شب نوشت های ایمان رئیسی

نوروز ۱۳۸۶ پيروز باد.

 نوروز

روز هرمزد فروردين سال 487 (پ.م.) ، تخت جمشيد ساعت 59/5 دقيقه بامداد .

داريوش شاه بزرگ هخامنشي بر تخت پادشاهي تكيه زده و به همراه درباريان منتظر مشاهده نمودن تابش اولين اشعه خورشيد به درون كاخ سه دروازه اند. سنگ مربعي كه در وسط اين تالار قرار گرفته بي صبرانه منتظر نورافشاني خورشيد است . در اين لحظات همه‌ي نفسها در سينه حبس شده و حاضران از شادي در پوست خود نمي گنجد . مشاهده نوروز حقيقي پس از 1461 سال توسط آنان در تخت جمشيد پديده‌ي بسيار نادري بود كه همه كس شانس ديدن آن را نداشت .

داريوش به سنگ و علائم روي آن خيره شده بود تا اولين كسي باشد كه نوروز بزرگ را مشاهده كرده و شروع نوروز را به همه بشارت دهد . ناگهان پرتويي از روزنه بالاي كاخ به درون تابيد و اثرش بر سنگ وسط كاخ نمايان شد و داريوش فرياد برآورد: نوروز، نوروز بزرگ.

صداي شور و شادي برخاست؛ سازها به صدا درآمد و رقصندگان به رقص.

در ساعت 6 بامداد روز اول (هرمزد) فروردين 487(پ.م.) نوروز حقيقي به وقوع پيوسته بود و درباريان سلام نوروزي به پادشاه مي دادند و كاخ را ترك مي كردند تا در جشن باشكوهي كه در صفه هاي كاخ بر پا شده بود بپيوندند. 

 

در پيدايش نوروز

“نوروز آغاز سال ايرانيان است . جشن بزرگ و ارجدار و زيبايي است كه هزاران سال است همچون ستاره اي تابناك بر تارك تاريخ و فرهنگ ايران زمين مي درخشد و نور افشاني مي كند . 

نوروز جشن طبيعت است ، جشن سپهري است و نمونه بسيار جالبي از هوش و ذوق و درايت نژاد ايراني است . اين جشن بزرگ كه از تنگناهاي تاريخ گذشته و با شكوهمندي و سرافرازي به زمان و بدست ما رسيده است بر خلاف آنچه ادعا شده است ، از هيچ قوم و ملت ديگري اخذ و اقتباس نگرديده ، يك جشن كاملاً آريايي و ملي است كه بر مبناي وضع طبيعي منطقه و اقليم ايران زمين و بر پايه اعتقادها و باورها و جهان بيني ايرانيان بنيان يافته است و ضامن دوام و بقاي آن نيز همانا خصوصيات ذاتي و طبيعي و تاريخي آنست.

نوروز آغاز سال و بهاران و بيداري طبيعت از خواب زمستاني در اين سرزمين است ، روز به سپهر و طبيعت است و بنياد دانشي و نجومي استوار دارد ، از اينرو شايان همه گونه عزت و احترام و بزرگداشت است . بايد آنرا گرامي بداريم و جشن گيريم و بشادي و شادماني پردازيم “نوروز يك عيد و جشن كهن سال و بسيار باستاني ايرانيان است و چه بسا از نياكان آريايي به آنان ارث رسيده است و مسلماً پيش از زرتشت نيز اين جشن برگزار مي گرديده است و شايد بتوان گفت كه آيين نوروزي از سده هاي سيزدهم و چهاردهم پيش از ميلاد نيز مرسوم بوده است ، پس با اين پيشينه روشن مي گردد كه نوروز آن چنان كه پنداشته مي شود يك جشن ديني زرتشتي نيست . بيشتر به زمان “پوريوتكشان” (پيش دينان ) مربوط است .

