خرید (پروژه ی هاروارد در شهر)

 

این مقاله در شماره ی ۱۰ فصلنامه ی معماری و ساختمان -تابستان ۱۳۸۵- منتشر شده است.

   نوشته ی  تای-ووک چا و همکاران

 

ترجمه ی  ایمان رئیسی/ زهره یاسمن

خرید آخرین شکل یک فعالیت عمومی است که همچنان به شکل مستدل باقی مانده و در شکل رو به رشدی- تمام جنبه‌های- زندگی شهری را به استعمار خود در آورده است.

مراکز تاریخی شهر، حومه‌ها، خیابان‌ها ،و اکنون ایستگاه‌های قطار، موزه‌ها، بیمارستان‌ها، مدرسه ها، اینترنت و حتی ارتش، به صورت فزاینده‌ای توسط مکانیزم فضای خرید شکل گرفته‌اند. کلیساها از ایجاد تفرجگاه‌هایی برای خرید به منظور جذب پیروانشان استفاده کرده اند: فرودگاه‌ها به شکل گسترده‌ای با تغییر دادن[مفهوم] مسافر به مشتری، سودآور شده‌اند؛ موزه‌ها به مراکز خرید تبدیل شده‌اند، تا پا برجا بمانند.

شهر سنتی اروپایی یکبار سعی کرد در برابر مراکز خرید مقاومت کند، ولی اکنون به عرصه ای برای مصرف گرایی به سبک آمریکایی تبدیل شده است. معماران "بزرگ" ، جهان کوچکی را که همچنان از شکل خرید برای طراحی موزه‌ها و دانشگاه‌ها استفاده می‌کند، تحقیر می کنند. شهرهای بی رونق با نقشه‌هایی که بیشتر شبیه مراکز خرید هستند، دوباره رونق گرفته‌اند.

 خرید نتوانست چنین تغییر شکل سختی را از یک شهر بدون یک سری خلاقیت های کلیدی که مرتبا فراهم شده است، محیط ساخته شده را تغییر بدهد و فعالیت مشتری را در بر گیرد. تهویه هوا عمق جدیدی از فضاهای داخلی را برای خرید ایجاد کرد، به گونه ای که مشتریان در محیطی راحت قرار می‌گیرند.

پله‌ی برقی به خریدار امکان می‌دهد که بدون هیچ تلاشی یک حرکت پیوسته- چه در مسافت و چه در ارتفاع محیط تجاری- داشته باشد. و حتی طبیعت هم دوباره بصورت ترکیبی و به شکل مصنوعی شکل گرفت.

 

 اکنون، خرید با بیشتر دانستن در مورد خودمان توسعه یافته است. در میان موج تازه ای از اختراعات بدست آمده از تکنولوژی، خرید فراتر از انعکاس و مقیاس، با نفوذ به تمام محیط زندگی ما، توسط وسیله‌هایی مانند کارت‌های اعتباری، کارت‌های هوشمند، و وسیله‌های اثرگذار،که زندگی ما را با تمام جزئیات و اطلاعات واضح ثبت می‌کند، توسعه می‌یابد. برخلاف بیشتر برنامه ‌های ثابت، دگرگونی‌های مراکز خرید بی‌پایان است. خرید- توسط سایر وسایلی که خود آنها را پیدا می‌کند- توسعه می‌یابد و در نهایت بیشتر از تمام فعالیت‌های عمومی عمر می‌کند.

 

تحولات بعدی از راهنمایی مدرسه طراحی هاروارد3 در خرید اقتباس شده‌اند،یک سری از مقالات، آنالیزهای آماری، و بازتاب تصویر مردم با همدیگر، تکنیک‌ها، ایدئولوژی‌ها، اختراعات، و فضاها با این که برای خرید کارآمد و مؤثر هستند، هنوز به سختی در شهرها مرسوم هستند. شاید در پایان قرن بیستم، شهرها بدون خرید معنی ندارند.

