شب نوشت های ایمان رئیسی

نيشابور، عصاره ی ايران

نيشابور باستان :

نيشابور شهري پر آوازه است كه در دوره هاي مختلف تاريخ به نامهاي گوناگوني از آن ياد شده است : “ رئونت ، تمام آپار خشتر ، ابر شهر ، ايرانشهر ، نوشاپور ، نيوشاپور ، نيسابور ، نشابور ، شادكاخ ، شادياخ ”1

“ نام اين شهر در اوستا به گونه اي “رئونت ” آمده است ، به معني دارنده شكوه و جلال”2

همچنين از نيشابور در شاهنامه با عنوان “ريونيز ” ياد شده است و “ چنين پيداست كه در يكي از نبردهاي ميان ايرانيان و تورانيان ويران گشته است و در هنگام شاپور اردشير ساساني دوباره آنرا ساخته اند و گواهي “نامه ي شهرستانهاي ايران ” در باره آن چنين است :“شهرستان نيشابور (را) شاپور اردشيران كرد (ساخت ) بدانجا كه پهليزك تور را كشت (يا شكست داد ) و به همان جاي فرمودن كردن (ساختن ) ش .

و چنانكه ديده مي شود ، در اين نامه كهن ، نام دوره ساساني آن نيوشاپوهر ، يعني شاپور نيو يا شاپور گرد يا شاپور پهلوان آمده است .”3

 

بطوركلي نيشابور شهري است كه :

“زندگي درازش شايد به درازي عمر ايران زمين باشد.”4و به همين دليل “در سرتاسر تاريخ پر نشيب و فراز آن افسانه و واقعيت به هم آميخته است :

بناي آن را به انوش بن شيث آدم يا تهمورث ديو بند نسبت مي دهند و تخريبش را به افراسياب و بازسازي آن را به ايرج افريدون و مي گويند كه چون نوبت به منوچهر رسيد “به قهندز امد و حوالي آن خندق حفر كرد و آتشكده در آنجا ساخت .” و اينهمه به دست شهرياران ! انجام گرفته است . اما در بعد واقعيت آنچه مي دانيم اين است كه نيشابور در دوران اوليه اسلامي ، شهري بوده است ، مهم ، آباد و گردنكش ، بازمانده از دوران ساساني و روايت است كه تجديد بناي آن به دست شاپور دوم ساساني در قرن چهارم ميلادي صورت گرفته است و اصل آن شهر شاپور اول پسر اردشير در كنار كهندژي باستاني بنا كرده بوده است . و اين كهندژ خود گواهي است براينكه نيشابور در هر حال كهن تر از يك شهر دوره ساساني و چه بسا در دوران پارتها يا بيش از آن نيز مكاني حائز اهميت بوده است. چرا كه استرابون و هرودوت از آن همچون نگين خشتر پادن پارت ياد كرده اند. ”5

 

“در مكانيابي و پي افكني نيشابور نيز ردپاي عوامل نماديني كه در عين حال سندي بر ديرينگي آن نيز هستند، به چشم مي خورد . يكي وجود آتشي خود سوز در كوه ريوند و ديگر چشمه آبي به نام چشمه سو (سبز) بر فراز كوه بينالود ، كه هر دو در زمان ساسانيان اهميت مذهبي به سزايي داشته اند و البته پيشتر از آن را اطلاعي نداريم . يكي جايگاه آتشكده مهم “برزين مهر” شده و ديگري مبناي ساختن معبد ناهيد كه زيارتي و مذهبي آنجا ، نيشابور را به صورت اقامتگاه استراحتي وزيارتي يزدگرد دوم درآورده بود. ”6

“000 هرگاه به سازمان فضايي و ساخت شهر نيشابور دوران ساساني بپردازيم ، مشاهده مي كنيم كه اصول حاكم بر زندگي مادي و اين جهاني با مهارت با نمادها و ارزشهاي معنوي تلفيق شده اند.

 

نيشابور همانند ساير شهرهاي ساساني به شكل چهارگوشه يا چهار دروازه بوده است . الحاكم در اين باره مي نويسد :“000 و بر چهار جانب شهر چهار دروازه بساخت 000و نيز نوشته اند كه شهر ساساني با وجود چهار دروازه خود كه به چهار جانب عالم بازمي گشت ، بخشي از اصول اعتقادي اين دوره را به نمايش مي گذاشت .”

