آرش نصیری

این روزها در هوای تازه ای سیر می کنم که منبع اکسیژن اش، دوست و همکار بسیار گرامی، آقای مهندس آرش نصیری است.

چند وقتی تصور می کردم که اندکی در مورد رم کولهاس می دانم، اما این روز ها در اثر مصاحبت با آرش عزیز، فهمیدم که تقریبا در مورد کولهاس هیچ نمی دانم!

به نظرم آرش نصیری پدید ه ای است در مباحث نظری هنر و معماری این روزهای ایران و امیدوارم از این سکوت خودخواسته بیرون آید و از دانش وسیعش ما را بیشتر بهره مند کند.

در روز داوری مسابقه ی طراحی نمای مرکز تجارت جهانی فرش تبریز، دوست و همکار جوانم، آقای مهندس امیرحسین طاهری پس از مشخص شدن نام برندگان، اندکی اندر وصف آرش نصیری و قدرت او در طراحی معماری صحبت کرد، اما شناخت من از آرش در سایه ی نام دوست و همکار عزیز دیگری به نام آقای مهندس آرش مظفری بود.

شاید آرش خود خواسته در سایه قرار گرفته باشد، اما هوای یخ کرده ی امروز معماری ایران، به خورشیدی چون آرش نصیری نیازمند است.

 

/ 7 نظر / 43 بازدید
سارا

مهندس آرش مظفری نه تنها یک معمار موفق به حساب میان.بلکه انسانی مهربان- خوب و هنرمند هستند که همیشه و همیشه برای ایشان آرزوی بهترین ها را داریم.

جناب آقای نصیری هم معماری خوب و ارزشمند هستند که برایشان آرزوی موفقیت روز افزون دارم..

ب ه ی

منبع اکسیژن، پدیده، دانش وسیع، خورشید... باید خیلی معمار خوبی باشند. موافقم؛ نه تنها هوای یخ کرده امروز معماری ایران، به خورشیدی چون آرش نصیری (با عرض ارادت به جناب آرش مظفری که ایشان هم کم پدیده ای نیستند و نیز جناب آرش دانشمیر که مهم ترین معمار ایران هستند و البته تا یادم نرفته آرش رییسی و تمامی آرش های آفتابی) نیازمند است، بلکه چه بسا فرصتی ایجاد شود که ایشان با دانش وسیعش تمام دنیای معماری را بهره مند کند. به قول شاعر: آرشششش... بی تو من سردمه

ب ه ی

مغلطه Appeal to Consequences : If P, then Q will occur Q is desirable Therefore, P is true مغلطه توسل به نتیجه باور از مغالطات بسیار رایج است: گزاره X درست است، زیرا درستی X سبب خیر میشود! (راستی اینجا هوا گرم شده و شما همیشه با "احساس شخصی" می نویسی...).

ب ه ی

اینم لینکش یرای تنویر افکار عمومی: http://en.wikipedia.org/wiki/Appeal_to_consequences

علی

من آقای نصیری رو نمی شناسم ولی این متن خیلی اغراق آمیز به نظر میاد. تو ایران همه به روش 0 یا 100 هستن تو دوستی. یا مخلص دربست یا دشمن خونی

ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر کان چهره مشعشع تابانم آرزوست آقا آرش ببار بر این کویر تشنه و گره کور معماری ما رو باز کن لطفا...