شب نوشت های ایمان رئیسی

در ستایش حوزه عمومی

دیروز یادداشتی از من با عنوان "در ستایش حوزه عمومی" در روزنامه ی آرمان، شماره ی 2016 تاریخ 10-07-1391 منتشر شد. از سعید برآبادی عزیز جهت هماهنگی و انتشار این یادداشت سپاسگزاری می نمایم. این یادداشت در پاسخ به دعوت ایشان پیرامون نوشتن مطلبی در مورد طرح نوسازی میدان امام حسین تهران نوشته شده است.

لینک یادداشت

در ستایش حوزه عمومی
 
دکتر ایمان رئیسی*
 

1. شهر نوعی هویتش متغیر است و به تعبیر رم کولهاس شهر نوعی، شهری است که از گرفتاری مرکز و از قیدوبندهای هویت آزاد است. تهران و بسیاری از شهرهای ایران بینابین مفاهیمی مانند هویت و مالکیت خصوصی و انباشت سرمایه در مرکز گرفتارند و تنها با نگاهی بدون نوستالژی به شهر و توسعه‌ شهری می‌توان مسائل شهری را حل کرد. اگر مرکز شهری شبیه تهران به انباری از بناهای تاریخی تبدیل شده، شاید راه حل لوکوربوزیه برایش مفید باشد: تخریب از بن و نوسازی!

2. نوسازی همواره با شادمانی همراه است اما بهتر است که این مهم با توجه به خواسته‌های مردم انجام شود. در زبان علمی شهرسازی به این روش شهرسازی شهروندمدار گفته‌اند. در این روش هرگونه تغییر مهم در هر منطقه و محله، علاوه بر تایید متخصصان شهری، باید مورد تایید مردم آن منطقه هم قرارگیرد. اینجاست که نوسازی باعث ایجاد حس تعلق در شهروندان شده و مشارکت آنها را در حوزه عمومی بالا می‌برد.

3.اما شهرسازی حکومت‌مدار، نیازی به تایید طرح‌هایش توسط مردم ندارد اما شهر نه عنوان حوزه‌ عمومی - به مفهوم هابرماس- بلکه به مکانی برای رقابت‌های سیاسی و اقتصادی تبدیل خواهدشد و طبیعی است که مردم در این شهر احساس تعلق خاطر نکرده و به فضاهای خصوصی پناه می‌برند. تجمع بیش از چند نفر در این شهر معنی‌دار است و فضاهای پیاده‌ شهری و پاتوق‌های شهری تعریف نشده است.

4.میدان امام حسین تهران هم نیازمند توسعه و هم نیازمند نوسازی است، اما آرزوی بزرگی است که بخواهیم طرح توسعه‌اش ابتدا به رای متخصصان و شهروندان گذاشته شود و مانند بسیاری از میدان‌های دیگر این شهر تبدیل به یک گره ترافیکی نشود!

* استادیار دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه آزاد اسلامی قزوین

   + ایمان رئیسی ; ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۱۱
comment نظرات ()

خبر کوتاه بود: دانشجو بگیرید!

دانشگاه آزاد اسلامی قزوین در ترم جاری 213 نفر دانشجوی کارشناسی ارشد معماری گرفته است و کلاس های درس مبانی زیبایی شناسی معماری من در این دانشکده به سه کلاس با جمعیت دو کلاس حدود 40 نفری و یک کلاس 59 نفری!

دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی هم در ترم جاری حدود 70 دانشجوی ارشد معماری گرفته است، و تعداد دانشجویان یکی از آتلیه های طرح معماری یک به حدود 24 نفر رسیده بود، که با توجه به اعتراض دانشجویان کلاس ذکر شده، مدیر گروه کارشناسی ارشد و دکترای معماری تهران مرکز، حضرت کاوه بذرافکن- که مدام سلامت بادا- تصمیم گرفت که با گذشت یک ماه از ترم، کلاس دیگری بطور موازی ایجاد نماید. هدایت آتلیه ی مذکور را اینجانب به همراه 15 دانشجوی محترمی که از 4 آتلیه ی دیگر خارج شده اند، به عهده دارم. دانشجویان قزوین بیاموزند!

دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در ترم جاری 16 نفر دانشجوی دکترای معماری ثبت نام کرده است. یاد روزهای سالهای 1380 افتادم که با دوستان گرامی: پریسا علیمحمدی و مهسا مجیدی، کلاس سه نفره ای را در دوره دکترای معماری تشکیل می دادیم.

طرح توجیه اقتصادی: چون دولت به دانشگاه آزاد اسلامی اجازه ی افزایش شهریه را نمی دهد، این دانشگاه هم ظرفیت پذیرش دانشجویان را بسیار بسیار بالا برده است.

   + ایمان رئیسی ; ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۸/۱۱
comment نظرات ()

پرسش هفته - 02

.

 

چرا هیات داوران جایزه پرایتزکر تاکنون جایزه را به حضرت پیتر آیزنمن اهدا نکرده اند؟

 

.

   + ایمان رئیسی ; ۱:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٢۸
comment نظرات ()

مدتی این مثنوی تاخیر شد!

از 25 آبان تا 2 بهمن تاخیر داشتم. ابتدا از همه ی خوانندگان گرامی که در این روزها به این فضا می آمدند و سکوت مرا مشاهده می نمودند، پوزش می خواهم و از ایشان سپاسگزاری می نمایم که با این وصف همچنان به این فضا سر می زدند. آمار بازدید ها حکایت از این لطف شما دارد.

در این روز ها بسیار در حوزه ی کار حرفه ای و آموزشی و پژوهشی مشغول بودم و فرصت کافی برای نوشتن در این فضا نداشتم. ضمنا به آگاهی می رسانم که به علت بیشتر شدن فعالیت آموزشی ام در ترم گذشته و آینده و هدایت حدود 30 دانشجوی طرح نهایی کارشناسی معماری که 22 نفرشان از 10 تا 15 بهمن ماه مهندس خواهند شد، و حضور سه روز از هفته در قزوین و یک نیم روز در مرکز معماری ایران، فعالیت مرا در وبلاگ تاریخ، تئوری و نقد معماری بیشتر نموده است. لذا روزهایی که این وبلاگ در سکوت است حضور مرا در وبلاگ مذکور بیشتر خواهید دید.

شاد باشید.

   + ایمان رئیسی ; ٢:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٢
comment نظرات ()

134311

یکصد و سی و چهار هزار و سیصد و یازده کلمه تاکنون در این وبلاگ منتشر شده است!

   + ایمان رئیسی ; ۱:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢٥
comment نظرات ()

کولهاس پاییز ایران را نخواهد دید!

پیرو مطرح شدن خبر حضور رم کولهاس در ایران، با دفتر او تماسی داشتم.

پاسخ:

Dear Iman Raeisi,

Thank you for your message. Rem Koolhaas will be visiting Iran probably late January, due to abrupt changes which require him to be in Hong Kong. I will let you know as soon as we have a final date for you. I trust there will be a moment to meet with him.

Kind regards,

Stephan Petermann

______________________________

______________
OFFICE FOR METROPOLITAN ARCHITECTURE
Stephan Petermann - Research
www.oma.com
شاید وقتی دیگر، کولهاس بیاید!

   + ایمان رئیسی ; ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٥
comment نظرات ()

ماشین مبانی نظری معماری!

امشب به سایت دانشگاه آزاد قزوین رفتم و با دیدن برنامه ی درسی ترم آینده ی خودم، شوکه شدم!

دوشنبه ها  ٨-١١ و ١١-١۵ و ١۵-١٧ مبانی نظری معماری

جمعه ها  ٨-١١ و ١١-١٣ و ١۴-١۶ و ١۴-١٧ مبانی نظری معماری

علی رغم ارائه ی برنامه ی درخواستی در اواخر ترم گذشته مبنی بر تدریس دروس سیر اندیشه در معماری و مبانی نظری معماری و آشنایی با معماری معاصر و یکی از طرح و معماری های ١ تا ۵، بعد از کلی کش و قوس با مسئولان محترم برنامه ریزی، این برنامه را برایم ریخته اند!

نکات جالب توجه:

٠.۴. مبانی نظری معماری رج میزنم، پس هستم.

