شب نوشت های ایمان رئیسی

پروژه: چگونه دکتری بگيريم؟ - قسمت دوم

دانشجويان از سرپرستان شان انتظار دارند تا كارشان را در هنگام پيشرفت خوب بخوانند .

از سمت دانشجويان اين نقطه نظر نمايان مي شود كه سرپرستان فقط بخش كمي از كار ارائه شده را در آخرين لحظه مي خوانند و در حداقل زمان ممكن در مورد آن بحث مي كنند. اغلب دانشجويان فقط از تجربة‌ دريافتي قبلي ، براي باز نويسي مقالات ليسانس تغذيه مي كنند. آنها انتظار دارند كه نكات بر روي  رونوشته ها نوشته شود و ارزيابي كلي صورت گيرد . مفصلاً ايدة‌ آنها مربوط به درس سرپرستي اين است كه  تمام نقاط  بحث به وسيله سرپرست درست شود ولي آيا گزارش پيشرفت كار آزمايشات اخير يا پيش نويس بخشي از پايان نامه ها در كار تحقيقي ، لزوماً بهترين راه براي تفسير كار مي باشد .

بسياري از سرپرستان  ترجيح مي دهند تا روي جنبه بخصوص كار دانشجويان تمركز و مفصلاً در مورد اينها بحث كنند. به اين خاطر است كه آنها مي خواهند با نديده گرفتن وابستگي هاي بي‌ مورد دوره فوق ليسانس‌ دانشجو ، مانع دور شدن دانشجويانشان از  مسير خاص تحقيق شوند  و آنها با نگراني بسيار اميد به توسعه و جلب رضايت  خويش دارند. در همان موقع آنها اطمينان مي يابند كه اين استراتژي شوق دانشجوياني را كه بدنبال انواع ايده‌هاي جالب فرعي كه باعث پيشرفت تحقيق نيستند كم خواهد كرد. به هر حال ، اين روش با نوشتن كار مي تواند منتهي به احساس بد قابل ملاحظه اي در دانشجو و نهايتا از بين رفتن ارتباط دانشجويان و سرپرستان شود. عبارتي كه در ادامه  آمده نشان دهنده تشابه اين مشكل با تجربه ي آدام (Adam) و پروفسور اندروز (Andrews) (معماري) مي باشد:

آدام (Adam) : پس از هفت هفته نوشتن او فقط دربارة‌ يك جنبة‌ خيلي كوچك نوشتن هاي من صحبت كرد. من حالا مي فهمم  كه سرپرست من قصد كمك كردن به من را ندارد. چيزي را كه من مي‌نويسم او نمي‌خواند ، بنابراين من فهميدم كه بايد بدون او موفق ‌شوم.

پروفسور اندروز (Andrews) : هر زمان من يك جنبه‌ از نوشته هاي او را انتخاب مي‌كردم و به او پيشنهاد توسعه آنرا مي دادم و كار استنتاجي و پيشرفت آنرا خيلي رضايت‌بخش مي ديدم.

اگر چه آدام (Adam) در مسير درست بود ، ولي هنوز مطمئن نبود ، زيرا برايش مشخص نبود كه قصد چه كاري را دارد . اينجا است كه ضرورت رابطه شفاف بين طرفين به چشم مي خورد . بيان كار ارائه شده دانشجوي فوق ليسانس به معني بحث در مورد آن است. يك متن بايد پايه مباحث را شكل دهد. اين عملكرد بايد بگونه اي باشد كه بيشتر انديشه هاي دانشجو درباره طرح با ايده‌هاي سرپرست مبادله شود . برخي از نوشته ها ممكن است براي به كار رفتن در فرضيه هاي آينده به صورت يادداشت هايي استفاده شود و حتي ممكن است بخشي از آنها بصورت ذخيره باقي بماند . اما يك كار تكميل نيست و  هر كلمه سزاوار توجه مفصل تري است. وظيفه سرپرستان است كه چگونگي استفاده از يادداشتهاي را در تحقيقات بيشتر براي  دانشجويان مشخص كنند .

 

دانشجويان از  سرپرستان شان انتظار دارند تا در مواقع نياز در دسترس باشند .

اين يك واقعيت است كه اكثريت سرپرستان اعتقاد دارد هميشه براي ديدن هريك از دانشجويانشان كه به آنها احتياج دارند آماده هستند ، اما تعداد زيادي از آنها ، آنگونه كه خودشان اعتقاد دارند در دسترس نيستند. اين تمرين خوبي براي سرپرستان است كه ، براي آسان كردن ارتباطات ، مرتبا با دانشجويانشان قهوه يا ناهار بخورند يا براي آنها نوشيدني بخرند.