تهویه هوا = فضای داخلی بی پایان

اگر تهویه نبود، خرید- مانند نفس کشیدن- تا این اندازه آسان نمی شد . فقط تهویه می تواند محیط های بی پنجره , بسته , داخلی، و محیط های مصنوعی را این اندازه طبیعی و راحت بسازد . آب و هوایی که به کمک ماشین بوجود آمده- همراه  باپله های برقی- امکان فضای داخلی بسیار وسیع را فراهم ساخته و فضایی را ایجاد کرده،که به صورت فزاینده‌ای  از فضای خارج جدا شده است، روز به روز گریز از آنها ناممکن تر می شود و واقعاً قابلیت همراهی با هر نوع فعالیت بشری را تقریباً در هر شرایطی دارا هستند.

در گذشته ترجیح داده می شد خرید در جایی از بیرون انجام شود، زیرا به طبیعت به چشم عاملی تاثیر گذار و غیر قابل پیش بینی نگاه می شد . در عوض خرید محیط های داخلی خود را ایجاد کرد: بازار، پاساژ، و سرانجام مراکز خرید، همه از اثرات کنترل فزاینده و استقلال بیشتر از شرایط بیرونی بودند . با اختراع تهویه , نهایتاً امکان جایگزینی نور طبیعی و هوا میسر شد، همانطور که شرایط " ایده آل " و کاملاً مصنوعی خرید با سلیقه مردم هماهنگ شد .

 با افزایش راحتی، و نظارت بیشتر، و گریز ناپذیری فضاها، و با فشرده کردن فعالیتهایی که قبلا بصورت پراکنده در یک مکان واحد انجام می شد, تهویه زمانی را که در مکانهای عمومی صرف می شد , کاملاً  تغییر داد . با نفوذ ثابت و تدریجی فروشگاههای زنجیره ای و مراکز خرید در کارهای عمومی نه فقط زمان خرید طولانی تر شد، بلکه با استفاده ی بهینه  از فضا، بهره وری هم افزایش یافت : راحتی بیشتر + تمایل به صرف زمانهای بیشتر در فضاهای داخلی = علاقه بیشتر به خرج کردن.

 در دوران پس از جنگ [جهانی] افزایش فروش- بجای راحتی بیشتر- آنقدر مهم شد که به هدف اصلی صنایع تبدیل شد، و سرمایش  ماشینی بعنوان یک اصل ضروری و گریز ناپذیر پذیرفته شد . در واقع هوای سرد آنقدر مهم شده بود که دمای هوا را به تنها اصل لازم فضا سازی محیط های خرید تبدل کرده بود .

با تکامل شرایط داخلی در طول تاریخچه اولیه تهویه هوا , فضای خارجی بیشتر غیر ضروری می شود . در نتیجه ، برای اولین بار این امکان وجود دارد که تصور کنیم که پنجره – که مدتها یکی از عناصر لاینفک معماری فرض می شد – می تواند منسوخ شود . در 1929 ، مجله "گرمایش , لوله کشی و تهویه"4 عنوان می کند که ساختمانهای بدون پنجره – که اکنون دیگران رویای آنرا در سر دارند و با کمک تهویه به همراه نور پردازی مصنوعی میسر می شود – در آینده حتماً به واقعیت خواهد پیوست:"[...] بگذارید به آنهایی که ندای " هوای تازه " از طریق بازکردن پنجره در هوای بیرون سر می دهند، یادآوری کنیم که در این شهر پرازدحام چنین چیزی وجود ندارد . [...] بنابراین تهویه بهترین راحتی را که اتمسفر طبیعت اینقدر متناوب تعارف می کند، هر روز برای شما فراهم می سازد."

 ظاهراً مصنوعی بودن گزینه مطوب تری نسبت به طبیعی بودن است . یک توصیف از مغازه ای بی پنجره که در سال 1938 ارائه شده فضای فروش را " بدون کمترین نور روز یا تهویه طبیعی توصیف می کند . در نتیجه ی حذف گرد و خاک و در عین حال ایجاد تهویه مکانیکی بهتر و هوای سالم تر , نورپردازی مصنوعی دلخواه و یکپارچه تر حاصل می شود . [...] از بسیاری جهات حذف پنجره ها به زیبایی و فروش بهینه مغازه می افزاید ."