١. با ١٩ ساعت تدریس در دو روز، استاندارد جدیدی در سیستم ایزو  و بهره وری و کیفیت مطلوب ایجاد می کنم.

٢. روز های دوشنبه نباید نهار بخوردم. با مبانی نظری معماری هم سیر می شوم و هم استراحت می کنم.

۵.۵. روزهای جمعه باید شعبده بازی کنم و تو کلاس ١۴ تا ١٧ خودم برم و تو کلاس ١۴ تا ١۶ سایه ام را روانه کنم. البته میشه نوار صوتی صدای ترم قبل رو هم گذاشت!

١٠. دانشجویان محترم، محترمانه حق ندارید مرا به عنوان راهنما انتخاب کنید، چون وقت تنفس ندارم، چه رسد به کرکسیون پایان نامه.

١۴. امیر بانی مسعود عزیر به دادم برس!

١٨. دانشگاه آزاد در ادامه ی فعالیتش و پس از توسعه ی حسابی کمی، در حال توسعه ی کیفی است!

١٩.٧. "ایمان ماشینی است برای مبانی نظری معماری گفتن!" (با احترام به لوکوربوزیه)

   + ایمان رئیسی ; ۳:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۱٩
comment نظرات ()

بینابینی

سه شنبه، سی ام تیر ماه، ژوژمان طرح ۵ بود و کارها در حد انتظار نبود و از کلاس ١٩ نفره، ۶ نفر واجد شرایط گذراندن این درس نبودند و روش ارزشیابی هم با دقت و جزئیات انجام شد، اما.

از منظر یک مدرس سختگیر و جدی، باید این شش نفر بمانند و دوباره این درس را بگذرانند. شاید این یک شوک باشد برای شروع دوران جدیدی در زندگی حرفه ای ایشان. تا کی باید مهندس کم سواد به بازار عرضه شود. به قولی، اعتبار دانشکده هم به مدرسانش است. آیا به دلیل سهل گرفتن امور آموزشی نیست که در رتبه بندی های جهانی، جایگاهی نداریم. ضمنا که گفته که در درس طرح معماری نباید کسی بیفتد؟

اما از منظر یک مدرس سهلگیر و نرم، می توان به ایشان نمره ی قبولی داد و نادیده گرفت و با این مثل همراه شد که خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو؛ حالا که اکثر مهندسان کم سواد هستند و در کار حرفه ای تا چندین سال نمی توانند سر بلند کنند، چرا برای خودم دشمن بسازم. همچنین شخصیت معماری دانشجوی طرح پنج در هفت ترم گذشته شکل گرفته و دیگر نمی توان تغییری در آن ایجاد کرد.  ضمنا مسائل اقتصادی و مشکلات خانوادگی دانشجویان هم مزید علت است.

خلاصه، در بینابینی ام!

به شهادت دانشجویان، در طول ترم، حسابی جو خوبی در کلاس داشتیم و تا جزئیات پلان ها را هم کرکسیون کردیم، و سعی مان را کردیم- با همکاری خانم مهندس خالو اسماعیلی- که اکثر مسائل فنی و مهم را بگوییم، اما.

دانشجویان دلایلی از جمله شرایط اجتماعی و سیاسی این روز ها را مطرح نمودند و اینکه دل و دماغ کار کردن نداشتند. یکی می گفت در این هفته ها به دنبال گرفتاری های دوستان دربندمان بودیم، دیگری کتک خورده بود و سرخورده ی افسرده.

باز هم پرسش نخست مطرح می شود، چه باید کرد؟

 

   + ایمان رئیسی ; ۱:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٥/۱
comment نظرات ()

سپاس

یه لینک بهرام کافیه تا تعداد بازدید کننده هاتو دو برابر کنه.

پدیده ایست بهرام هوشیار یوسفی!

   + ایمان رئیسی ; ٢:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٢/٢۸
comment نظرات ()

بدون شرح!

شورای آموزشی دانشکده معماری و عمران دانشکاه آزاد قزوین در پنجمین جلسه ی شورای آموزشی گروه موارد زیر را برای درس طرح نهایی دوره کارشناسی تصویب کرد:

"ساخت ماکت طرح نهایی با مصالح گران قیمت ممنوع می باشد. (مصالحی مانند پلکسی)

ماکت باید توسط خود دانشجو ساخته شود.

