پرسش هفته - 01

.

 

چرا آقای مهندس رضا دانشمیر مهمترین معمار امروز ایران است؟

 

.

/ 72 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ب ه ی

شیما عزیز: من شخصا کتاب علی خیابانیان را نخوانده ام (!) ولی اینکه چاپ اولش به این زودی تمام شده و اوایل مرداد ماه چاپ دومش راهی بازار می شود یعنی اینکه استقبال شده و ظاهرا خود شما هم آن را خوانده اید و به آن نقد دارید و همین که که شما را به موضوع علاقه مند کرده خودش خوب است. حالا یک آدمی زحمت کشیده و کتاب تالیفی نوشته به عادت مولوف دست به ترجمه نزده (که البته به نظر من ترجمه تا حدی توهین به شعور حداقل شعور درک زبان معمولا انگلیسی معماران است تا تالیف)-این خودش خوب است. من سرفصل ها را هم دیده ام و مقاله انگلیسی خیابانیان را هم خوانده ام که به نظرم بد نیامد: http://report-en.aruna.ir/archives/2010/May/25/2392.php

ب ه ی

رهگذر گرامی: شما نوعی نگاه جزمی با ارجاع به مصادری که معتقدید درست می گویند را اشاعه می دهید که این نوعا روش من نیست و البته با آنچه از "پذیرش تکثر نظریه ای" نیز مستفاد می شود به لحاظ ساختاری در تمایز... علاقه تان به اطاله کلام مرا به یاد دوستمان محمدرضا شیرازی می اندازد که نوعا معتقدم در وادی‌ای دور از واقعیت منتج به صدور احکامی شبه روشنفکری می شود... یادآوری می کنم "دور از واقعیت". تو گویی کیس "ایمان" در محیطی آزمایشگاهی به تولید نظریاتی پرداخته و یا اینکه ما با یک موضوع تاریخی طرفیم که لاجرم باید به ارائه حدسیاتی بپردازبم. شاید بتوان اینطور هم دید که ایمان اینجاست و حی و حاضر در تعقیب این مبحث به کشش مدیاتیک تک جمله اش می اندیشد...!

رهگذر

ب ه ی عزیز " بی روشی " را نمیتوان روش نامید. بی روشی از بی انضباطی فکری ناشی میشود. "اندیشه جهت نیافته " بی زوش است. والا اندیشه جهت یافته بدون روشمندی ممکن نیست. من بعید میدانم "تکثر نظریه ای" در زمینه گفتگوی ما چندان برای شما روشن باشد چه برسد که ارتباط ان با "ساختار" نزد شما تعبیر شده باشد. از همه مهمتر به نظر میرسد شما ترجیح میدهید که درگیر کامنت های هیجانی و زدو خوردی >اکشن!!!!< باشید تا اینکه ارام و بدون تندی به ارائه دیدگاه خود در مورد "اهمیت در معماری" و مفهوم مهمبودن و جوانب مختلف ان بپردازید. من سعی کردم شما را از تنش کامنت های تند دور کنم و موقعیتی برای گفتگوی ارام تر فراهم کنم . به نظر میرسد شما مرد اینگونه میادین نیستید. شاد باشید.

ب ه ی

رهگذر گرامی: چنان که گفتم روش شما منتج از نگاهی جزمی به اتفاقات و ایراد اتهامات. مثلا این که چون روش من بلغور دیدگاه های سلف نیست پس من "بی روش" هستم! دوست من اصولا ابتدا بايد مسائل حوزه را مشخص و آنگاه حول آن نظريه‌پردازي كرد و البته جای تاسف است که می بینم ظاهرا قصد شما آنچنان که شاید میتوانست حدس زده شود بازی کلامی بود و نه یک کنش ساختارمند آنچنان که دوست داشتید باور شود پس هرگز شاكله‌بندي لازم نیز در تداوم بحثتان شکل نگرفت و نهایتا به یک "من خوبم تو بدی" ختم شد! شما را به واقع گرایی دعوت می کنم. شاد باشید.

رهگذر

ب ه ی عزیز . اگر سخنی در مورد موضوع این پست و یا معیار هایی که ایمان گرامی برای تشخیص مهمترین معمار ارائه کرده است > معیار هایی که حتمن قابل نقد است < و یا سخنی در مورد معیار های مورد تایید خود برای تشخیص "اهمیت" در "معماری" و از این قبیل , دارید مشتاقانه اماده ادامه گفتگو هستم. در غیر اینصورت شیوه جروبحث شخصی و احساسی برای من جذابیتی ندارد. ادمه گفتگو میتواند در چنین مسیری باشد : ...ایمان عزیز معیار های زیر را برای مهمترین بودن در معماری امروز ایران ارائه کرده است. نظر شما چیست؟ 1_پیشرو بودن فرم ها و فضا های معماری است که با روح زمانه به تعبیر هگل همراستا باشد. 2_. "آشنایی بامباحث تئوری در هنر و معماری " که در نتیجه با ایده های مرتبط با معماری به معماری بپردازد " 3_ " .زیبایی شناسی مینیمالیستی در کار معماری اش باشد. " 4_ "....دیدگاه انتقادی انسبت به معماری داشته باشد. یعنی در مواجهه با هر موضوع به شرایط موجود تن نداده و خلاف امد عمل کند...." ایمان هنوز روشن نکرده است که ایا این معیار ها را شروط "لازم" و "کافی"

