شب نوشت های ایمان رئیسی

روز پژوهش

شنبه 25 آذر، روز پژوهش بود و قرار بود آقای کامران افشار نادری پیرامون هویت، اصالت و خلاقیت در طراحی معاصر سخنرانی نمایند، که به علت بارش برف در راه، سفر ایشان به قزوین لغو شد! و با توجه به درخواست آقای دکتر سلطانزاده در ساعت 12، یکی از سخنرانی های قبلی ام در خانه هنرمندان ایران با موضوع "تناقض کولهاس" را در ساعت 13 تجدید نمودم.

قرار بود در این روز در ستایش هویت سخن گفته شود، اما از خوش حادثه معماری معرفی شد که همواره در نکوهش هویت نوشته و طراحی کرده است!

کولهاس در مقدمه ی مقاله ی "شهر عام" نوشته است:

"آیا شهر امروز- از هر نظر - مانند فرودگاه امروز است؟ آیا این همانندی را می‌توان به صورت یک تئوری بیان کرد؟ و اگر چنین است، شکل و وضعیت نهایی آن چگونه خواهد بود؟ انطباق این دو، تنها به قیمت دفع هویت امکان پذیر است. این امر معمولاً نوعی زیان تلقی می‌شود. اما زمانی که در چنین مقیاسی اتفاق می‌افتد، بایدمعنایی داشته باشد. هویت چه زیان‌هایی در بر دارد و فواید بی‌هویتی کدامند؟

اگر همگن کردن، که تصادفی به نظر می‌رسد و معمولاً با تاسف همراه است، نوعی جریان ارادی و حرکت آگاهانه از تمایز به سوی تشابه باشد، آن وقت چه می شود؟ اگر جریانی که شاهد آن هستیم، نوعی حرکت آزاد سازی جهانی با محتوای"مرگ بر شخصیت!" باشد، چه اتفاقی می‌افتد، پس از نابودی هویت، چه بر جای می‌ماند؟ امرعام؟

تا آنجا که هویت، به منزله حاصل اصلی ماده- از جمله واقعیت تاریخی، شرایط و موقعیت و وضعیت موجود- مطرح است، بعید به نظر می‌رسد که هیچ یک از امور امروزی، که ما ایجاد کرده‌ایم، در آن دخالت داشته باشند. ما خود، گذشته را تحلیل می‌بریم و تمام می‌کنیم، تا جایی که تاریخ ذخایر خود را در معماری به ودیعه نهاده است. کمیت های انسانی کنونی، ماده ی قبلی را به ناچار، مصرف و تمام می‌کنند. هویت به معنای این نحو مشارکت، به شکست می انجامد: نه فقط در محدوده ی فوق- یعنی در مدل ثابت افزایش مداوم جمعیت- سهم آن به تناسب کمتر و کمتر می‌شود، بلکه در عین حال با از دست دادن استعدادهای خود در طول زمان، فرسوده می‌شود و وضعیت نامطلوبی پیدا می‌کند. به این معنا که هر چه بیشتر مورد استفاده ی نادرست قرار گیرد، ‌از اعتبار آن کاسته می‌شود، تا حدی که کمک‌های بی‌ارزش آن، توهین آمیز به نظر می‌رسند. انبوه توریست‌هایی که افزایش روز افزون، آنها را به بهمن شبیه می‌سازد، این بی‌مایگی را افزایش می‌دهند و در جست و جوی دائمی‌"شخصیت"، هویت‌های موفق را به غباری بی‌‌ارزش تبدل می‌کنند.

هویت، شبیه تله موشی است که در آن تعداد هر چه بیشتری موش باید در طعمه‌ای اصلی با هم شریک شوند، و در بررسی دقیق‌تر، شاید قرن‌ها خالی مانده باشد. هویت قوی تر، محبوس تر است و بیشتر در مقابل رشد، تفسیر، تجدید و تناقض مقاومت می‌کند. هویت به چیزی شبیه یک فانوس دریایی تبدل می‌شود.- ثابت، [و] بیش از حد انعطاف پذیر: جابجایی وضعیت آن، یا تغییر مسیری که هویت آن را مشخص می‌کند، فقط به قیمت تزلزل در هدایت، امکان پذیر است. (پاریس فقط می‌تواند هر چه بیشتر پاریسی شود- که هم اکنون در جهت تبدیل شدن به یک ابر پاریس است.)" (کولهاس، رم، کوچک، متوسط، بزرگ، خیلی بزرگ، گزیده ترجمه ایمان رئیسی، نشر خاک، چاپ دوم، 1387)

اینجا

   + ایمان رئیسی ; ۱:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٢٧
comment نظرات ()