در اوستا نيز نامي از نوروز برده نشده است ولي پس از زرتشتي شدن بخش بزرگي از مردم ايران و همگاني شدن سال شماري اوستايي در ايران زمين و تطبيق داده شدن ماههاي هخامنشي و اوستايي با يكديگر ، جشن فروردگان كه در روزهاي پايان سال و در دهه آخر ماه اسفند ارمذ اوستايي برگزار مي گرديد، با جشن نوروز در آغاز ماه ادوكنيش هخامنشي يا فروردين ماه اوستايي ، توام شد و كم كم رنگ و بوي زرتشتي به خود گرفت ، به همين علت است كه تنها در برخي از كتابهاي ديني دوران ساساني از اين جشن و برخي آداب مذهبي مربوط به آن يادي شده و در دين زرتشتي به يك چنين جشن بزرگ و دير سال كمتر پرداخته شده است.”1/A

نوروز در شاهنامه  

در داستانهاي آغازين شاهنامه ،(اندر پادشاهي جمشيد) فردوسي كبير به شرح نوروز مي پردازد:

“چو اين كارهاي وي آمد به جاي

به فر كياني يكي تخت ساخـت

كه چون خواستي ديو برداشتي

چو خورشيد تابان ميان هوا

جهان انجمن شد بر تخت او

به جمشيد بر ، گوهر افشاندند

سر سال نو ، هرمز فرودين

به نوروز نو ، شاه گيتي فروز

بزرگان به شادي بياراستند

چنين جشن فرخ از آن روزگار

زجاي مهي بر تر آورد پاي

چه مايه برو گوهر اندر نشاخت

زهامون به گردون بر افراشتي

نشسته بر او شاه فرمانروا

فرو مانده از فر او بخت او

مر آن روز را روز نو خواندند

بر آسوده از رنج ، تن ، دل زكين

بر آن تخت بنشست فيروز روز

مي و رود و رامشگران خواستند

بمانده از آن خسروان يادگار”2 

 

“كوتاه شده آورده هاي فردوسي در شاهنامه درباره منشا نوروز به نثر چنين است كه جمشيد شاه ، پس از انجام دادن كارهاي بزرگ در دوران پادشاهي خود، در سالهاي آخر آن ، با ياري فر كياني و موافق با شكوه پادشاهي ، تختي ساخت و آن را كه لابد از زر و سيم بود با در و گوهر بياراست و هر هنگام كه مي خواست ، ديوان كه موجودات نيرومند و درشت هيكل بودند و كارهاي خارق العاده انجام مي دادند ، تخت را بر دوش گرفته از زمين به آسمان مي بردند و جمشيد بر روي تخت همچون خورشيد بر آسمان ، مي درخشيد.

به انگيزه كارهاي بزرگ و ساختن اين تخت شگفت انگيز كه آوازه اش در جهان پيچيده بود، بزرگان و مردمان از گوشه و كنار جهان رو به سوي تختگاه او نهادند و همگي ارمغانهاي گرانبها از زر و سيم و در و گوهر بر پاي او نثار كردند و شكوه و قدرت و ثروت جمشيد بالا گرفت و نام او پرآوازه گشت .

اين اجتماع بزرگ در تختگاه جمشيد كه استخر و تخت جمشيد بود ، در روز ويژه اي انجام گرفت كه با روزهاي ديگر سال فرق داشت ، آن روز ، روز هرمزد ، يكم روز از ماه فروردين ، آغاز فصل بهار و سال نو بود . در آن روز خجسته كه همه مردم جهان تن از رنج و دل ز كين آسوده و شسته بودند . جمشيد ، شاه ايران كه گيتي از كارهاي او روشني گرفته بود ، شادمانانه و پيروزمندانه بر تخت نشست و جشني آراست و بزرگان و مهمانان خود را بار داد ، در حالي كه رامشگران به رامش و نوازندگان به نواختن رود مشغول بودند، همگي مي گساردند و شادي ها كردند و جشن گرفتند و آن روز را “نوروز ” نام نهادند و اين جشن خجسته و فرخ كه هنوز در ايران زمين برپاست از آن خسروان يعني كيومرث و جمشيد و شاهان ديگر كه در برپاداشتن اين جشن كوشا بودند ، براي ما يادگار مانده است .”3

نوروز در نوروز نامه

“در كتاب نوروزنامه (منسوب به حكيم عمر خيام كه  در اواخر سده پنجم هجري تاليف شده است ) پيرامون منشا نوروز و تحولات آن اشاره هاي دقيق و سودمند و مهمي آمده است .