يك دليل مهم براي فقدان دسترسي به سرپرستاني كه دفاتر كاري و منشي‌ هاي وفاداري دارند اين است كه منشي‌ها ، آنها را از دنياي بيروني و مخصوصاً از دانشجويان محافظت مي كنند ، حتي اگر منشي‌ها گفته باشند كه دانشجويان هر زمان كه مايلند مي توانند ملاقات داشته باشند ، ممكن است ‌براي دانشجويان دورة‌ فوق ليسانس‌ عبور از اين كانال رسمي براي پرسيدن يك مشكل كاملاً جزئي از سرپرستشان امري مشكل باشد . در نتيجه اين امر مي‌تواند باعث ايجاد دوران طولاني مدت بي كاري و افزايش ركود در برخي از دانشجوياني كه از دو امر كار و دانشگاه مي ترسند شود . از طرف ديگر اين وضعيت باعث ايجاد نااميدي  برخي از سرپرستان و شك دوطرفه درباره انگيزه دانشجو مي شود.

حتي وقتي كه سرپرستان ، منشي‌ و دفتر ملاقات براي محافظت از خودشان در خارج از دفتر كارشان ندارند ، هنوز دانشجويان دورة‌ فوق ليسانس‌ تنظيم يك قرار از پيش  تعيين نشده را مشكل مي دانند ، مخصوصاً اگر به اين معني باشد كه بالاجبار يك در بسته را ب‌زنند.

شيلا (Sheila) فهميد كه اگر سرپرستش را در هنگام قدم زدن در راهرو و يا در ميان محوطه ملاقات كند ، دچار مشكل مي شود زيرا نمي تواند از مسائل  سطحي فراتر رود. به نظر مي رسد در مواردي كه سرپرست براي رسيدن به يك ملاقات يا ارائه يك سخنراني عجله دارد ، درخواست ملاقات خصوصي در اين وضعيت امري نامناسب است . با اينكه در مواردي دانشجويان و سرپرستان در يك آسانسور ، چند طبقه را با هم مي پيمايند ، دانشجويان هنوز نمي توانند مشكلاتشان را بيان كنند و يا بگويند كه احتياج به ملاقات دارند . سرپرستان بايد اين مشكلات را احساس كنند و با در نظر گرفتن ملاقات هاي مرتب آنها را حمايت نمايند .

وقتي كه سرپرستان عدم تمايل خود را به جلسات في‌البداهه با دانشجويانشان به دليل وزن تعهدات به وضوح بيان مي‌كنند ، تقريباً براي خيلي از دانشجويان جرأت تقاضا جلسات اضافي  غيرممكن مي شود. اين امر به اين معني است كه دانشجويي كه دچارمشكل شده بايد با انتظار براي هماهنگي يك جلسه ملاقات ، مجبور به اتلاف وقت خود شود .

 

 

دانشجويان انتظار دارند كه سرپرستان آنها صادق ، دوست و پشتيبانشان باشند.

در فصل 2 ما به تجربه هاي دشوار ، حتي به وسيلة‌ دانشجويان کامل دورة‌ فوق ليسانس‌ ، در برخورد اجتماعي غيررسمي با سرپرستانشان اشاره‌ كرديم . همچنين ما ناداني سرپرستان را از اين مشكلات متذكر شديم. در اين فصل بيشتر توجه بر جنبه هاي   رسمي اين ارتباط  است.

خيلي از فشارهاي  يكسان در حال حاضر موجود است . سرپرستان اغلب احساس مي‌كنند كه اگر رابطه آنها با آسان گيري و صميميت بنا گردد‌،  دانشجويان آنها را دوستانه و صريح درك خواهند كرد . به هر حال ،  همانگونه كه ديده‌ايم، اين يك مورد ضروري نيست. براي مثال، چارلز (Charles) ، كه در حال اخذ دكترا ستاره‌شناسي بود ، گفت :

برانگيختن كنجكاوي  دكتر چادويك (Chadwick) كار بسيار مشكلي است به همين خاطر من مطمئن نيستم كه نتيجه ملاقات امروز گامي بزرگ  در جهت پيشبرد تحقيقاتم خواهد بود. ملاقاتمان معمولا در سكوت مي گذرد ، من منتظر عكس العمل او مي شوم و در مقابل اين انتظار او عكس العمل كوچكي نشان مي دهد و فقط گاهگاهي مرا ياري مي كند. من از او اطلاعات ، كمك يا تشويق زيادي نگرفته ام . من مي‌دانم كه او سرپرست من است و نمي‌خواهم او را تحقير كنم اما در حال حاضر به نظر مي‌رسد كه از او اجتناب مي كنم.

دراينجا، چارلز (Charles) نارضايتي خود را از جلسات توجيهي استادش بيان مي دارد و مي گويد اين امر زندگي را همانند اتاق‌هايي كه فقط با راهرو ارتباط دارند مشكل مي سازد . 