استفاده از انیمیشن در دفاعیه ممنوع می باشد. و ... "

 

لذا از کلیه شرکت های محترم تقاضا می شود در مناقصه ی زیر شرکت نمایند :

پلکسی ارزان قیمت چینی: 12345 ورق (تذکر: قیمت ارزان هر ورق باید به فاصله ی هر 10 سانتیمتر بر لبه ی ورق حک شده باشد.)

پشم ارزان گوسفند دشت باراجین: 6789 تن ( در راستای استفاده از مصالح بوم آورد و ابداع روشی نوین در صنعت منحط ماکت سازی)

دستگاه قیمت سنج ماکت: 4 عدد برای نصب در چهار آتلیه ی قضاوت طرح نهایی ( تبصره، اگر شرکتی این دستگاه را بصورت قابل حمل بسازد، بیشتر خریداریم. شاید برای هر استاد یک دستگاه)

دستگاه دروغ سنج برای  سنجش اقرار دانشجو به ساخت ماکت: 8 عدد ( چهار تا برای نصب در آتلیه ها و چهار تا به عنوان زاپاس. تا اگر در هنگام دفاع یکی از آنها از تعدد دروغ سنجی، مخش سوت کشید، جایگزین داشته باشیم.)

میز متحرک برای قراردادن ماکت ها بر آن. ( در سه سایز متفاوت برای ماکت های کوچک، متوسط و بیگ.) تذکر: این میز نباید حس و حال انیمیشن را بوجود بیاورد.

چون ما اساتید معماری با دیدن رنگ و لعاب شیت ها و ماکت های حرفه ای و تصاویر متحرک، دل و دین از دست داده و دیگر نمی توانیم به قضاوت منطقی بپردازیم، لذا از دانشجویان محترم تقاضا می نماییم که ضمن رعایت مواد بالا، بهترین لباس خود را هم نپوشید و زیاد میک آپ نکنید تا نمره ی واقعی تان را بگیرید.

تازه همه ی این کارها رو هم اگه بکنین، فقط 1.5 نمره بالاتر از میانگین معدل دوره خواهید گرفت.

سنت بهتر از تکنولوژی است.

 

 

   + ایمان رئیسی ; ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٢/٢٦
comment نظرات ()

قرار وبلاگ نویسان معماری

میزبان ضیافت یازدهم به پیشنهاد یک شهروند دیجیتالی قراری را به شرح زیر تنظیم نموده است:

 ... دیدار وبلاگ نویسان معماری در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در تاریخ جمعه ١٨اردیبهشت ١٣٨٨ساعت ١۴در صحن اصلی مصلای آقای خمینی - جنب ایوان شمالی خواهد بود.

 

یاد قرار وبلاگی سال 1386 هم به خیر!

"تعدادی از وبلاگ نویسان معماری در نمایشگاه کتاب جمع شده بودند. لحظه ی جالبی بود. دوستانی را می دیدی که انگار سالهاست می شناسی شان.  در آن لحظه بیشتر به ارزش این دنیای مجازی پی بردم. گپ و گفتی دوستانه برقرار شد. مقداری در مورد نمایشگاه بی نظم امسال، حواشی مسابقه وبلاگ نویسان و مقداری هم در مورد مسابقه ی مرکز صنایع ایران بحث شد. طرح گروه خانم هاشمی نیا و آقایان یوسف پور و بزاز را هم دیدیم. طرح خوبی ارائه شده بود و قابل تقدیر است. قبلا هم طرح این گروه بعلاوه ی اعضای وبلاگ فضای رویداد را در مسابقه شهر آفتاب دیده بودم. به نظرم آینده ی روشنی در انتظارشان است. از دوستان، ابولفضل حبیبی، کمال یوسف پور، مجتبی محمد ظاهری، جعفر بزاز، سیما هاشمی نیا و حامد نوروزیان آمده بودند. در آن فضای خون آلود- قرارمان در ایوان غربی، مجاور مرکز اهدای خون سیار بود- جای همه ی دوستان وبلاگ نویس خالی بود، یادی از آرش پور اسماعیل، اولدوز فضلعلی، حسام عشقی و بهرام هوشیار یوسفی هم کردم، ضمنا جای هدیه درمان هم خالی بود!"