در اواسط دهه پنجاه [میلادی] , رابطه تهویه و خرید در " ابداع" مراکز خرید نقش داشته است . برعکس فروشگاههای زنجیره ای , مراکز خرید اولین گونه ی بی اهمیت آنها است که بدلیل تهویه بوجود آمد . مرکز خرید سرپوشیده بدون تهویه هوا از لحاظ فیزیکی ناممکن است؛ هیچ گونه ی دیگری پیش از آن به اعماق فضای داخلی و میزان آب و هوای مصنوعی دست نیافته است .

ویکتور گروئن5 , مخترع فهمیده مرکز خرید سرپوشیده، و طراح مرکز خرید ساوت دل در مینیا پولیس6 , اولین مرکز خرید سرپوشیده و روش رسیدنش به تهویه را توصیف می کند : "هر گاه به مینه سوتا7 می رسیدم یا سرمای زمهریر بود ... یا گرمای غیر قابل تحمل . از این تجربه های بسیار رنج آور شخصی خودم به این نتیجه رسیدم که محلهای عبور عمومی عابر پیاده با آب و هوایی نا متعادل ... در کل نمی تواند موفقیت آمیز باشد. بنابراین به دقت خانواده دیتون8 را [ مشتریان گروئن] برای ایده شوک آور تاسیس مکانهای عمومی کاملاً محافظت شده از نظر آب و هوا، آماده ساختم."

پنجره- و هر ارتباط دیگری با فضای خارجی، بجز آنهایی که برای ورود مصرف کنندگان لازم است – در نهایت غیر ضروری و حتی دشمن تجارت به نظر می رسیدند . طبق نظریات گروئن , بازرگانان در آن زمان " دریافتند که کنترل آب و هوا ،که نه تنها کنترل دما بلکه کنترل رطوبت و تمیزی هوا را هم پیشنهاد می کند ، بسیار بهتر از روش باز و بسته کردن پنجره ها و در نتیجه راه دادن گرد و خاک و کثیفی به داخل است . بنابراین بازرگانان ساختاری بدون پنجره و بازشو را تقاضا می کنند."

در عوض، آنچه که سابقاً "فضای خارجی" بود به فضای خارجی داخلی شده9 ،کاملاً حفاظتی , مسقف ، و کنترل شده تبدیل شد . و در نتیجه ، فعالیت شهری برقرار شد . گروئن نه تنها مرکز خرید را برای "وسیع ترین فضا , با آب و هوای کنترل شده در تمامی منطقه" طراحی کرد , بلکه می دانست که آب و هوای مصنوعی ضمانت می کند که مرکز خرید "نه تنها به مکان ملاقلات، بلکه در ساعات عصر , به مکانی برای مهمترین رویدادهای شهری تبدل خواهد شد" .

به منظور توسعه "عملی" مزایای انرژی دست نخورده مصرف کننده که تهویه ایجاد می کند,گروئن چارتی را ساخته که نشان دهنده ی فاصله و زمانی است که "یک انسان سالم متوسط،مایل به پیاده روی در شرایط متغیر محیطی است":

- در یک محیط بسیار جذاب , کاملاً حفاظت شده در برابر شرایط جوی و محیطی با آب و هوای مصنوعی: 20 دقیقه، 5000  فوت‌‌‌‍[15000 متر]

- در یک محیط بسیار جذاب که در آن پیاده روها از نور و باران حفاظت شده اند: 10 دقیقه، 2500 فوت . [7500 متر]

- در یک فضای جذاب و نه حفاظتی در طول دوره های هوایی متغیر و نامطلوب: 5 دقیقه، 1250 فوت . [3750 متر]

 

- در یک محیط غیر جذاب (محوطه پارکینگ , گاراژ , خیابانهای پر ترافیک ): 2  دقیقه،    600  فوت . [1800 متر]

 

 

