شب نوشت های ایمان رئیسی

مطالعه تطبیقی میزان رضایت‌مندی در موزه هنرهای معاصر و پردیس سینمایی ملت

این مقاله در راستای رساله کارشناسی خانم مهندس حاج شفیعی ها نوشته شده و جهت داوری و انتشار در فصلنامه علمی پژوهشی هویت شهر ارسال شده است.

مطالعه تطبیقی میزان رضایت‌مندی در موزه هنرهای معاصر  و پردیس سینمایی ملت با رویکرد پایداری اجتماعی

نوشته ی ایمان رئیسی و ملیکا حاج شفیعی ها

چکیده

این مقاله به بررسی میزان رضایت‌مندی مخاطبان و بهره‌برداران از دو بنای مهم معماری معاصر ایران می­پردازد. هدف اصلی، بررسی تاثیر گذشت زمان بر میزان رضایت مردم از موزه هنرهای معاصر و پردیس سینمایی ملت می ­باشد و از روش تحقیق کیفی استفاده شده‌است. فرضیه‌ی پژوهش با این مضمون که به نظر می‌رسد میزان تعامل مردم با موزه هنرهای معاصر و پردیس سینمایی ملت خیلی‌زیاد است و عامل طول عمر بنا در این مورد تاثیرگذار نیست، از طریق پرسشنامه در جامعه‌ی نمونه که شامل بهره‌برداران و مخاطبان دو بنای منتخب بصورت تصادفی می‌باشد، به آزمون گذاشته شده‌است و این نتیجه حاصل شده‌است که  میزان رضایت مردم از موزه‌ی هنرهای معاصر با توجه به قدمت سی‌وچهار ساله و تثبیت جایگاهش در میان مخاطبین، تفاوت چشمگیری با پردیس سینمایی ملت، که چهار سال از احداث آن می‌گذرد، نداشته و نتایج پرسش‌نامه‌های این دو بنا در اکثر موارد به هم نزدیک است.

 واژه‌های کلیدی

رضایت‌مندی، موزه هنرهای معاصر، پردیس سینمایی ملت، پایداری اجتماعی

   + ایمان رئیسی ; ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۸/۳٠
comment نظرات ()

بررسی رابطه‌ی بین خلوت و تعامل در ساختمان­های مسکونی قزوین

این مقاله در راستای رساله کارشناسی ارشد خانم مهندس حسینی نوشته شده و مجوز انتشار در فصلنامه علمی پژوهشی هویت شهر را دریافت نموده است.

بررسی رابطه‌ی بین خلوت و تعامل در ساختمان­های مسکونی قزوین

نوشته ی ایمان رئیسی و الهه سادات حسینی

چکیده

این مقاله به بررسی رابطه‌ی دو نیاز انسان در حوزه‌ی روانشناسی محیط با عنوان خلوت و تعامل می­پردازد که با مفاهیمی چون تراکم و ازدحام مرتبط است. هدف اصلی، بررسی تاثیر تامین خلوت بر تعاملات انسان‌ها در ساختمان­های مسکونی قزوین می­باشد. در این پژوهش از روش تحقیق همبستگی در ترکیب با روش تحقیق پیمایشی استفاده شده‌است. فرضیه‌ی پژوهش با این مضمون که رسیدن به سطح مطلوب خلوت می­تواند کیفیت تعاملات اجتماعی را بهبود بخشد، از طریق پرسشنامه در جامعه‌ی نمونه‌ی ساختمان­های مسکونی شهر قزوین، به آزمون گذاشته شده است و این نتیجه حاصل شده است که تامین خلوت مانع احساس ذهنی ازدحام و تنش بوده و در کیفیت روابط متقابل مردم تاثیرگذار است. لذا پیشنهاد شده است که سعی شود با رعایت اصول طراحی برای تامین خلوت در ساختمان‌های مسکونی، مانند طراحی موانع واقعی و نمادین، تعریف قلمروهای خصوصی و عمومی و افزودن عناصر کارکردی مناسب، تعامل انسان‌ها افزایش یابد.