نويسنده نوروزنامه نيز مانند ايرانيان باستاني معتقد است كه در آغاز آفرينش ، حركت خورشيد در بامداد نخستين روز فروردين از اولين درجه برج حمل شروع شده است و مي گويد 4 “…چون ايزد تبارك و تعالي بدان هنگام كه فرمان فرستاد كه ثبات برگيرد(يعني خورشيد به حركت دربيايد) تا تابش و منفعت او به همه چيزها برسد ، آفتاب از سر حمل برفت و آسمان او را بگردانيد و تاريكي و روشني جدا گشت و شب و روز پديدار شد و آن آغازي شد بر تاريخ اين جهان را ، و پس از هزارو چهارصد و شصت و يك سال به همان دقيقه و همان روز بازرسيد… چون آن وقت را دريافتند ملكان عجم ، از بهر بزرگداشت آفتاب را و از بهر آن كه هر كس اين روز را در نتوانستند مي يافت، نشان كردند و اين روز را جشن ساختند و عالميان را خبر دادند تا همگان آن را بدانند و آن تاريخ را نگاه دارند .”5

در جاي ديگر آمده است :

“چون كيومرث ، اول از ملوك عجم ، به پادشاهي بنشست ، خواست كه ايام سال و ماه را نام نهد و تاريخ سازد تا مردمان آن را بدانند ، بنگريست كه آن روز بامداد ، آفتاب ، به اول دقيقه حمل آمد ، موبدان را گرد كرد و بفرمود كه تاريخ از اين جا آغاز كنند و موبدان جمع آمدند و تاريخ نهادند .”6

همچنين در سبب ايجاد نوروز مي نويسند :

“اما سبب نهادن نوروز آن بوده است كه چون بدانستند كه آفتاب را دو دور بود يكي آنكه هر سيصدو شصت و پنج روز و ربعي از شبانه روز ، به اول دقيقه حمل باز آيد (يك در سال بعد ) به همان وقت و روز كه رفته بود بدين دقيقه ، نتواند آمدن ، چه هر سال از مدت همي كم شود … و چون جمشيد آن روز را دريافت . نوروز نام نهاد و جشن آيين آورد و پس از آن پادشاهان و ديگر مردمان بدو اقتدا كردند .”7

باز در جاي ديگري نوشته است :

“از اين تاريخ (يعني از زمان نهادن تاريخ بدست كيومرث ) هزارو چهل سال گذشته بود و آفتاب اول روز به فروردين كرد و به برج نهم آمد . (در پادشاهي هوشنگ و تهمورث چون كبيسه نمي كردند آغاز سال و نوروز تقريباً در اين مدت نه ماه عقب افتاده بود .) چون از ملك جمشيد چهارصدو بيست و يك سال بگذشت (1461=421+1040) اين دور (يعني دور اول از زمان تاريخ گذاري كيومرث و دوردوم از آغاز آفرينش) تمام شده بود و آفتاب به فروردين خويش به اول حمل باز آمد 000 . پس در اين روز كه ياد كرديم جشن ساخت و نوروز نام نهاد و مردمان را فرمود كه هر سال چون فروردين نو شود آن روز جشن كنند و آن روز نو دانند تا آنگاه كه دور بزرگ باشد كه نوروز حقيقت بود .”8