(از یادداشت های اردیبهشت 1386 نوشته ی ایمان رئیسی)

اینجا و آنجا

   + ایمان رئیسی ; ۱:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٢/۱٦
comment نظرات ()

پاسخ، ویرایش دوم

 

سرکار خانم ه.درمان، سال نو بر شما معمار مجازی مبارک باد.

 

در پاسخ به یادداشت شما به اختصار توضیحاتی می دهم، شاید که برای شما و خوانندگان محترم روشنگر باشد:

 

۱- بسیار خوشحالم که مرا از لیست ۱۲۶۴ نفره ی معمارانی که آدرسشان را دارید حذف نمودید. چون به نظر من اگر در دنیا این تعداد معمار داشتیم، دنیا مانند کوی پوتسدام برلین زیبا می شد. در ایران که به نظرم حد اکثر ۱۰۰ نفر را بتوان معمار گفت که من هنوز از آنها نیستم! معماری که هنوز حتی یک اثر واجد ارزش نساخته، معمار نیست. البته می توان به بحث تعریف معماری در جای دیگری بیشتر پرداخت. و به همین دلیل شما را معمار مجازی خطاب کردم.

 

2- اگر مدرکی دال بر ادعای « کتابتان را دانشجویانتان ترجمه کردند و حتی بعضا بدون ویرایش از متن های آنها استفاده کردید.» دارید، حتما در دادگاه صفار هرندی شکایت کنید! اما واقعیت این است که بجز همکارانی که در پیشگفتار مترجم آمده، همکار دیگری نداشته ام. ضمنا اگر می خواستم کار دیگران را به نام خود چاپ کنم، می توانستم نام این همکاران را هم نیاورم!

 

3- متن کتاب را چهار بار ویرایش کرده ام و اگر کاستی هایی دارد، همه را به عهده می گیرم. اما لطف کنید، حالا که به مصاحبه ها و آثار من علاقه مند شده اید و آنها را با دقت پی گیری می نمایید، ایراد های ویرایشی را برایم بفرستید تا در چاپ بعدی اصلاح شود.

 

4- نوشته اید که معنی رئالیسم انتقادی را نمی دانم. اگر به متن مصاحبه رجوع کنید خواهید یافت:

 

هوشیار یوسفی: گمان من این بود که نظریاتی همچون رئالیسم انتقادی، آوان- پاپ و ... که با تاکید بر فرهنگ مدیاتیک و تغییرات آن در راستای تکنولوژی اطلاعات و فرهنگ تعاملی حادث از آن، بیشتر در قرن ۲۱ که در آستانه آن هستیم، مطرح باشند؛ ضمن آنکه من اصولا با این نظر که پست مدرنیسم را فرزندی «ناخلف» از مدرنیسم می داند موافقم و نه بدون توجه به پایه های تشکیل دهنده نهضت های اندیشمندانه پیش از خود آنچنانکه شما بدان اشاره کردید.
ایمان رئیسی: نه، من با فرزند ناخلف بودن پست مدرن نسبت به مدرن موافق نیستم؛ اتفاقا همین مطلب که شما در مورد تکنولوژی اطلاعات و تعلقات آن - حال به هر تعبیر - اشاره کردید، خود دارای پایه های غیر قابل انکار در دوران پست مدرن هستند.
به عنوان مثال می توانیم به بحث ابهام در اندیشه پست مدرن اشاره کنیم، بدین معنی پدیده هایی که همواره در زندگی اتفاق می افتد دارای شفافیت قطعی و کامل نیستند و مدام معنی آنها به تاخیر می افتند و هر لحظه در پرده ای از ابهام فرو می روند یعنی ما نمی توانیم برداشتی قطعی از یک پدیده داشته باشیم .

 

به نظر شما از من سئوال شده معنی رئالیسم انتقادی چیست؟

 

5- بروس مائو گرافیست کتاب SMLXL است نه نویسنده ی کتاب. و من هم در همان مصاحبه با آقای حضرتی به این مسئله اشاره کردم.  