بنا به توصيفات ابن حوقل و استخري شهر باز مانده از دوره ساساني در سده چهارم ، به سه قسمت تقسيم مي شده است :

1-شهر خاص            2- پاسدار خانه         3- نواحي خارج شهر

كه دنباله همان الگوي ساساني است و اضافه ميكنند كه شهر چهار دروازه داشته و به چهل پاسگاه تقسيم مي شده است.”

 

حمد الله مستوفي درباره بنيان شهر در دوره          ساساني چنين مي نويسد : “روايت است كه در زمان حكومت شاپور در خراسان ، شهري ويران بوده كه وي آن را آبادان كرده 000دور باروي اين شهر پانزده هزار گام و بر شيوه رقعه شطرنج هشت قلعه در هشت قلعه نهاده اند. و جانشينان ساسان مغ بد را عادات چنان بود كه شهرها را به هئيت و هيبت جانوران مي ساختند . و شاپور ذو الاكتاف در عمارت آن شهر سعي مي كرد.”

اعداد4،40 يا تقسيمات 8×8 شهر بر مبناي رقعه شطرنج ، نماد ديگري است از حاكميت جنبه هاي نمادين در طراحي اين شهر ، واژه ي شطرنج يا شترتگ ، برگرفته از واژه “پاتورانگا” سانسكريت به معناي “نمونه كار مملكت داري و جنگجويي است و شكل تخته شطرنج نمودار نگاشتي “معبد”يا شهر و اين طرح رمز عالم وجود به مثابه “ميدان عمل ” قدرتهاي الهي است.”7

 

“اما از سه آتش بزرگ ايرانشهر ، يكي در نيشابور زبانه مي كشيده، زيرا كه آتشكده آذرگشسب در كردستان و آذربايجان ويژه شهرياران و ارتشتاران بوده ، و آتشكده فرنبغ (فرايزدي) در لارستان فارس ويژه موبدان و دستوران و دينياران بوده ، و آتشكده برزين مهر در كوه ريوند نيشابور ويژه كشاورزان و دستورزان ايراني !”8

از آنجا كه آذر برزين مهر ، آذر مردمان ايران به شمار مي رفت، ديداركنندگان آن همانند دو آتشكده ديگر، ويژه نبودند، و بسيار بودند و همواره از همه سوي ايران مردمان كشاورز و دستورز رو به سوي آن آتش مي آوردند و همهمه كاروانها و زندگي كاروانسراها و هياهوي راهها از همه سوي ايران به سوي نيشابور مي گذرد و از آنها در كتابها ياد شده است چنين است:

1-     راه شرقي از پاسارگاد و تخت جمشيد به خراسان و نيشابور ،

2-     راه نيشابور به هرات،

3-     راه نيشابور به مرو و آسياي مركزي ،

4-     راه نيشابور به درياي مازندران ،

5-     راه نيشابور به جنوب كرمان ،

6-     راه نيشابور به ري و همدان و آذربايجان (جاده ابريشم )،

7-     راه نيشابور به توس ،

8-     راه نيشابور از كوير به يزد و كاشان .”8

 

نيشابور در دوران اسلامي

“مطالب جغرافي نويسان و تاريخ نگاران درباره نيشابور سده هاي اول هجري تاكيد بر اين دارد كه ساختار كالبدي دوران ساساني بر اساس كهندژ وشارستان و ربض بر جاي مانده بوده است ، اما با اين تفاوت كه اين بار ، آنجا كه امكان زندگي مردم عادي است شهر است، حومه يا ربض كه دروازه هاي متعدد دارد (چرا كه اكنون شهر اينجا است و اقتضاي محصور شدن دارد ) و بازارها و اصناف در آن گرد آمده اندو 000اينهمه حكايت از وارونه شدن نظام قبلي دارد . اكنون ربض است كه اهميت دارد و كهندژ ديگر متروكه اي بيش نيست و شارستان محدود و خرد است ، و هم در ربض است كه مسجد و دارالاماره و بازار ساخته مي شود و خانه هاي مردم (امت ) در اطراف اين سه عنصر شكل مي گيرد كه هر يك نمود كالبدي بخشي از جامعه يكپارچه اسلامي است.