 

پلکان برقی = نرمی

 

در کنار سیستم تهویه هوا و در مقایسه با آن، هیچ اختراع دیگری اهمیت و تاثیر پلکان برقی را  بر خرید ندارد . برعکس انتقادهایی که به آسانسور شده - که از نظر تعداد افرادی که می تواند بین طبقات جابجا کند محدود است و مکانیزم اولیه ی آن بر جداسازی تاکید دارد - پلکان برقی با هر میزان جمعیت ، ترکیب و تطبیق پیدا می کند و بصورت کار آمد، نقل و انتقالات نرمی را بین طبقات ایجاد می کند و حتی تمایز بین طبقات مجزا را کمرنگ می سازد .

 

 

 

 پلکان برقی اساساً معرف معماری است ؛ فاصله بین قسمتها و طبقات را انکار می کند . موفقیت سریع پلکان برقی-که ایجاد فروشگاههای زنجیره ای را در آغاز قرن بیستم میسر ساخت - بدلیل توانایی بسیار آسان آن در تبدیل فضاهای مجازی به محدوده های تعریف شده بود . بعنوان یک ابزار، نرمی پلکان برقی با کارآمدی حوزه جدید ، گستره ای از ساخت و ساز را بوجود آورد- از طریق سهولت بسیار در ارتباط - که بصورت تقریباً خودکار و بدون فکر و بدون هیچ مفهوم دقیقی از مقیاس واقعی در میان مردم جا افتاد. برعکس تصور همگان، اساسی ترین معماری همان بوده که از همه مشهور تر است و کمتر از همه به آن توجه شده است .

 

 

 

با پلکان برقی، امکان اتصال یکنواخت فضاهایی که قبلاً متصل نبودند، از طریق تجربه ای پیوسته بوجود می آمد و فضاهای متفاوت و حتی ناسازگار را تقریباً تا بی نهایت به هم ارتباط می داد . پلکان برقی به عنوان یک وسیله انتقالی کارآمد، بسرعت یکپارچگی را جانشین جداسازی کرد ، تکه های بزرگتری از شهر را یکی کرد و یک توسعه فراگیر را به بعد فیزیکی مراکز خرید بخشید .

 

 

 

اخیراً، تاثیرات یکنواخت سازی پلکان برقی با افزایش خرید به یک برنامه ی کامل تبدیل شده است . نه تنها فضاها بلکه فعالیت ها هم هر روز بیشتر به هم شبیه می شوند . با تبدیل مدرسه ها ، فرودگاه ها به مراکز خرید ، تبدیل مراکز خرید به موزه ها و تبدیل مراکز شهر به مراکز خرید، پلکان برقی یک گزینه آشنا، همه جایی، و کارآمد می شود که تمام فعالیتها و فضاها را به آسانی و زیبایی مرتبط می سازد . پلکان برقی نه تنها اندازه ها , قلمرو ها، و فضاهای جدید را در دسترس قرار داده؛ بلکه نیروهای جدیدی را به زندگی ما وارد کرده؛ که عمیقاً شهرهای ما را شکل داده اند، به گونه ای که افراد معدودی توانایی مقاومت در برابر آن را دارند .

 

 

 

جابجایی کالاها یا افراد 

 

هیچ چیز برای حیات خرید، اساسی تر از حجم ثابتی از مشتری ها و کالاها نیست . به دلیل همبستگی میان میزان رفت و آمد مردم و میزان فروش ، اغلب تمایز میان مشکل حمل و نقل و خرید غیر ممکن است . با برقراری ارتباط میان تجهیزات زیر بنایی موجود، مانند مکانهای عبور عابر پیاده ، سیستم های جاده ای ، یا ایستگاههای مترو , یا با ایجاد مکانیکی حرکت و جابجایی از طریق وسایلی چون پلکان یا پیاده رو متحرک , خرید بگونه ای مدیریت شده است تا عمیقاً بر تجربه جابجایی در شهرها تاثیر بگذارد .

