شود كه جامعه و شخص از دغدغه خاطر صيانت ذات رهايي مي يابند و باهم به عنوان آثار هنري رفتار مي كنند.”

“در يك كلام، اگر پيرامون اعمال و وضعيت هايي كه زندگي اجتماعي يا انفرادي را به خطر مي اندازد و به علت نتايج طبيعي خود ، كيفر دارد ،دايره اي رسم مي كنيم ، پاره اي از بي انعطافيهاي جسم ،روان و منش آدميان ، كه جامعه مي خواهد آنها را هم از بين ببرد تا بيشترين انعطاف و بالاترين شايستگي ممكن براي زندگي اجتماعي را براي همگان فراهم سازد ،بيرون از قلمرو آن دايره قرار مي گيرند، كه قلمرويي است پرستيزه و آشوب .و در منطقه  ي بي طرفي مي مانند كه انسان جلب توجه انسان را مي كند . اين بي انعطافي كميك است و خنده كيفر آن است.” (خنده / برگسون /31)

“خنده هميشه براي كسي كه به او مي خندند تحقير آميز و به راستي نوعي تنبيه اجتماعي است.” (خنده / برگسون / 96)

“اين تفاوت مهم و اساسي بين تراژدي و كمدي ، يعني پرداختن يكي به فرد و ديگري به نوع، به شكل ديگري نيز ديده مي شود. اين دو گونگي كه در تدارك اوليه يك اثر هنري هم مشهود است ، از آغاز با دو روش ديد به كلي مختلف نشان داده مي شود .” (همانجا / 111)

“از سويي هرگز كسي خنده آور نيست مگر آنكه حالتي يا وضعيتي مانند گيجي و سربه هوايي داشته باشد يا چيزي ناهمساز با خود او ، در وي ديده شود. به همين دليل چنين وضعيتي از بيرون قابل مشاهده و نيز اصلاح شدني است. اما از سوي ديگر ، چون هدف از خنديدن اصلاح است ،جا دارد كه عمل اصلاح در عين حال متوجه بيشترين شمار ممكن از مردم شود. به همين دليل نظاره كميك خود به خود حالت  عام و كلي پيدا مي كند. ” (همانجا / 114)

“جامعه پاسخ اين گستاخيها را با خنده ميدهد، كه خنده خود گستاخي شديدتري است . بنابراين اين خنده نمي تواند زياد خوشايند باشد. خنده در واقع بدي را با بدي پاسخ مي دهد. ” (همانجا / 115)

“خنديدن پيش از هر چيز عمل تصحيص كردن است.چون هدف از آن تحقير است ، پس اثر رنج آوري روي طرف مي گذارد . جامعه با خنديدن خود انتقام خود را از آزادي بدست آمده مي گيرد . اگر در خنده نشاني از دلبستگي و نيك خواهي باشد، به هدف خود نخواهد رسيد.”  (همانجا / 127)

 

نقل از رساله کارشناسی ارشد معماری ایمان رئیسی با عنوان «فضای نو - نوروز نو»

   + ایمان رئیسی ; ۳:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٦/۱
comment نظرات ()