اين طرح كلي ساختار شهرهاي ايران دوران اسلامي است كه با بررسي تاريخ نيشابور آن را در آنجا نيز پيدا مي كنيم.”9

 

“نخستين امير ايراني كه در نيشابور تخت نهاد، ابومسلم مروزي سپاهبد جوان ايراني بود كه به ياري سپاه خراسان بني اميه را پس از يك سده ستم از بساط زمين بزدود (سال 131 ه.ق)

پس از او ، سنباد گبر نيشابوري به خونخواهي ابومسلم از نيشابور برخاست و چند سال با سپاهيان بني عباس جنگيد و سالها شرق ايران را از دستبرد عباسيان آزاد كردتا سال 138 ه.ق.

طاهريان از سال 206 در خراسان آزادي خود را از بغداد آشكار كردند و در سال 207 نام مامون را از خطبه هاي نماز بيفكندند و نيشابور را پايتخت خويش گردانيدند.

يعقوب ليث ، در سال 259 باز مانده هاي طاهريان را در نيشابور بشكست و چندي در نيشابور بزيست.

پس از شكست عمروليث از اميراسماعيل ساماني در سال 287ه.ق بخارا پايتخت خراسان گرديد و همواره از سوي ايشان اميدي بر نيشابور فرمان مي راند و در زمان فرزندان سبكتكين ، نيشابور سر از فرمان تاتار آزاد داشت و گهگاه شاهان سفري به آن شهر مي كردند.

 

فرزندان سلجوق از آغاز كشاكش با فرزندان سبكتكين گاهگاه نيشابور را پايتخت قرار مي دادند ، اما آلب ارسلان و ملكشاه و سنجر بيشتر در اين شهر بسر ميبردند.

در سال 549 ه.ق در زمان سنجر سلجوقي چون غزان بر نيشابور يورش آوردند به مردم شهر نيشابور نامه نوشتند كه آنانرا بپذيرند و مردم شهر از پيشواي مذهبي خود امام محمد يحيي فرمان خواستند و او فرمان به جنگ با آنان داد000 و چون آنان پيروز شدند ، شهر را به آتش كشيدند و همه كتابخانه ها را غارت كردند و كتابها را سوختند و چندان در دهان امام محمد يحيي خاك ريختند كه او خفه شد! و شاعران بزرگ چون انوري و خاقاني در مرگ او سوگنامه ها سرودند ، چنانكه در زمان زندگيش مدحها سروده بودند. در زمان خوارزمشاهيان (فرزندان آلتونتاش ترك كه به فرمان محمود بر خوارزم يعني دل ايران فرمانروا شدند، و لقب خوارزمشاهي را تا ويران كردن ايران با خويش به اين و آن سو بردند)، چنانكه همه تاريخ نويسان يك زبانند ، مردم شهر نيشابور خود به رهبري فرماندهان مردمي در برابر سپاه مغول ايستادند و جنگيدند. چون داماد چنگيز به تير نيشابوريان كشته شد، آن يورشگر تاريخ با همه سپاهيانش پيرامون شهر را بگرفت و سوگند خورد كه نيشابور را ويران كند و بر فراز آن جو بكارد ! مردم نيشابور از هيچ جا ياري نيافتند، اما خود در برابر سپاه مغول ايستادند و پيمان بستند كه مغولان يك دختر از نيشابور نگيرند000خانه به خانه جنگيدند و در هر خانه ، آنگاه كه چشمان آن خونخواران از دز و ديوار شكسته به اندرون مي افتاد 000پدر با شمشير دختركان و پسركان و آنگاه بانوي خانه خود را مي كشت، پسانگاه به دست مغولان كشته مي شد000و اينچنين نيشابور به زير خاك رفت !”10

 