 

خرید = تحرک

 

در پایان قرن بیستم , با گسترش مقیاس خرید , تراکم، و نفوذی که بیشتر بعنوان چشم انداز عمل می کند تا معماری ؛ خرید محیط های فریبنده ای را می سازد که در آن صدا ، رایحه ، نور ، هوا و حتی گیاهان، همگی برای ایجاد عکس العمل دلخواه در مصرف کنندگان ساخته می شوند . اکنون  طبیعت  مصنوعی ترین فرآیند را ارائه می دهد ، نه تنها به یک جلوه ی ماشینی شده و بازرگانی تبدیل شده ، بلکه بعنوان یکی از وسایل مهم برای بدام انداختن مصرف کننده عمل می کند . طبیعت، که به اجبار در حمایت جذبه بازرگانی شریک شده ، اکنون با مناظر و چشم اندازهایی جایگزین شده است که از هاله آشنایی طبیعی برای پنهان ساختن ماشین هایی که به صورت مصنوعی ساخته شده اند، استفاده می کند .

 

 

 

چشم اندازهای بدلی و جایگزین شده، همراه با سیاست های دیگری که محیطی مصرف کننده پذیر را خلق می کند و به عنوان یک کمک خرید بکار می رود . با استفاده از ابزارهای مشابه برای افزایش میزان چیزهایی که تمرکز حواس را بر هم می زنند ، قضاوت انتقادی خریدار تخریب شده و مقاومت وی در برابر خرج کردن فرسوده می شود. در این چشم انداز خرید، طبیعت- که بر عکس ایدئولوژی فرهنگ است- به کالا تبدیل شده است .

 

 اکنون طبیعت جدیدی در یک قالب، که به صورت تکنولوژیک تعریف شده و طبیعت زدایی شده ، وجود دارد . این طبیعت جدید برای تقلید طبیعت اصلی بازسازی شده است- برای کپی کردن چشم انداز- و می توان آنرا نسخه تکنولوژیک تر چشم انداز شناخت , که به عنوان چشم انداز جایگزین , یک ساختار ترکیبی است – نیمه واقعی , نیمه مصنوعی – که با پیشرفت تکنولوژیک مواد ترکیبی خلق شده است .

 

 

 

طبیعت طبیعی

 

اینها "جعلی" نیستند،گیاهان پلاستیکی دهه های 60 و 70 نیستند ... خریداران به آنها به چشم "جعلی" نگاه نمی کنند . تمام قسمتهای نخل که می بینند و لمس می کنند در حقیقت واقعی هستند، آنچه که شاهد هستند درختان نخل مرطوب , با شکوه و با کیفیت بالا و نمونه است . و سالها پس از روز افتتاح هم ظاهر خوبی دارند .

 

 

 

درختان نخل بدلی اغلب درختان واقعی هستند که در شرایط مراقبتی کنترل شده به عمل آمده اند و با رسیدن به یک ارتفاع و ضخامت دلخواه برداشت شده, و سپس در آزمایشگاهی- که بیشتر به اطاق سالن تشییع شبیه است- با دقت تشریح و قطعه قطعه می شوند . هر جزء از  پوسته و سقف از نخل جدا شده , محتوای آب آن زهکشی شده, در مایعی دارویی و خوشبو غوطه ور می شود و سپس صبر می کنند تا خشک شود . سپس توسط " صنعتگران ماهر10" با پیچیدن تکه های پوسته به دور یک لوله پی وی سی خالی درخت بازسازی می شود .

 

 "سرهای گیرنده استیل"  بر بالای لوله گذاشته می شوند که بیش از 40 تا ظرفیت برای اتصال سقف های نگهداری شده دارند . در پایه، که تخم های ریشه قطع شده اند , "نخل های حفاظت شده دیگر به چیزی مخصوص برای کاشت احتیاج ندارند ." به گونه ای که یکی از سازندگان چشم انداز بدلی توصیه می کند "[بدنه ها] را به زمین پیچ نکنید ."

