تهران، کلانشهر و مساله ی شهروندی

مقاله ی "تهران، کلانشهر و مسئله ی شهروندی" در فصلنامه "معماری و شهرسازی" شماره ی ٩٨-٩٩، صفحه ٣٨، بهار و تابستان ١٣٨٩، منتشر شده است. متاسفانه "یک اتفاق ساده" باعث شده که آخرین ویرایش مقاله جهت انتشار ارسال نشود!

یکی از مهمترین ایراد های متن منتشر شده، عدم رعایت قانون ارجاع مطالب است که همواره از سوی من در کلاس هایم به عنوان یکی از معضلات مقالات منتشر شده در نشریات کشور عنوان می شد. حال این عیب بر مقاله ی منتشر شده ی ما هم وارد است که بدون ارجاع دادن مطالب مورد استفاده،  تعدادی منبع در انتها فهرست شده است! و مشخص نیست که کدام مطلب از کدام کتاب آورده شده است.

لذا متن نهایی مقاله ی مذکور در ادامه منتشر می شود. ضمنا مقاله - به پیشنهاد کامران بهمنی عزیز- مزین به چهار تصویر از مجسمه های آلبرتو جیاکومتی بود، که یکی از تصاویر مذکور در فصلنامه محترم معماری و شهرسازی منتشر شده است.

 

تهران، کلانشهر و مساله ی شهروندی

کامران بهمنی، دانشجوی دکترای معماری، دانشگاه فنی وین

 ایمان رئیسی، دکترای معماری، استادیار دانشگاه آزاد اسلامی قزوین

علیرضا فرسایی، کارشناس ارشد معماری

 

چکیده

امروزه مبحث شهر مقوله گسترده ای است که رد پای آن در ابعاد مختلف، در علوم متنوعی چون شهرسازی و یا حتی جامعه شناسی می توان ردگیری کرد. این مقوله به فرهنگ عامه نیز نفوذ کرده و جالب اینکه به مساله روزمره مورد بحث در میان ساکنان شهرها، بخصوص در شهرهای بزرگ تبدیل شده است. تهران، شهر مورد بررسی در این نوشتار نیز از جمله این شهرهاست که از نظر وسعت و جمعیت یک منطقه کلانشهری است. این نوشتار جستاری است که با رویکرد جامعه شناسی شهری به مقوله مهاجرت ، شهروندی، حضور فرهنگ های متنوع در تهران، نیاز مبرم و حیاتی گفتمان بین این فرهنگ ها و پیامدهای ناشی از آن را مورد بررسی قرار می دهد.

کلید واژه

تهران، کلانشهر، جامعه شناسی شهری، مهاجرت، فضای باز شهری

مقدمه

شهر نشینی الگوی جدید و مسلط زندگی اجتماعی شده است. این واقعه با چنان سرعت، وسعت و شدتی صورت گرفته است که چندان قدرت انتخابی برای انسان باقی نگذاشته است. همه ساله هزاران نفر از ساکنان مناطق غیر شهری به شهرهای بزرگ مهاجرت می کنند و زندگی در محل جدید را شروع می کنند. این پدیده باعث به وجود آمدن رشته هایی چون شهرسازی و برنامه ریزی شهری و علوم بینارشته ای همچون جامعه شناسی شهری و انسان شناسی شهری شده است.

"بعضی صاحبنظران نگران همساز شدن انسان با زندگی شهری هستند و گاهی حتی در توانایی ژنتیکی او برای انطباق با شهر تردید کرده اند، شهرهای بزرگ را محیط های نامناسب و انبوه جمعیت  آنان را مایه رفتارهای نابهنجار دانسته اند و شهرها را باغ وحش انسانی[1] نامیده اند. " (صدیق،1380) این در حالی است که" ارسطونظری کاملا متفاوت دارد و معتقد است که انسان ذاتا به زندگی در دولت شهر تعلق دارد. " (جهانبگلو، 1381) اصطلاح دولت شهر یا ابر شهر[2] که اولین بار در یونان باستان به کار رفت  به معنای شهری است که چنان طراحی و ساخته شده باشد که مایه رشک همه تمدن ها است. (گیدنز،1386) اما کاربرد فعلی این اصطلاح چندان ربطی به این رویا ندارد و این تعریف حالت دیگری به خود گرفته است. "امروزه ابرشهر رشد یافته متروپولیس[3] یا همان مادر شهر است. متروپولیس یک شهر مرکزی است که لزوما پایتخت نیست. " (صدیق،1380)