نيشابور معاصر

نيشابور شهري است خفته در اعماق و قرار گرفته بر چهار راه حوادث ، شهري پرخاطره و عبرت انگيز و به گفته دكتر اسلامي ندوشن :“كمتر شهري در سراسر ايران مي توان يافت كه به اندازه نيشابور عبرت انگيز و پرخاطره باشد. شهر باشكوه و نازنيني كه روزگار مانند پهلوانان تراژدي ، بزرگترين عزت ها و بزرگترين خواريها را بر او آزموده است.’’ 1و به گفته دكتر محمد رضا شفيعي كدكني :“نيشابور فشرده اي است از ايران بزرگ 000 كه تاريخ آنرا بايد از گوشه و كنار كتابهاي كهنه و سفالهاي عتيق موزه هاي بيگانه و سنگ قبرهاي شكسته فراهم آورد، چرا كه چيزي براي او باقي نگذاشته اند و هر چه داشته با فيروزه هايش ، در غارت شبانه تاتار ، گاهي نگين انگشتري زاهدان ريايي شده است و گاهي خورجين اسب روسبيان را آراسته است000آري به راستي تاريخ اين شهر اسطوره اي ، همچون قدح بلوريني بر سنگ شكسته ، تكه تكه شده و هر پاره اي از آن در گوشه اي افتاده و تنها در صورت داشتن تمام ذرات گم شده آن ، با كيمياي عشق مي توان آن قدح را به هم جوش داده ، كامل كرد”.2

با اين مقدمه به سراغ توصيف نيشابور در دوران معاصر و خصوصيات اقليمي و جغرا فيايي آن مي پردازيم .

                                      زيباتراز صبح دشت نيشابور آيا ديده ايم؟

                                                          000اينك پگاه زيباي نيشابور

                                                          كليدر – محمود دولت آبادي

 

“در اوايل قرن نهم هجري (808ه.ق)بار ديگر نيشابور با زلزله شديد كاملاً ويران گرديد و شهر فعلي در شمال غربي خرابه هاي شهر قديم ساخته شد . پس از اين تغيير مكان ، نيشابور با وسعتي اندك ، باغ ها و آبهاي فراوان و روستاهايي آباد به حيات تاريخي خود ادامه داده است.”3

“در آغاز سده چهاردهم هجري ، شهر نيشابور به شكل مربع مستطيل بود كه پيرامون آن به 3300گز (3432 متر ) مي رسيد. دو خيابان يكي از مشرق به مغرب و ديگري از جنوب به شمال امتداد مي يافت كه اين دو تقريباً در وسط شهر ، يكديگر را قطع مي كردند و نقطه تقاطع اين دو ، چهار بازار نيشابور خوانده مي شد. اين چهار بازار از هر سمت به دروازه اي منتهي مي گرديد كه به ترتيب عبارت بوداز: از شرق به دروازه مشهد ،از جنوب به دروازه عراق ، از غرب به دروازه پاي چنار و از شمال به دروازه ارگ . در حدود ده هزار نفر ساكنان شهر در چهار كوي سر تلخ ، بالا گودال ، سرسنگ و سعد شاه زندگي ميكردند.

 

صرف نظر از سادات قديمي شهر كه به حكم سنت ديرينه ، مستمري خاص داشتند و مشمول تخفيف هايي از طرف دولت بودند ، اكثريت قريب به اتفاق نيشابوريان از راه كشاورزي و كار در معادن فيروزه و نمك امرار معاش مي كردند.

در اوايل قرن حاضر حصار و باروي شهر در هم شكسته و دروازه هايش برداشته شد و شهر خارج از خندق به سمت شمال و شمال غرب توسعه يافت و در اين زمان ، شهر داراي بازار ، محلات متعدد و دو خيابان اصلي متقاطع ،يكي جنوب شرقي،شمال غربي (خيابان امام خميني ) و ديگري با جهتي شمال شرقي – جنوب غربي (خيابان فردوسي)بوده است.

 

در دهه هاي اوليه قرن چهاردهم ه.ق (1313 ه.ش) همچنين با تعريض خيابان امام از ميدان باغات تا دروازه مشهد ، سه ميدان به نامهاي : ميدان خيام ، ميدان ايران و ميدان حافظ ايجاد گرديد. به موازات توسعه خيابانهاي شهر ، ساختمانهاي دولتي به سبك نوين توسط آلمانيها در خارج از محدوده مسكوني شهر ساخته شد كه شامل شهرداري و فرمانداري فعلي ميباشد.