رهگذر

ب ه ی عزیز ایمان هنوز روشن نکرده است که ایا این معیار ها را شروط "لازم" و "کافی" برای تشخیص مهمترین معمار امروز ایران میداند؟ نظر شما چیست؟

ب ه ی

شاید بشود نتیجه گرفت که هر بحثی به اعتبار خاستگاه و نتیجه شخصی و احساسی است (شخصی با خصوصی فرق می کند البته و دو مقوله جداگانه اند). ایمان هم بر پایه احساسش رویکردی شخصی نسبت به دانشمیر و حتی شما و من دارد و سعی در منطقی سازی آن دارد. همینکه می گویید " شیوه جروبحث شخصی و احساسی برای من جذابیتی ندارد" این یعنی یک رویکرد شخصی و احساسی. همینکه مهم بودن دانشمیر روی اعصابتان است یعنی نگاه شخصی و احساسی. من می توانم دانشمیر را در احترام به آنانی که او را مهم یا مشهور می دانند یا قرار است بدانند, کاور کنم (اقدامی سمبلیک در مهم کردن یا مشهور کردن یک فرد) ولی او را مهم ندانم و این یعنی مدیا یا شوبیزنس که روال خود را دارد. معماری فلسفه نیست.... معماری معماری است. من از شما دعوت می کنم که بک گراند خود را اینجا ارایه دهید. به هیجان بحث کمک می کند. اینجا هم من و هم ایمان و هم دانشمیر آدم های واقعی هستیم ولی کماکان شما به بازی کردن نقش شوالیه سیاه پوش علاقه مندید!

ب ه ی

من از "بک گراند" شما !!! یا ایمان یا دانشمیر غزیز چیزی نمی دانم. نه فقط من بلکه هیچکس دیگری چیزی نمی داند. "بک گراند " در عالم }ورنالیسم و انفعالات روحی متوجه "اشخاص" است. ولی در عالم اندیشه و نظر متوجه "موضوع " است. عالم انفعالات روحی و روانی عالمی شخصی است از یک طرف _ که به خود شخص مربوط است _ و وجهی از بیزنس و پروپاگاند است از طرف دیگر _ که نه موضوع مورد توجه و نه موضوع مورد بحث من نیست. ب ه ی گرامی , بنابراین مهم بودن دانشمیر یا شما یا کس دیگر موضوع بحث من نیست بلکه صرف مهم بودن در معماری و معیار های تشخیص ان و شیوه استدلال در این مورد است که مورد بررسی و ارزیابی من است. استدلال به معنای فنی ان کاملن غیر شخصی است. کاربرد عامیانه ان البته صور مختلفی دارد. اتفاقن نکته اصلی در این بحث همین است . آیا در مورد "مهم بودن" در معماری میتوان معیار یا معیار هایی بدست داد که به نحو غیر شخصی اساس یک استدلال معتبر را فراهم کند؟ اگر پاسخ مثبت باشد کسیکه مدعی است باید این معیار ها را معرفی کند و به اصطلاح آرگومنتی را سامان دهد. و اگر پاسخ منفی باشد.و در نتیجه

رهگذر

اصلاحیه :کامنت قبل _ب ه ی۸:٥٤ ‎ق.ظ - شنبه، ٢۳ امرداد 1389 _ اشتباهن با تیتر ب ه ی نوشته شده است در صورتیکه نویسنده ان اینجانبی " رهگذر " میباشد. با پوزش از خواننده محترم و کامنت گذار عزیز اقا یا خانم ب ه ی بابت این اشتباه تایپی به ادامه کامنت میپردازم. نکته اصلی در این بحث همین است . آیا در مورد "مهم بودن" در معماری میتوان معیار یا معیار هایی بدست داد که به نحو غیر شخصی اساس یک استدلال معتبر را فراهم کند؟ اگر پاسخ مثبت باشد کسیکه مدعی است باید این معیار ها را معرفی کند و به اصطلاح آرگومنتی را سامان دهد. و اگر پاسخ منفی باشد.و در نتیجه هر ادعایی در مورد "مهم ترین بودن " در معماری سلیقه ای و شخصی باشد که دیگر شناخت و معرفت محسوب نمی شود و به غیر از پروپاگاند نیست. و بنابراین صلاح بر این است که اخلاق حرفه ای جا افتاده در معماری مبنی بر احتراز از کاربرد چنین شیوه های را رعایت کرد و امر ژورنالیستی را به روزنامه نگاران و تبلیغات چی ها سپرد. البته این نوشته پروپاگاند را به ایمان منتسب نمی کند بلکه بررسی و واکاوی موضوع است. و نیز حرفه ای ها به خوبی میدانند که چنین شیوه ه

رهگذر

قست سوم ادامه : و بنابراین صلاح بر این است که اخلاق حرفه ای جا افتاده در معماری مبنی بر احتراز از کاربرد چنین شیوه های را رعایت کرد و امر ژورنالیستی را به روزنامه نگاران و تبلیغات چی ها سپرد. البته این نوشته پروپاگاند را به ایمان منتسب نمی کند بلکه بررسی و واکاوی موضوع است. و نیز حرفه ای ها به خوبی میدانند که چنین شیوه هایی همواره نتیجه معکوس میدهد.