طبیعت – واقعیت

خرید اصالتاً یک اکولوژی است . خرید یک سیستم پیچیده و تعاملی است، که در ارتباطی ارگانیک برمبنای رفتارهای شبه زیستی رایج در میان ارگانیزم ها و محیط های خرید، عمل می کند . اگر به خرید از دیدگاهی اکولوژیک نگریسته شود ، رشته ای باور نکردنی از تنوع ، پیچیدگی، و انعطاف در ساختار و رفتار آن آشکار می شود . خرید شبکه ای بی پایان از افراد و مبادلات خریداران ، خرده فروشان ، کالاها ، اطلاعات ، انسانیت، و پول است .  در این شبکه اکولوژی خرید ، انعطاف، و اتصال و امتداد مباحثی قطعی هستند .

خرید = نهایت فعالیت بشر

خرید، پس از قرنها توسعه ی گونه های خود مانند بازار ، پاساژ ، فروشگاه زنجیره ای، و مرکز خرید؛ در طول دو دهه گذشته کم کم به هر برنامه ای که تصورش را بکنید گسترش یافته است : فرودگاهها ، ایستگاههای قطار، موزه ها ، پایگاههای نظامی ، کازینوها ، پارک های علمی ، کتابخانه ها ، مدرسه ها ، دانشگاهها ، بیمارستان ها .

تمایز فرودگاهها از مراکز خرید بیش از پیش سخت تر شده است . تجربه بازدید از موزه بیش از پیش با تجربه رفتن به فروشگاه زنجیره ای شباهت پیدا کرده است . حتی شهر با توجه به مرکز خرید شکل گرفته، و هر روز بیش از پیش خاطره خرید از حومه شهر را تداعی می کند . آیا ممکن است خرید بطور قطعی عقیده استقلال موسسات را تضعیف سازد؟ به همان میزان که ممکن است آنرا انکار نمائیم ، خرید  به یکی از تنها وسایل تجربه فعالیت عمومی ما تبدیل شده است . در بسیاری از موارد خرید هویت یک موسسه یا شهر را تعیین ، حمایت، و گاه تعریف می کند . خرید یکپارچگی پراکنده ای را در میان چیزهایی که سابقاً مجزا بوده اند ، خلق کرده است، و به حقیقت گریز ناپذیر زندگی عمومی تبدیل شده است . در نتیجه ، خرید روز به روز فعالیت بشر را پیچیده تر کرده ، در آن رسوخ کرده و آنرا مورد تجاوز قرار می دهد .

خرید < فرودگاه

بی ای ای11 , مرجعیت فرودگاههای بریتانیا12 در گذشته شامل هفت فرودگاه بریتانیایی [می شد] : هیترو13 , گات ویک14 , استنستد15  , گلاسکو16 و ادینبرو17, چهار فرودگاه آمریکایی، شامل : پیتز بورگ18، نیوارک19، ایندیانا پلیس20 و هریس برگ21 ؛ بعلاوه ناپل22، ملبورن23، و لانکستون24، استرالیا25 را اداره می کنند . و اکنون 60 درصد از درآمد خود را از طریق فعالیتهای خود بدست می آورد، و به این دلیل سهام  شرکت، بعنوان سهام خرد طبقه بندی می شود، نه بعنوان سهام حمل و نقل .

 فرودگاه = مرکز خرید

فرودگاه هیترو در ازای هر فوت مربع، ده برابر یک مرکز خرید سود کسب می کند .

 شهر= خرید

شهر، دوبار بوسیله حومه‌ی شهری تحقیر شده است: اولین بار روی فقدان حوزه انتخاباتی‌اش برای حومه شهرها و دومین بار بخاطر برگشت از آن حوزه انتخاباتی.

این شهروندان ولخرج و اسرافی، با آنها [دو مورد ذکر شده در بالا] ارزش‌های تغییر یافته برون ‌شهریشان از قابلیت ‌پیشگویی و کنترل به عقب ‌آوردند.

موزه ñخرید

از سال 1992، فضای گالری در ایالات متحده 3% افزایش پیدا کرده است، این در حالیست که فضای فروشگاه موزه 29% افزایش پیدا کرده است.