واژه‌های کلیدی

خلوت، نظارت بر مرزها، تعاملات اجتماعی، ساختمان‌های مسکونی

   + ایمان رئیسی ; ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۸/۳٠
comment نظرات ()

مقاله منتشر شده در دوفصلنامه علمی پژوهشی هویت شهر

مقاله ی برگرفته از رساله دکترای اینجانب، که با عنوان "نقش نقد در جهت دهی معماری معاصر ایران" و با راهنمایی دکتر عبدالهادی دانشپور در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران ارائه شده بود، در دو فصلنامه هویت شهر، شماره 8، بهار و تابستان 1390 منتشر شده است. اینجا

عنوان:

"تحلیل محتوای نقدهای معماری نشریات معماری ایران از  1325 تا 1380 خورشیدی"

دکتر ایمان رئیسی، دکتر عبدالهادی دانشپور

چکیده:

موضوع پژوهش، تبیین تاثیر نقد بر نشریات معماری معاصر ایران است. اگر نقد در جامعه حضور نداشته باشد، ارزش واقعی آثار هنری مشخص نمی شود. چنانچه روند تحولات هنری در هر زمان بررسی نشود، به تدریج ادب و هنر گرفتار وقفه و رکود می شود و در پیچ و خم کوره راه تقلید فرو می ماند. بنابراین توجه به نقد و اهمیت دادن به آن در جامعه، باعث رشد انسانهای آن جامعه- هنرمندان و مخاطبان آثار- می شود. از این منظر، توجه به نقد در معماری  به عنوان یک هنر چند بعدی- هنری، فنی، فرهنگی، اجتماعی و کاربردی- یکی از ضروریات هر جامعه به حساب می آید.

در تاریخ معماری معاصر، معماران و منتقدان در امر نقادی تلاش کرده اند، بگونه ای که می توان ظهور مکتب ها و سبک های مختلف در معماری معاصر را نتیجه ی نقادی منتقدان از سبک های پیشین دانست. بعنوان نمونه  لوکوربوزیه با کتاب " به سوی یک معماری" ضمن نقد معماری کلاسیک، به ترسیم معیار های معماری مدرن پرداخت. رابرت ونتوری هم در کتاب "پیچیدگی و تضاد در معماری" ضمن نقد اصول معماری مدرن، به ترسیم معیار های معماری پست مدرن پرداخته است. از طرفی نقد معماری از مباحثی است که در ادبیات معماری معاصر ایران کمتر به آن توجه شده است و به نظر می رسد که تاکنون تحقیقات جدی در این حوزه انجام نشده است.

پژوهش با سئوال "تاثیر نقد در نشریات معماری معاصر ایران چیست؟" آغاز می شود. فرضیه ی مطرح شده در این پژوهش عبارت است از: به نظر می رسد که نقد در شکل گیری معماری معاصر ایران نقش کمی داشته است و حضور کم رنگ نقد در جامعه ی معماری معاصر ایران باعث پایین آمدن کیفیت آثار معماری شده است.

واحد های تحلیل شامل مقالات منتشر شده است که مورد مطالعه و تحلیل محتوا قرار می گیرند و جمعیت نمونه شمول پژوهش در زمینه­ی مقالات منتشره در مجلات معماری ایران از 1325 تا 1380 خورشیدی است. در رابطه با فرضیه ی فوق، داده ها به صورت کیفی مورد مطالعه قرار گرفته اند.

در انتخاب مقالات جهت پژوهش، ابتدا فهرستی از کلیه‌ی نشریات معماری معاصر ایران که از سال 1325 تا 1380 خورشیدی منتشر شده‌اند، تهیه شد. سپس از میان آنها، 11 نشریه جهت تحلیل انتخاب شدند که عبارتند از: 1. آرشیتکت(1325) 2. معماری نوین(1340) 3. هنر و معماری(1348) 4. معماری و شهرسازی(1367) 5. صفه(1369) 6. هنرهای زیبا(1374) 7. آبادی(1375) 8. معمار(1377) 9. رواق(1377) 10. معماری و فرهنگ(1378) 11. معماری ایران(1379). سپس کلیه‌ی شماره‌های نشریات مذکور (240 شماره)- در محدوده‌ی زمانی تعریف شده- مورد مطالعه قرار گرفته و مقالاتی که در حوزه‌ی نقد معماری معاصر ایران قرار داشتند، انتخاب شدند.

این پژوهش با رویکرد تفسیری، به­صورت بنیادی، با استدلال استنتاجی مبتنی بر اجرای تجربی، با محوریت نظریه­ پیش از پژوهش، با آزمون نظریه متغیرهای کیفی، با روش تحلیلی، با رویه­ی پژوهش اسنادی و تحلیل محتوا در مقطعی از زمان انجام گرفته است. متغیر ها در این پژوهش ناشناخته و قابل اندازه گیری کیفی است و به صورت پژوهش تجربی انجام می شود. با توجه به آمار و نتایج استخراج شده از نشریات تخصصی معماری معاصر ایران، تحلیل فرضیه نشان می دهد که نقد تاثیر کمی در جهت دهی معماری معاصر ایران داشته است.