بعد از سال 1336 ه.ش روند توسعه شهر شدت يافت . تا اين زمان به علت عدم دسترسي به آب ، توسعه شهر در جهت مجاري آب يا قنوات ميسر بوده، ولي پس از اينكه آب لوله كشي در اختيار مردم قرار گرفت سكونت در هر نقطه اي از شهر ممكن گشت و پس از افتتاح راه آهن سراسري تهران – مشهد نيز برخلاف شهرهاي كشورهاي غربي ، توسعه شهر به سمت جنوب محدود شد .

 

اساس طرح جامع شهر از سال 1350 ه.ش مطرح و پس از چند سال به مرحله اجرا در آمد .طبق طرح جامع ، خيابانهاي جديدي مثل ارگ جنوبي ، شريعتي ، 15 خرداد و 17 شهريور كه بافت قديم و جديد را به يكديگر متصل مي كرد ، احداث شد . خيابان كمربندي نيز در شمال شهر جهت محدود كردن توسعه شهر به طرف شمال به اجرا در آمد .

تا سال 1350 اكثر منازل مسكوني در سطح شهر يك طبقه و بندرت دو طبقه ساخته مي شد و بادگيرها بر فراز منازل ، چهره خاصي به اين واحد ها داده كه بعد از سال 1350 تا تشديد سرمايه گذاري دولت در امر توسعه شهرها ، چهره و بافت اين شهر نيز دگرگون و ساختمانهالي دو و سه طبقه در شهر ساخته شد.

بعد از انقلاب اسلامي روز توسعه شهر در جهت شمال و شمال غربي ادامه مي يابد به طوري كه شهرك هاي متعددي در اين منطقه كه اكثر ساكنان آنها را كارمندان دولت تشكيل ميدادند به وجود آمد .”4

 

موقعيت و وسعت

“شهرستان نيشابور يكي از شهرستانهاي بخش مركزي استان خراسان است كه بين 58 درجه و 19 دقيقه تا 59 درجه و 30 دقيقه طول جغرافيايي و 35 درجه و 40 دقيقه تا 36 درجه و 31 دقيقه عرض جغرافيايي در حاشيه شرقي كوير مركزي ايران واقع شده است .

          شهر نيشابور در 120 كيلومتري غرب مشهد و 767 كيلومتري شرق تهران واقع است . وسعت شهرستان نيشابور بالغ بر 8722 كيلومتر مربع بوده كه معادل 9/2 درصد وسعت استان و 53/0 درصد وسعت كل كشور مي باشد .

 

توپوگرافي

از كل وسعت شهرستان نيشابور ، حدود 400 كيلومتر مربع آن دشت و مابقي را ارتفاعات تشكيل مي دهد . ارتفاعات بينالود در شمال دشت نيشابور قرار دارد و در ادامه آن بلنديهاي ليلاجوق و يال پلنگ در شرق ، امتداد سلسله جبال البرز در استان خراسان است كه داراي جهتي شمال غربي – جنوب شرقي مي باشد . ارتفاع اين كوهها در شمال نيشابور (قله بينالود ) به 3200 تا 3400 متر بالاتر از سطح دريا مي رسد كه از مرتفع ترين قلل كوهاي خراسان و نيز بلندترين نقطه نيشابور به شمار مي آيد .

دشت نيشابور از سمت غرب نيز توسط رشته كوه طاغنكوه از شهرستان سبزوار و از سمت جنوب توسط ارتفاعات كوه سرخ ، سياه كوه ، كوه نمك ، و تپه ماهورهاي نيزه بند از شهرستان كاشمر جدا و محدود شده است .

شيب عمومي دشت نيشابور شرقي غربي است و علاوه بر آن ، قسمت عمده دشت و به ويژه قسمتهاي شمالي آن نيز داراي شيبي با جهت شمالي – جنوبي مي باشد .”5

 

آب و هوا

“تغييرات درجه حرارت چه به لحاظ زماني و چه به لحاظ مكاني در شهرستان نيشابور زياد است . سردترين مواقع سال بهمن ماه (ژانويه ) است . كه متوسط درجه حرارت آن (در دوره اقليمي 1340-1369 ه.ش ) در نيشابور معادل 2/0- درجه سانتيگراد و گرم ترين ماه سال ، تيرماه (جولاي ) داراي متوسطي برابر با 9/25 درجه سانتيگراد در ايستگاه نيشابور بوده است . حداكثر مطلق درجه حرارت در نيشابور 42 درجه سانتيگراد بوده كه نشانه گرماي شديد اين منطقه در تابستان مي باشد .

