شب نوشت های ایمان رئیسی

پرسش از بهرام شيردل

این متن انتقادی در فصلنامه ی معمار شماره ی ۳۹ به چاپ رسیده است. لطفا نظر بدهید.

ايمان رئيسي

 بهرام شيردل، معمار پرآوازه ي ايراني، جديدترين پروژه اش را در شماره ي گذشته ي فصل نامه معمار (شماره 37 ) ارائه كرده است. مركز تجارت شيراز بهانه اي شد تا به طرح پرسش هائي از اين معمار برجسته ي كشورمان بپردازم .

1 – مركز تجارت شيراز چه جايگاهي در معماري امروز جهان دارد ؟ آيا ايده هاي مطرح شده در اين پروژه، مي توانند در معماري امروز جهان مطرح شوند؟

با تحليل ايده هاي مطرح شده در اين پروژه ، مي توان به اختصار، منشأ تعدادي از آنها را پی گيری كرد :

الف:ايده ي فضاي تهي(VOID)در ميان پروژه، به بهترين وجه در پروژه طاق لا دفانس (Grand Arc) اثر اسپركلسن ارائه شده است .

ب: ايده ي قرارگيري پروژه در امتداد محور تاريخي شهر هم، در پروژه ي طاق لا دفانس مطرح شده بود.

ج : ايده ي باغ – بام كوربوزيه هم، از دهه 20 قرن بيستم تا كنون به شيوه هاي متفاوتي مورد استفاده قرار گرفته است .

د: ايده ي رابطه ي معماري با شهر ، از، برج سيگرام اثر ميس وندرو مطرح شد و با موسسه مطالعات معماري و شهر (IAUS) كه آيزنمن مدير آن بود، توسعه يافت و معماراني چون آلدو روسي با كتاب معماري شهر The architecture of the city و كولهاس با كتاب نيويورك تبدار Delerious New yourk سعي در پرداختن به اين مقوله داشته اند و بطور كلي از دهه 60 تا كنون همواره بحث رابطه ي معماري با شهر و اختصاص قسمتي از معماري به فضاي شهري مطرح بوده است .

ر : ايده منطقه گرائي (Regionalism)  توسط فرامپتون مطرح شد و توسط بسياری از معماران مورد استفاده قرار گرفته است و تا آنجا پيش رفت كه كولهاس هم در كتابخانه عمومي سياتل به تأثيرپذيري نماهاي چهارگانه ي ساختمان ، از خيابان هاي اطرافش اشاره مي نمايد .

ز : ايده ي تغيير الگوي برج هاي تجاري هم در برج ماكس راينهارد اثر

 آيزنمن و برج CCTV  اثر كولهاس مطرح شده است .

س : ايده ي تداخل عملکرد ها  Mixed use  هم به شايستگي در تعدادي از پروژه هاي كولهاس از جمله پروژه كونيگن جوليانا پلين در لاهه و مجموعه چند عملكردي لوئيز ويل در كنتاكي مطرح شده است .

بنابراين ، آيا مي توان گفت كه پروژه مركز تجارت شيراز، ‌ايده ي جديدي در معماري امروز دنيا مطرح نكرده  است و تنها يك كلاژ موفق است ؟

2 – چه تحولي در تفكر بهرام شيردل بوجود آمده كه ديدگاه او نسبت به معماري، از پروژه ي بانك توسعه صادرات ايران (1375 ) تا پروژه ي مركز تجارت شيراز (1385)، تا اين حد تغيير كرده است .

آيا مي توان گفت شيردل در سال 1375 نگرش مطرحي در معماري روز دنيا داشت، كه اوج آنرا در پروژه هاي تالار همايش نارا و بانك توسعه صادرات ايران ديديم ؟

آيا ده سال حضور در ايران باعث شده كه او از معماري روز دنيا فاصله گرفته

 و با شرايط امروز جامعه و معماري ايران كنار آمده است ؟

آيا رضايت دادن به رويکرد معماري مدرن كه معتقد بود ساختمان 4 نما دارد (مركز تجارت شيراز) در مقايسه با رويکرد معماري امروز كه معتقد است ساختمان n نما دارد (بانك توسعه صادرات ايران ) قابل قبول است ؟

3 – آيا مي توان پروژه مركز تجارت شيراز را ، متعلق به شيراز دانست ؟

آيا ايده باغ- بام در ارتفاع 25 متري از سطح زمين، ‌يا مطرح كردن محور فرضي دروازه قرآن و دروازه بوشهر- كه داراي چنان تاثيري در شهر نيست كه بتوان از آن بعنوان محور ياد كرد – كافي است تا بگوئيم :" اين معماري منحصر به شهر شيراز است و شايد نتيجه اي نمادين براي اين شهر ايجاد كند" ؟

با توجه به اينكه انتظار از بهرام شيردل بعنوان يك معمار مولف ، اين است كه مانند پروژه هاي تالار همايش نارا ، طراحي شهري چانگ ليو در چين و بانك توسعه صادرات ايران ، همواره به طرح ايده هاي جديد بپردازد،‌ اين سئوالات را مطرح كردم و پرسش آخر اينكه :

آيا با حضور بهرام شيردل در ايران ، او را بايد با معماران ايران مقايسه كرد ؟ يا مي توان اميد داشت كه او در سطح بين المللي مطرح است و در آن عرصه حرفي براي گفتن دارد .

   + ایمان رئیسی ; ۱:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۸/۱۱
comment نظرات ()