از آنجایی که همه جوامع صنعتی مدرن کاملا شهری شده اند، بالاترین حد زندگی شهری در ابرشهرها (شهر- شهرها) دیده می شود و بزرگ ترین شهرها در کشورهای صنعتی تا 25 میلیون نفر را در خود جا  می دهند. (گیدنز،1386)

تهران به عنوان شهر مورد مطالعه در این نوشتار از لحاظ جمعیت، وسعت و جایگاه سیاسی نه تنها تعریف کنونی ابرشهرها را داراست، بلکه در قالب یکی دیگر از تعاریف و تقسیم بندی های شهری امروز به اسم کلانشهر یا منطقه کلانشهری[4] نیز قرار می گیرد. در تعریف کلانشهر می توان گفت : "همچنان که شهری بزرگتر و بزرگتر می شود به دیگر شهرها نزدیک تر می شود. البته در نقاط متراکم جهان که بسیاری از شهرها در آنجا قرار دارند کلان شهر حاصل اتصال فضایی دو یا چند شهر در طول کوریدور حمل و نقل عمومی است. " (صدیق،1380)

مهاجرت; حضور فرهنگ های متنوع

از هنگامی که شهرهای بزرگ برای نخستین بار شکل گرفتند، یعنی از قرن هجدهم، دو دیدگاه درباره آثار و عواقب شهر نشینی بر زندگی اجتماعی رویاروی هم قرار گرفته اند. " برخی شهرها را نمودی از فضیلت متمدن می دانند که سرچشمه پویایی و خلاقیت فرهنگی است. برای این دسته از نویسندگان، شهرها بیشترین فرصت ها را برای توسعه اقتصادی و فرهنگی فراهم می آورند و ابزارهای لازم برای زندگی آسوده و  رضایت بخش را به دست می دهند. بعضی هم شهر را آتش سوزان پردودی می بینند که آکنده از اجماعی پرخاشگر و بی اعتماد به یکدیگر است که همگی غرق در جنایت، خشونت، فساد و تباهی اند. " (گیدنز،1386)

 وجود این دو دیدگاه متضاد امروز ما را هرچه بیشتر نیازمند به نگاه و برخورد جامعه شناسانه نسبت به شهر و مسائل مربوط به آن یا به عبارتی همان جامعه شناسی شهری کرده است.چرا که توسعه شهرها تاثیر شایان توجهی نه فقط بر عادت ها و شیوه های رفتار، بلکه بر الگوهای اندیشه و احساس نیز بر جا گذاشته است. همراه با رشد قارچ گونه ابعاد شهرها، بسیاری از مردم از مشاهده وخامت یافتن وضعیت فقر و شدیدتر شدن نابرابری ها هراسان و نگران می شدند. "ابعاد فقر شهری، شکاف و تفاوت فاحش بین محله های شهری از مهم ترین عواملی بود که باعث جدی تر شدن مباحث جامعه شناسی شهری شد و شهرها را نیازمند نگاه و مطالعات جامعه شناسانه کرد که گسترش شهرها را یکی از نتایج ازدیاد جمعیت و مهاجرت روستاییان به شهرها می دانست. " (گیدنز،1386) رشد تهران از یک شهرک کوچک به یک منطقه کلانشهری نیز تا حد زیادی بر اساس مهاجرت صورت گرفته است. " امواج مختلف مهاجرت خواه از روی انتخاب یا از روی ناامیدی با دلایل مختلف و تحت شرایط مختلفی صورت گرفته است، اما اکثر مهاجران تهران به دلایل اقتصادی به این شهر آمده اند. " (مدنی پور،1381) آدم هایی از اطراف کشور طی مدت زمان کوتاهی در تهران گرد هم آمده و یک کلانشهر غول آسا بنا نهاده اند. این حقیقت به میزان قابل ملاحظه ای ما را با جامعه شهری و جابجاییهای انجام شده در نهادها و مناسبات اجتماعی شهر آشنا می کند. "آدم های بیشماری از بستر اجتماعی پیشین ریشه کن شده اند و دنیای اجتماعی جدیدی را خلق کرده اند که در آن تنها بخشی از عادات پیشین، هنجارهای اجتماعی و باورهای آنها به رسمیت شناخته شده است." (مدنی پور،1381)  این تجمع عظیم افراد و خانواده ها با منشا قومی، زبان، لهجه و سوابق متفاوت یک آشفتگی دائمی و محیطی به سرعت متغییر ایجاد کرده است که در آن محیط، نهادهای قدیمی یا متحول شده یا فرو ریخته اند و یا جای خود را به نهادهای تازه ای داده اند.