 

حضرتی- آیا کولهاس در همکاری با بروس مائو به عنوان گرافیست آثارش در این کتاب، الهام گرفتن و بهره بردن از سایر هنرها را در سطحی دیگر به کار نگرفته؟ چون به هرحال مائورا نمی‌توان صرفا یک طراح گرافیک کتاب به شمار آورد و ما می‌بینیم که ایده‌ها و دیدگاه‌های او در مورد طراحی گرافیکی هنرهایی چون فیلمسازی و تصاویر تلویزیونی و هنرهای نمایشی را هم در بر می‌گیرد.

 

رئیسی- یعنی مائو معتقد به الهام گرفتن از سایر هنرهاست؟!

 

حضرتی - شما به این امر اعتقاد ندارید؟

 

 رئیسی - من خیلی در این زمینه اطلاعات ندارم و  مائو را در حد همان کتاب کولهاس می‌شناسم.

 

6- "خط معماریتان هم اظهر من الشمس است." در این جمله نکته ی مبهمی نمی بینم و خوشحالم که جداقل چیزی از معماری دفتر ما را شناخته اید. هر چند گمان نمی کنم خط خیلی روشنی به قدرت خورشید داشته باشیم!

 

   + ایمان رئیسی ; ۳:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱/۱٥
comment نظرات ()

تناقض ۲

در آخرین روزهای سال ۸۵ از سوی انجمن مفاخر معماری ایران با من تماس گرفتند و در خواست نمودند که به مناسبت روز بزرگداشت معماری-سوم اردیبهشت- در یکی از دانشکده های معماری ایران سخنرانی کنم.

حدیث روز معمار و معماری هم در ایران حکایت عجیبی شده است. از یک سو اتحادیه بین المللی معماران UIA اولین دوشنبه ی ماه اکتبر-نهم مهر ماه- را بعنوان روز جهانی معماری و روز اسکان بشر نامگذاری کرده و ما هم در جامعه مهندسان معمار ایران این روز را تا کنون جشن گرفته ایم، اما انجمن مفاخر معماری ایران همچنان بر روز بزرگداشت شیخ بهایی بعنوان روز معمار تاکید می کند.

من نمی دانم شیخ بهایی چه ربطی به معماری ایران دارد؟ آیا به دلیل اینکه در اصفهان حمامی به نام ایشان است، می توان بزرگداشت معماری را هم در این روز برگزار نمود!

البته در این ۲۸ سال آنقدر به معماری ایران بی توجهی شده است که اگر هر روز، در مورد معماری حرف بزنیم، باز هم جای بحث و گفتگو هست، اما وقتی قرار است که یک روز را به عنوان روز معماری برگزینیم مناسب تر است که با جهانیان همگام شویم، نه مثل آنها که لوطی شان مرده است، به دنبال انرژی هسته ای بدویم و همه ی درها را به روی خود ببندیم!

   + ایمان رئیسی ; ٤:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱/۱۳
comment نظرات ()

تناقض ۱

در این سال نو سعی خواهم کرد که مجموعه یادداشت های انتقادی را تحت عنوان تناقض ارائه کنم، که اولین آنها در مورد دوست گرامی، مرد اولین های معماری ایران، آقای مهندس بهرام هوشیار یوسفی است:

امروز در وبلاگ آقای یوسفی دیدم که ایشان گروهی تشکیل داده اند تا معماری و معماران ایران را به جهانیان بشناسانند!

در مورد جالب بودن این کار شکی نیست، اما تعجب من از این است که چگونه آقای یوسفی در سال ۱۳۸۳ در روزنامه ی همشهری آقای دکتر صارمی را به باد انتقاد گرفتند و در مورد ایشان نوشتند که عمر معماری ایشان به سر آمده، و اکنون به ایشان ایمان آورده و می خواهند ایشان را در عرصه ی جهانی معرفی کنند!

البته این تغییر در دیدگاه ایشان را مانند تغییری که در دیدگاهشان نسبت به سرکار خانم سهیلا بسکی بوجود آمد را به فال نیک می گیریم و امیدوارم  اکنون که آقای یوسفی بیشتر شناخته شده هستند، کمی از جنبه های ژورنالیستی کارهای خود بکاهند.

   + ایمان رئیسی ; ٤:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱/۱۳
comment نظرات ()

روز ملی فردوسی گرامی باد.