کلید واژه ها:

نقد، معماری معاصر، تحلیل محتوا، نشریات معماری ایران،

Hoviatshahr, Issue 8, 2011

Analysis on Architectural criticism in architectural publications during 1946-2001

 Autors: Iman Raeisi, Abdolhadi Daneshpoor

 Abstract:

This research is based on explaining criteria effects on contemporary architectural publications in Iran and arguing that if there has be no criticism, there would be no real value specified for artistic work and if transition process of art has not been argued, culture and art would stagnate.

 Therefore regarding to the importance of architectural criteria as a social necessity and a leading subject to an important development of the society itself, including both artists and their supporters, it is a minor factor to improve them both.

At this point of view, showing interest in architectural criticism as a multidimensional artwork-expressed by art, technique, culture, society and function, it is a basic indispensable need for every society.

In contemporary architectural history, there have been many struggles by architects and critics due to develop this issue which has been led to an appearance of new styles and methods in contemporary architecture and philosophy.

For instance Le Corbusier in his monograph named "toward architecture" criticizes classical architecture and demonstrates a draft on modern architectural standards and indexes. Furthermore Robert Ventury in his monograph named "complexity and contrast in architecture" while criticizing modern architectural principles, he clarifies standards and indexes for postmodern architecture. On the other hand, an architectural criterion is a missing subject in the literature of Iranian contemporary architecture and it seems that there have been not adequate researches made on this subject.

This research has been concentrated on this question that what the effects of criteria are in contemporary architectural publications in Iran. The considerable theory is that criteria have had a limited impact on the establishment of Iranian contemporary architecture and this had led to a decrease of architectural quality.

 Therefore the analysis of content is made on architectural criticisms in related publications during 1946-2001 by studying qualitative information in this research. Making an efficient selection of essays for a proper use specially the classification of architectural publications had been seemed necessary in this research. 

At last eleven publications which are mentioned as followed had been chosen for analyzing:

1-Architect publication (1946)

2-New architecture publication (1960) 

3-Art and architecture publication (1968) 

4- Architecture and urban planning publication (1989) 

5- Soffe publication (1990)

6- Fine arts publication (1995)

7- Abadi publication (1996)

8-Architect publication (1998) 

9-Ravagh publication (1998)

10-Architecture and culture (1999) 

11- Iran architecture publications (2000).

At the end all mentioned reviews (240 editions) were studied and essays which were based on contemporary architectural criticism have been selected.

This research is mainly based on an especial study that is related to interpretational, fundamental and deductive approach with an conclusive argument which is based on experimental accomplishment in cooperation with the pre-research theory and with analytic method support and finally has led to a content analysis  which has been made in a specific period of time.

As a conclusion and relying on statistics which has been extracted from Iranian architectural publications, it seems that criticism has a very low effect on leading Iranian contemporary architecture toward furtherance and their slants.

 Key words:

Criteria, Contemporary Architecture, Analysis, Iranian Architectural Publications   

 

 

   + ایمان رئیسی ; ٦:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱٩
comment نظرات ()

مقاله منتشر شده در ژورنال بین المللی اصول و روشهای طراحی

به همت دوست و همکار گرامی آقای مهندس علیرضا خوارزمی نژاد، مقاله ای با عنوان " اصول طراحی معماری فضاهای عمومی بر اساس رویکرد پایداری اجتماعی، مطالعه موردی شهر اردبیل" در ژورنال بین المللی اصول و روشهای طراحی منتشر شد. در تهیه و تدوین این مقاله خانم مهندس مریم حافظ یار هم با ما همکاری داشته اند. ضمنا این مقاله در راستای رساله کارشناسی ارشد آقای مهندس خوارزمی با راهنمایی من تهیه شده است که باید از ایشان و تلاش ارشمندی که در راه بحث پایداری اجتماعی نمودند، قدردانی نمایم.

متن خلاصه مقاله به زبان انگلیسی: اینجا

 

 

اصول طراحی معماری فضاهای عمومی براساس رویکرد پایداری اجتماعی

مطالعه موردی: شهر اردبیل، ایران

ایمان رئیسی، علیرضا خوارزمی نژاد، مریم حافظی فر

 

چکیده

با توجه به اهداف محیطی، اقتصادی و اجتماعی معماری پایدار، پژوهشهایی که با موضوع "معماری پایدار" انجام شده­اند، عموما در بخش های محیطی و اقتصادی انجام شده و در مواردی به استخراج اصولی منجر شده اند که باعث ملحوظ شدن این اهداف در طراحی شده است. اما در خصوص اهداف اجتماعی، اصول مشخصی که این اهداف را در قالب طراحی ارائه کند، کمتر ارائه شده است، از این رو نیازمند مطالعات وسیعتری هستند تا بعنوان ضوابطی در طراحی منعکس شوند.