 تنوع فرهنگ ها; تولد نامکان ها[5]

روزگاری یک رابطه نظام یافته، منسجم و خلاق بین شهر و ساکنانش وجود داشت. ساکنان این شهرها به آن ها شکل می دادند و برطبق آداب ورسوم و عادت های محلی و بومی خود در آنها زندگی می کردند در نتیجه شهروندان حافظه فرهنگی پرمایه ای داشتند. آنها به قول اوژه[6] " مزین به تاریخ بودند." (وارد،1383) به عنوان مثال میدان در تهران قدیم محل کنش های اجتماعی بود که شهروندان در آن تجمع می کردند و به فعالیت های اجتماعی می پرداختند. میدان مظهر این تفکر بود که اهالی شهر همیشه در کنار هم خواهند بود و شهر همیشه به آنها تعلق دارد. به عبارتی دیگر شهر جایی برای احقاق هویت و نقش مدنی شهروندان محسوب می شد.

تهران روزگاری چنین شهری بود که رابطه فعال و خلاق بین شهر و شهروند در آن جاری بود. ورود مدرنیته و آهنگ سریع مهاجرت به تهران و بدل شدن آن به یک کلانشهر با خود نوعی عدم توازن بین نقش های فعال شهروند و کالبد شهری همراه آورده است، یعنی درواقع"شهر شهروند را بلعیده است و از نظر فضایی شهروندان حس همبستگی با یکدیگر را ازدست داده اند." (جهانبگلو1384) از نظر زیمل[7]، "کلانشهر ماهیتا جایگاه اقتصاد پولی است و همین ویژگی موجب می شود که انسان شهرنشین دیدگاه خاص و مستقلی نسبت به جهان اطراف خود پیدا کند." اکنون پول بیش از هر چیز دیگری نیروی اجتماعی ناشناسی است که واسطه روابط بین افراد شده و این روابط را به شی تبدیل کرده است." (وارد،1383) زندگی در شهر کمتر احساساتی و بیشتر منطقی است. احساسات عمیق و تعصبات جای خود را به محاسبات براساس علایق و منافع شخصی داده اند.

 

"در شهر شمار انبوهی از مردم در مجاورت یکدیگر زندگی می کنند بی آنکه اکثر آنها یکدیگر را بشناسند. اکثر تماس ها میان ساکنان شهرها محدود، زودگذر و فقط وسیله ای برای رسیدن به اهداف دیگری است، نه اینکه ذاتا روابط و مناسبات ارضاکننده ای باشد. کنش های متقابلی که با فروشندگان مغازه ها، صندوق داران بانک و... صورت می گیرد صرفا برخوردهایی گذراست که نه به دلیل نفس آن ها بلکه برای رسیدن به هدفی دیگر انجام می پذیرد." (زیمل،1381)

در تهران اشخاص زیادی که هر روز یکدیگر را در اتوبوس، ایستگاه های مترو، راهرو های اداره ها و سالن های انتظار می بینند، برای  یکدیگر هرگز چیزی بیشتر از غریبه های آشنا نیستند. بدین شکل است که نامکان ها در تهران پدید می آیند. نامکان ها فضاهایی هستند که انسان ها در آن حضور دارند اما هیچ رابطه و کنشی بین آن ها برقرار نیست. در تهران گویی انسان در نا مکان ها زندگی می کند. نامکان ها بیست و چهار ساعته و هفت روز هفته فعال بوده اما عاری از هرگونه ارتباط یا فعالیت اجتماعی در خود هستند.