امروز روز ملی فردوسی است!

به همه ی علاقمندان توصیه می کنم که کتاب نامه ی نامور ، گزیده ی شاهنامه ای را که توسط استاد محمد علی اسلامی ندوشن انتخاب و تنظیم شده و توسط  خود ایشان به چاپ رسیده است را مطالعه نمایند.

چو این نامور نامه آمد به بن

ز من روی کشور شود پر سخن

از این پس نمیرم که من زنده ام

که تخم سخن را پراکنده ام

فردوسی

به همین مناسبت یکی از نوشته های کوتاه خود را  با عنوان شاه سیه پوشان ارائه می کنم:

 

خبر کوتاه بود، اعدامشان کردند.*

شهر گریست.

خانه گریست.

دختر گریست.

گذشت، بسیار گذشت...

شهر خندید،

خانه خندید،

دختر اما، دختر ماند.

 

* این جمله از ه.ا.سایه می باشد.

   + ایمان رئیسی ; ۱:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٢/٢٥
comment نظرات ()

روز ملی خلیج فارس

امروز روز ملی خلیج همیشگی فارس است. به همین مناسبت طرحی را که در سال ۱۳۸۰ نوشته بودم برای نخستین بار به معرض دید و نقد عموم می گذارم. امید که سرنوشت خلیج فارس مانند ایراندخت نباشد.

 

" ایران دخت "

 

طرحی از ایمان رئیسی

 

روز اول

روز اولی که به خانه ی بخت رفتم، هوا ابری بود. دود غلیظی در آسمان بلند شده بود و گویی قصر بزرگی را آتش زده اند. رفتن به خانه ی بخت برای دختر شاهزاده ای چون من، برای بار اول ، با شور و حال زیادی همراه نبود. چون مجبور بودم به خانه ی کسی بروم که از متنفر بودم.

تصور زندگی با مرد غیربیه برایم بسیار دشوار بود. من که در تمام زندگی ام در ناز و نعمت بزرگ شده بودم، نمی توانستم ببینم که او به زور تصاحبم می کند.

افسوس که کاری غیر از تحمل و صبر نمی توانستم بکنم.

 

روز دوم

روز دومی که به خانه ای بخت رفتم- بر خلاف روز اول که آتش می زدند- آتش ها را خاموش می کردند. این بار کمتر بد گذشت، چون تجربه داشتم ولی باز هم چون مجبور بودم به خانه ی  مرد تازی بیایم، برایم ناراحت کننده بود. او بقدری بی رحم بود که اجازه نمی داد به دیدار خانواده ام بروم .

ناراحتی ام بیشتر از این بود که آتش خانه را خاموش کرده بودند و دیگر اجازه ی روشنایی آنرا نداشتم.

با این شرایط هم ساختم ولی خود را تسلیم او نکرده و باز تحمل کردم.

 

روز سوم

روز سومی که به خانه بخت رفتم بسیار بی تفاوت بودم. چون رفتن به خانه ی بخت برایم عادت شده بود. البته این بار مسئله کمی دردناک تر بود. چون مرد خانه مدام عوض می شد.

ترک می آمد، مغول می رفت. شیخ می آمد، خواجه می رفت.

با این شرایط بسیار افسرده شده بودم و دیگر تاب استقامت در برابر شرایط بوجود آمده را نداشتم. تنها دلخوشی من به آینده بود. که شاید زمان شرایط را تغییر دهد.

 

روز چهارم

روز چهارمی که به خانه بخت رفتم، بسیار تماشایی بود. این خانه با همه ی خانه های قبلی فرق داشت. من در این خانه تنها نبودم.افراد دیگری مانند من در آن خانه بودند. مرد خانه حرص و ولع شدیدی در تصاحب ما داشت و هیچ توجه ای به ما نمی کرد. او فقط به دنبال لذت خود بود.

خانه ی بخت چهارم بکلی از زندگی نا امیدم کرد. دیگر هیچ امیدی به آینده هم نبود.

حال نمی دانم چه کنم. همچنان بر شاهزادگی خود افتخار کنم یا سکوت کنم و .

 

   + ایمان رئیسی ; ٢:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٢/۱٠
comment نظرات ()