با این زمینه، پرسش مقاله طرح شده است: "اصول طراحی در راستای اهداف اجتماعی معماری پایدار (پایداری اجتماعی) در فضاهای عمومی چگونه تعیین میگردند؟". با توجه به این پرسش، این فرضیه شکل میگیرد که نحوه طراحی معماری-شهری در پایداری غیرکالبدی فضاها تاثیر مستقیم دارد. به منظور اثبات این فرضیه و با درنظر داشتن اینکه پایداری به لحاظ اجتماعی در فرهنگهای مختلف، بدلیل تنوع رفتارها و عقاید و فرهنگها، تعاریف مختلفی می تواند داشته باشد، در این مقاله ضمن بررسی معیارهای کیفی فضا و محیط به منظور یافتن کیفیتهای کلیِ مطلوب و اثرگذار در پایداری اجتماعی فضاهای عمومی، به مطالعه موارد مذکور در شهر اردبیل (ایران) پرداخته شده است، تا برخی فاکتورهای منحصر به شهر اردبیل که در طراحی بر مبنای تئوری پایداری اجتماعی موثرند، پیشنهاد شوند. روش تحقیق در این مقاله ترکیبی از روشهای میدانی (مصاحبه و پرسشنامه) و کتابخانه ای است .

کلمات کلیدی: پایداری اجتماعی، فضای عمومی،رفتار انسان،  طراحی معماری ، اردبیل

 

 

   + ایمان رئیسی ; ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱٩
comment نظرات ()

تحلیل واژه شناختی”Critic”، نقد و گروه واژگان مرتبط

تحلیل واژه شناختیCritic”، نقد و گروه واژگان مرتبط

نوشته ی عبدالهادی دانشپور و ایمان رئیسی

منتشر شده در فصلنامه علمی پژوهشی باغ نظر شماره ۵ بهار و تابستان ۱۳۸۵

 

 

 

مقدمه

یکی از مهمترین دستاوردهای مدرنیته، گسترش روحیه‌ی پرسشگری و نقادی در جامعه است. بگونه‌ای که امروزه میزان توسعه‌ی هر فرهنگ، با میزان نقدپذیری آن فرهنگ سنجیده می‌شود. با این فرض، نقد یکی از مهمترین ابزارهای توسعه در جامعه است و از آنجا که جایگاه نقد در جامعه‌ی هنری امروز ایران، کاملاً روشن و مشخص نیست، و به همراه نقد، واژگان متفاوتی مانند بررسی، تحلیل، تفسیر، ارزیابی، سنجش، داوری، تاویل و بکار می‌رود، موضوع این تحقیق، تحلیل واژه شناختی  Critic، نقد و گروه واژگان مرتبط می‌باشد.

نقد کاربرد وسیعی در هنر و علوم اجتماعی بطور عام و در معماری و شهرسازی بطور خاص دارد و در حوزه ی ادبیات تخصصی مقوله ی نقد و نقادی بسیار شناخته شده است.

 

واژه ی نقد معادل واژه ی Critic معنا شده است، این در حالی است که واژگانی نظیر ارزیابی و قضاوت هم در حوزه ی Critic قرار می گیرند. ضمنا بسیار دیده شده است که در اظهارات شفاهی و منابع نوشتاری، از این واژگان بدون آگاهی از اشتراکات مفهومی و وجوه افتراق معنایی آنها استفاده می شود. از این رو شفاف نمودن تعاریف و محدوده های معنایی هر یک از این واژگان، هدف اصلی مقاله ی حاضر است.[1]

 

 روش بررسی

در این مقاله با استفاده از روش تحلیل محتوی، مراحل زیر انجام خواهد شد: (دانشپور،1384: 42)

الف: بررسی تعاریف واژه ی Critic و یافتن ویژگی های برشمرده شده در این تعاریف از واژه نامه های انگلیسی به انگلیسی

ب: ارائه ی واژگان انگلیسی مترادف با واژه ی Critic

ج: جستجوی و ارائه ی واژگان فارسی مترادف با واژه ی Critic

د: تحلیل و سطح بندی واژگان انگلیسی و فارسی مرتبط و نتیجه گیری

 

بدنه:

" نقد به مفهوم بسیار کلی آن، نوعی فعالیت انسانی است که قلمروی بسیار گسترده دارد. موضوع نقد کلیه‌ی کارهایی است که انسان ها انجام می‌دهند یا کلیه ی چیزهایی است که می‌سازند. نقد جزء لاینفک همه‌ی فرهنگ‌های بشری است. برخی از مهمترین موضوعاتی که نقد با آنها سر و کار دارد عبارتند از: ابزار (ساخته‌های دست بشر که هر یک کاربرد خاصی دارد)، اعمال (کارهایی که از منظری اخلاقی قضاوت می‌شوند)، قضایا (اظهار نظرهایی درباره‌ی صحت و درستی چیزی)، و اجرای حرکات ورزشی یا آثار هنری که در آنها مهارت‌های معمولی مانند بالانس زدن، دویدن، آواز خواندن و داستان تعریف کردن به مراتب پیچیده‌تر از وسائلی هستند که ما در زندگی روزمره از آنها استفاده می‌کنیم.

اما موضوع نقد به معنای خاص و معمولش، عمدتآً بازنمایی های هنری است. هستند کسانی که به نقد کار رستوران یا کیفیت شراب می‌پردازند، اما ما معمولاً منتقد را فردی می‌دانیم که درباره‌ی جنبه‌ی بازنمایی آثار هنری اظهار نظر می‌کند." (گات، 229:1384)

 

با این مقدمه به تحلیل واژه ی Critic با استفاده از فرهنگ لغات منتخب می پردازیم:

1- فرهنگ وبستر:

1- فردی که نظر منطقی و معقولی را در هر موردی بیان می‌کند. (در مورد یک اثر هنری) که شامل داوری ارزش آن، صداقت یا عدالت می‌باشد.

2- کسی که با داوری خشن یا عیب جویانه محکوم می‌کند.(وبستر،1981:538)

از منظر فرهنگ وبستر، Critic معادل اظهار نظر منطقی یا داوری در مورد یک اثر هنری است.

2- فرهنگ آکسفورد:

1- فردی که محکوم می‌کند؛ فردی که ارزش یک اثر هنری یا ادبی را بررسی می‌کند یا داوری می‌کند.

2- عیب جویی، ایراد گیری (آکسفورد،1989:172)

از منظر فرهنگ آکسفورد، Critic با ارزش یابی یا داوری یک اثر هنری معادل است. که با توجه به تعریف دوم، می توان بار منفی موجود در این واژه را مشاهده نمود. بدین معنی که از این منظر، در بطن معنای واژه ی Critic، مفهوم عیب جویی و ایراد گیری نهفته است.

3- فرهنگ لانگ من:‌

1- فردی که حرفه‌اش داوری در مورد کیفیت های خوب یا بد یک اثر هنری، موسیقی، فیلم و است.

2- فردی که از یک شخص یا سازمان یا ایده‌ای ایراد می‌گیرد.

3- بیان مخالفت و نارضایتی از شخص یا چیزی یا صحبت درباره‌ی ایراد های آن(لانگ من،2006:181)

از منظر فرهنگ لانگ من، Critic با داوری معادل است و این واژه بیشتر بار معنایی منفی    به همراه دارد. بدین معنی که در یک اثر هنری باید به دنبال ایرادات و نقاط ضعف آن باشیم.

4- فرهنگ امریکن هریتیج:

1- شخصی که آثار هنری را تحلیل، تفسیر یا ارزشیابی می‌‌کند.

2- عیب جویی(امریکن هریتیج،2001:209)

از منظر فرهنگ امریکن هریتیج، Critic واژه ای چند بعدی است که بر حوزه های متفاوتی چون تحلیل، تفسیر، ارزیابی و ایراد گیری دلالت دارد. بنابر این می توان گفت که این فرهنگ گسترده ترین محدوده را برای واژه ی Critic تعریف نموده است. 

با توجه به تعاریف ارائه شده از واژه ی Critic ، می توان گفت که داوری و ارزش یابی وجه مشخصه ی هر چهار تعریف بوده است. و در سه تعریف بر یافتن جنبه های منفی و ایرادات توسط Critic تاکید شده است.

 

ادامه دارد.



[1] از آنجا که این تحقیق در راستای تحقیق جامع تری انجام شده است، جنبه‌های ریشه شناختی  واژگان مطرح شده در این تحقیق ، در پژوهش‌های دیگری ارائه خواهد شد.

   + ایمان رئیسی ; ٢:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱/٢۱
comment نظرات ()