تولد مکان; تولد شهروندی

 همان طور که در بالا بدان پرداخته شد ظهور نا مکان ها در کلانشهر بر اساس معیار روابط بین افراد در اندیشه های زیمل و اوژه گریز ناپذیر است. سرعت و شتاب زندگی در شهری چون تهران، حجم عظیم برخوردهای شهری که یک شهروند از اطلاعات و تبلیغات گرفته تا روابط کم عمق  اجتماعی و... ، از یک سو شهروندان را از لحاظ روانی و نقش شهروندی در وضعیت بد و گیج کننده ای قرار داده است.از سوی دیگر مهاجرت و کالا بودن زمین، سیاست شهری را به سمت ساخت و سازهای متراکم سوق داده و تصمیمات و اعمال روش های غلط و شتاب زده، کالبد تهران را به توده ای متراکم و فاقد پویایی کرده است. فارغ از این موضوع که شهر اساسا یک ارگانیسم زنده و متشکل از نیازها و نظام های متعدد و پیچیده است برای حفظ پویایی نیازمند نگاه چند بعدی و عمیق تری است. (بهمنی،1386) این بدان معنی است که اگر چه کلانشهر تهران ساخته شد، اما ساخته شدن تهران به معنی ساخته شدن شهروند یا حتی شهرنشین نیست و این تناقض اصلی است که با آن روبرو هستیم یعنی "تهرانی داریم که ساکنانش به شکل صوری شهر نشین هستند در حالیکه هویت های پیشین خود را از دست داده اند ولی هنوز هویت جدیدی به دست نیاورده اند.آنها اغلب از زندگی در شهر ناتوانند زیرا برای بدست آوردن این توانایی نیاز به مکانی برای تجربه محیط و فرهنگ های پیرامون خود و فضاهای باز شهری برای برخورد و کنش های اجتماعی عمیق تری هستند." (فکوهی،1386)

تهران امروز از نبودن چنین فضاهایی چه در مقیاس شهر و چه در مقیاس محله رنج می برد. لزوم وجود فضاهای باز شهری مسئله ای انکارناپذیر است. "از نظر ساختار کالبدی بررسی الگوی توسعه و تکامل شهری در گذشته ایران وجود فضاهای باز شهری که اطراف خود مساجد، مدارس، بازارها و قیصریه ها را شکل می دهند را تایید می کند. در بسیاری از شهرها این فضاها کاربرد تجاری نیز داشته اند." (مدنی پور،1381) هرچند با توجه به شکل و ساختار زندگی معاصر نوع مناسبات و نیازهای انسان امروز با گذشته تغییراتی فراوان کرده است و شاید نیاز کالبدی  به چنین فضاهایی با کارکردهای سابق در شهر بیهوده و عبث جلوه کند اما "ایجاد فضاهای باز شهری از نظر کالبدی با توسعه متراکم تر شهری مقابله می کند." (نسبیت،1386) و این خود نکته مثبتی است که شاید در آینده تهران را در وضعیتی مطلوب تر قرار دهد.

از دیدگاه جامعه شناسی شهری نیز این گونه فضاها پتانسیل بسیار بالایی دارند و فضاهایی چند عملکرده در مقیاس شهری محسوب می شوند. از یاد نبریم که به قول ارسطو انسان ذاتا به زندگی در شهر تعلق دارد و شهر فضایی است برای تعالی انسان."آن چیزی که ارسطو از آن به هنر زندگی کردن و هنر شهروند بودن تعبیر می کند امروز برای تهران بسیار حیاتی است و می تواند کاربردی باشد." (جهانبگلو، 1381) فضای باز شهری محیطی را برای ارتباط های اجتماعی عمیق تر فراهم می آورد که با استفاده از آن شهروندان اطلاعات، ارزش ها، احساس و یا الگوهای مطلوب رفتار را به یکدیگر انتقال می دهند. (مزینی،1380) فضاهای باز محل خرید، تجمع، قدم زدن و عبور، تماشا، تفریح، تبادل، هیجان و آرامش و به طور کلی کنش ها و برخوردهای متنوع شهری هستند.