فصل بارندگي در منطقه ، از آبان ماه آغاز و تا ارديبهشت ماه ادامه مي يابد . بيشتر ريزشها در ارتفاعات و بخصوص خط راس “قله ها ” به صورت برف مي باشد . نيشابور داراي متسط بارندگي حدود 4/434 ميليمتر ، حداقل بارندگي برابر 131 ميليمتر و دامنه تغييراتي 4/303 ميليمتر بوده است .

 

منحني آمبروترميك ايستگاه نيشابور نيز تغييرات ماهانه درجه حرارت ، بارندگي و طول دوره خشكي منطقه را در يك سال به خوبي نشان مي دهد .

بررسي انجام شده بر روي چگونگي سمت و جهت وزش باد در منطقه نيشابور ، بدون در نظر گرفتن زمان وزش آنها نشان مي دهد كه باد غالب سالانه باد جنوب شرقي با 12 درصد فراواني وزش ، بادهاي شرقي 10 درصد و بادهاي غربي 9 درصد ، جهات وزش باد را تشكيل داده اند .

 

شهرستان نيشابور به دليل محصور بودن در حصارهاي كوهستاني و قرار گرفتن در حاشيه شرقي كوير مركزي ايران داراي اقليم مناطق نيمه خشك تا خشك سرد در ناحيه دشت و اقليم مناطق نيمه خشك سرد در نواحي كوهستاني آن مي باشد .

تمامي جريانات سطحي نيشابور در حوضه آبريز كوير مركزي ايران جريان داشته ، عمدتاً به وسيله رود شور (كال شور ) به عنوان زه كش حوضه و طويل ترين رودخانه شهرستان با جهتي شرقي غربي از حوضه نيشابور به سمت كوير مزينان در سبزوار خارج مي گردند.”6

 

جمعيت

“بر اساس نتايج سرشماري 1375 ، جمعت نيشابور 42904 نفر بوده كه 169131 نفر آن (حدود 41 درصد ) در نقاط شهري و 243773 نفر در حدود 59 در صد در نقاط روستائي سكونت داشته اند.

شهرستان نيشابور بر اساس آخرين تقسيمات سياسي كشوري ، داراي 5 بخش ، 15 دهستان ، 609 آبادي داراي سكنه ، و 5 شهر به نامهاي نيشابور ، درود ، خروين ، بزغان ، و قدمگاه مي باشد .”7

 

«این متن از رساله کارشناسی ارشد معماری ایمان رئیسی آورده شده است.»

1 نيشابور – علي طاهري – صفحه 49

2 نيشابور پايتخت ايالتي – فريدون  جنيدي – صفحه 327

3 همانجا – صفحه 328

4 نيشابور – لادن اعتقادي – صفحه 554

5 -همانجا – صفحه 554

6 – همانجا – صفحه 555

7 – همانجا – صفحه 555و 556

8 – نيشابور پايتخت ايالتي – فريدون جنيدي – صفحه 330

9 –نيشابور – لادن اعتضادي –صفحه 558

10 – نيشابور – فريدون جنيدي – صفحه 333 و 334

1 – محمد علي اسلامي ندوشن – صفير سيمرغ – صفحه 155

2 – تاريخ نيشابور – تصحيح دكتر ششفيعي كدكني – پيش گفتار

3 – نيشابور – علي طاهري – صفحه 3

4 همانجا – صفحات 68و 70

5 همانجا – صفحه 7و8

6 همانجا – صفحات 6-14

7 همانجا صفحه 20

* - تصوير نقشه نيشابور باستان از كتاب نيشابور نوشتة چارلز ويلكينسون آورده شده است.

   + ایمان رئیسی ; ٦:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱۱/٢٩
comment نظرات ()