به هر حال دكتر چادويك (Chadwick) هنوز احساس مي كند كه روابط بين آنها معقولانه و رضايت‌بخش است :

اگر چه ما هرگز يكديگر را خارج از مصاحبه هاي رسمي نديده ايم ، روابط ما دوستانه است . جلسات ما منظم و اغلب منصفانه هستند ، اين جلسات در حدود هر دو يا سه هفته‌ يكبار و نسبت به تمايل دانشجو مي باشد . آخرين بار آنها نيم ساعت ملاقات كردند كه مي توانست كمتر از 15 دقيقه طول بكشد . بيشتر اوقات ، ما براي رسيدگي به جزئيات برنامة‌ كامپيوتري كه او با آن كار مي كرد ملاقات مي كرديم  بنابراين او بايد طبيعت برنامه را توضيح مي داد و سپس بحث مي كرديم . اين برنامه‌ها كاربرد بسيار زيادي دارد بنابراين بايد خيلي مفيد باشد .

واضح است هر زماني كه چارلز (Charles) تقاضاي ملاقات كند دكتر چادويك (Chadwick) در دسترس او خواهد بود و اين نشانه اي از موفقيت چارلز (Charles) براي ديدن او است. اگرچه چارلز (Charles)در گفته هايش از بيان اسم دكتر چادويك (Chadwick) اجتناب مي كند ، در واقع او مشكلات را با تاييد سرپرستش و اعتقاد به روابط دوستانه ، صراحت و حمايت او از بين مي برد . متاسفانه ، دكتر چادويك (Chadwick) كاملاً از ناتواني گفتاري چارلز (Charles) در مورد موضوع تحقيقش نا آگاه است و اين باعث آزار اواست . از طرف ديگر ، يك سرپرست مؤثر فقط به مطالب دانشگاهي نمي پردازد بلكه فرصت هاي منظمي را براي گفتگوي طرفين بوجود مي آورد .

 

دانشجويان انتظار دارند سرپرستان نسبت به مسائل آنها نگاهي مفهومي داشته باشند .

اين امر حساسيت ويژه دارد. شغل سرپرستان انتقاد و ايجاد بازده است ، اما روش انتقال اين اطلاعات كاملا حياتي است. اگر انتقاد خشونت‌آميز باشد يا به وسيله دانشجو اين چنين درك شود ، ممكن است زيان ناگفته اي بوجود آورد . همچنين تشويق كردن در زمان مناسب بخش مهمي است كه اغلب در كنار بازده فراموش مي شود . در طول مصاحبه با كساني كه دكتراي خود را گرفته بودند ، وقتي مصاحب از آنها در مورد استاد راهنمايشان هنگام تكميل پايان نامه سئوال مي كرد ، خيلي غيرمنتظره سيل اشك بود كه ( هم مردها و هم زن‌ها) جاري مي شد .

با توجه به تجربه  بسياري از دانشجويان دورة‌ فوق ليسانس‌ ، گرفتن دكترا به همان اندازه اي كه عقلاني است ، امري احساسي نيز هست ، قطعاً آموزش چگونگي ارزيابي كار بدون رجوع به سرپرستان تا زماني كه آنها براي ارائه پايان نامه هايشان آماده شوند ، هنوز امري بسيار مهم است. ما قبلاً در مورد برخي از جزئيات در فصل 3 بحث كرده‌ايم. اين احساسي است كه دانشجويان شما در حين انجام بحث‌ها به تدريج با معيارهاي سنجيدن كارشان آشنا مي شوند . آن زمان است كه آنها بين كوشش‌هايشان و نتايج بهتر قضاوت مي‌كنند ، با مقايسه اتفاقي كه افتاده ، انتظارات آنها چه تغييري خواهد كرد ، آنها براي بازده كار كمتر و كمتر به شما تكيه خواهند داشت ، تكيه بر دادرسي خودشان درباره كار باعث ايجاد اطمينان و اعتماد مي شود و اين تنها از انتقاد سازنده مداوم از پشتيباني يك سرپرست حساس بوجود خواهد آمد.

اگر دانشجويان اطلاعات سودمند از اين طبقه بندى دريافت نكنند، احتمالا نااميد خواهند شد، اطمينان خود را از دست مي دهند و تصميم مي‌گيرند تا تحقيق را كه لازمه اخذ دكتراست ، كنار گذارند، البته آن بر زندگي شغلي آنها نيز تاثير خواهد گذاشت . بعداً در اين فصل ، فنون ارائه  انتقاد سازنده مطرح‌ خواهد شد.

 

   + ایمان رئیسی ; ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱/٢۳
comment نظرات ()