 وجود قومیت های متنوع ایران و آهنگ سریع مهاجرت به تهران و فقدان فضاهایی که ساکنان شهر بتوانند مناسبات اجتماعی جدیدی را شکل دهند این شهر غریبه ها را همواره در وضعیتی چند پاره و انفجار آیند قرار داده است. از این رو به شهر تهران چه پیش از انقلاب و چه پس از آن نه به صورت مجموعه ای به هم پیوسته از اجزا و فرهنگ های متفاوت بلکه به عنوان دیگی جوشان از عناصر متفاوت نگریسته شده است.(مدنی پور، 1381)

 جمع بندی:

1- یکی از مهمترین معضلات شهر تهران مهاجرت است و اقتصاد مهم ترین عامل مهاجرت به شهر تهران است.

2- مهاجرت باعث گرد هم آمدن فرهنگ های متنوع در کنار یکدیگر در شهر تهران شده است و هریک از فرهنگ ها از خاستگاه پیشین و اولیه خود جدا شده اند، اما نه از فرهنگ شهر تاثیر پذیرفته اند و نه بر روی آن تاثیر گذاشته اند و این ناشی از ناتوانی شهر تهران در به وجود آمدن فضاهایی برای گفتمان بین این فرهنگ هاست.

3- عدم گفتمان فرهنگی و برخورد های اجتماعی میان ساکنان شهر، مهم ترین دلایل در به وجود آمدن نامکان ها در تهران هستند. در واقع نامکان ها فضاهایی هستند که افراد در آن حضور دارند ولی هیچ کنش یا گفتمان اجتماعی بین آن ها شکل نمی گیرد.

4- برای تبدیل نامکان ها به مکان، فضای باز شهری می تواند راه حل مناسبی باشد. این فضا در مقیاس شهر، فضاهایی چند عملکردی محسوب می شوند که خرید، تجمع، تفریح و... را همزمان در خود جای می دهندو به عبارتی مکان هایی برای تبادل ارزش ها و کنش های اجتماعی هستند.

فهرست منابع

  • اوژه، مارک، نامکان ها، ترجمه منوچهر فرهومند، دفتر پژوهش های فرهنگی، 1387
  • بهمنی، کامران، در جستجوی فضای گمشده، ماهنامه مسکن، سال دوم، شماره، 14، بهمن 1386.
  • جهانبگلو، رامین، موج چهارم، ترجمه منصور گودرزی، نشر نی، تهران، چاپ چهارم، 1384.
  • گیدنز، آنتونی، جامعه شناسی، ترجمه حسن چاوشیان، نشر نی، چاپ اول، تهران، 1386.
  • فکوهی، ناصر، پرتال شهرداری، تارنمای شهرداری تهران،1386.
  • صدیق سروستانی، رحمت اله، جامعه شناسی شهری، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1380.
  • مدنی پور، علی، تهران ظهور یک کلانشهر، ترجمه حمید زرآزوند، شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری، تهران، چاپ اول، 1381.
  • مزینی، منوچهر، مقالاتی در باب شهر و شهرسازی، موسسه انشارات و چاپ دانشگاه تهران، چاپ پنجم، 1385.
  • نسبیت، کیت، نظریه های پسا مدرن در معماری، نشر نی، چاپ اول، تهران،1386.
  • وارد، گلن، پست مدرنیسم، ترجمه قادر فخر رنجبری، ابوذر کرمی، نشر ماهی، چاپ اول،1383.

[1] . Human zoo

[2] . Megalopolis

[3] . Metropolis

[4] . Metropolitan Area

[5] . Non- places

[6] . Marc Auge

[7] . Georg Simmel

 

/ 0 نظر / 22 بازدید