“اكنون هنگام آن فرارسيده است كه بدانيم يك چنين نوروزي با ويژگيها و خصوصياتي كه داشته است، يعني سالي كه حلول خورشيد به نقطه اعتدا ربيعي و نخستين دقيقه برج حمل در سر ساعت 6 بامداد نخستين روز ماه فروردين يا برابر آن ماه “ادوكنيش” بيفتد و بس ، زيرا با حسابهاي دقيق قهقرائي و جدول هايي كه دانشمندان هيئت و نجوم فراهم آورده اند ، معلوم مي شود كه در سال 487 پيش از ميلاد تحويل سال در روز 28 مارس به افق گرينويچ ساعت 2و 39 دقيقه از نيمه شب گذشته و به افق تخت جمشيد كه حدود 3 ساعت و 21 دقيقه با آن فرق دارد ، در سر ساعت 6 بامداد نخستين روز ماه ادوكنيش هخامنشي يا روز هرمزد فروردين ماه اوستايي اتفاق افتاده است’’ .9

ويژگيهاي نوروز داريوش  

“ نوروز سال 487 پيش از ميلاد يكي از آن نوروزهاي حقيقي بوده كه پيش از آن به گفته نوروزنامه، گشتاسب و جمشيد و كيومرث نيز نظير آنرا درك كرده براي آن جشني بزرگ برگذار كرده بودند. اين جشن كه دو سال مانده به پادشاهي داريوش بزرگ نيز بوده است كه در اهميت و بزرگداشت آن بسيار موثر افتاده است ، زيرا در آغاز اين سال نخستين روز ماه قمري در بابل در روز 29 مارس يعني دوم فروردين ماه يا ادوكنيش هخامنشي بوده است و به اين حساب روز دوم فروردين ، اول ماه قمري بوده و به همين مناسبت به اصطلاح ستاره شناسان اجتماع نيرين بوده كه از نظر نجومي داراي خواص و اهميتي است ، همچنين اول ماه ايراني برابر با اول ماه بابلي (نيسان ) و اولين روز از اولين ماه سال مصري بوده است .

با اين مشخصات كه شمرده شد نوروز آن سال داراي ويژگيهايي بوده كه مغان و ستاره شناسان دربار هخامنشي پس از سي سال از بنياد تخت جمشيد به دستور داريوش ، از روي محاسبات دقيق آن را دريافتند و پس از هزاران سال نوروز را در محل و موقع خود ثابت نگاه داشته، كبسيه هاي يكصد و بيست ساله* را معمول و برقرار ساختند تا مانند گذشته نوروز از جاي خود حركت نكرده در برج ها و فصل ها نگردد و همواره در اعتدال ربيعي يا نزديك به آن ثابت بماند ، با توجه به مشكلاتي كه گشتن نوروز و ماهها در برج ها و فصل ها پديد مي آورد و با توجه به برگذاري مراسم ديني وآييني كه هر كدام مي بايست به موقع و به طور صحيح انجام مي گيرد و با توجه به كارهاي كشاورزي و گردآوري ماليات ها و رسيدگي به حساب ها ، كساني كه در كار گاهشماري و نجوم دست دارند ، به خوبي مي توانند دريابند كه اين اقدام داريوش تا چه اندازه مهم و پر ارج بوده و تا چه اندازه از نظر علمي قابل توجه است ” .10

(این متن از فصل اول رساله ی کارشناسی ارشد ایمان رئیسی آورده شده است.)


1 نوروز- يحيي ذكاء – صفحه 9 

 

1/A نوروز – يحيي ذكاء – ص 43

2 شاهنامه فردوسي –  ژول مول –جلد 1 – صفحه 27

3 نوروز-يحيي زكاء – صفحه 12و 11

4 نوروز – يحيي زكا – صفحه 33

5 نوروز نامه – تصحيح علي حضوري– صفحه 3 و 4

6 نوروز نامه – تصحيح علي حضوري – صفحه 2

7 نوروز نامه –تصحيح علي حصوري – صفحه 19

8 نوروزنامه – تصحيح علي حضوري  – صفحه 7،8و9

9 نوروز – يحيي زكاء – صفحه 47

* بري مطالعه بيشتر بنگريد به صفحه 48 و 49 كتاب نوروز – يحيي زكاء

10 نوروز – يحيي زكاء – صفحه 47 و48

 

   + ایمان رئیسی ; ٤:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/٢٢
comment نظرات ()