" پیاده‌روهایی که برای خرید استفاده می‌شوند، جایگزین پارک‌ها و میدان‌هایی شده‌اند که در قدیم و یا به طور سنتی مکانی برای صحبت کردن آزادانه بودند... اولین نیروی حیاتی اقتصادی یافته شده در مرکز تجاری شهر به سمت مراکز خرید برون شهری حرکت کرده است، که به طور اساسی بخش‌های تجاری مرکز شهری را به عنوان مراکز فعالیت‌های اجتماعی و تجاری جابجا کرد... ویژگی برجسته ی استفادة معمولی از این خواص، عام بودن آن است.با بنیاد نهادن این پیاده‌روها، بیشترین استفاده‌ها و فعالیت‌های شهروندان در بیرون خانه‌هایشان به کار گرفته شده است... بین و بیرون حومه‌ها نه تنها مغازه‌هایی از هر نوع و اندازه ، بلکه فضاهای باز بزرگ قابل دسترسی برای عموم و متناسب برای هر نوع استفاده ای وجود دارد. فضایی برای پرسه زدن، برای نشستن و برای صحبت کردن."

مرکز خرید= فضای عمومی

 

" خیابانی که خرید در آن انجام می‌شود، بافت متزلزل و آسیب دیده‌ای از ارتباطات متقاطع دارد. جدا کردن بافت در یک یا دو فضا، و تمام ناحیه تجاری، ممکن است باعث مرگ آن[فضا] شود. به این دلیل است که همیشه مراکز خرید برون شهری با مغازه‌های کوچک همراه شده و در مسیرهایی که مغازه‌های اصلی به هم پیوسته هستند، طراحی شده اند. مراکزی که این قانون را شکسته‌اند معمولاً شکست خورده‌اند؛ در حقیقت، نظم و ترتیب اجاره‌ها در یک مرکز خرید می‌تواند به معنای فرقی بین موفقیت و شکست باشد."

 

در 1971، گروه طراحی شهری26  پیشنهاد تغییر خیابان مدیسون27 را به تفرجگاه مدیسن ارائه کرد، بخشی از یک طرح توسعه یافتة بزرگتر برای شهر نیویورک به وسیله شرکاء ون گینکل28 که ترافیک وسایل نقلیه را از مرکز شهر، بواسطه یک سری از دخالت‌ها، برداشت. این نظر برای محدود کردن بخشی از خیابان برای عابر پیاده و استفاده ی دوچرخه بود، اما نیروی همبستگی، جاذبه و کششی که در درجه اول محل عابران پیاده‌ تشویق می‌کرد، خرید کردن بود. تفرجگاه مدیسن سرانجام انتخاب شد، اما آن نکته‌ای است که پر سر و صدا ترین پشتیبانی و کمکی برای تفرجگاه کردن خیابان مدیسن از دفتر شهردار، گروه‌های مدنی و حتی نیویورک تایمز29 رسید، که نسبتاً بیشتر از خرده ‌فروشان است.

 

 

 

پاویون بارسلونا= خرید

 

حتی میس30 در برابر خرید از پای در آمد.

 

در پنجاهمین سالگرد انجمن معماران آمریکا32 که در سال 1987 در اورالاندو33 برگزار شد , پیتر رومل34 مدیر توسعه و طراحی دیزنی35- "معماری تفریحی" را به عنوان یک مفهوم برای سبک معماری دیزنی36 به م

/ 9 نظر / 24 بازدید
ابوالفضل

اين خيلی طولانيه. فكر ميكنم بايد به فكر يه سايت باشين كه اصل مقالات رو اونجا بذارين تا كسايي كه مي‌خوان بخوننش دانلودش كنن. و خلاصه رو منتشر كنين.

مهدی کاظمی

ببخشيد استاد شما دانشگاه شريعتی هنوز هم تدريس ميکنيد کار واجبی با شما دارم حتما برام ايميل بفرستيد منتظرم

ايمان رئيسی

ممنون ابولفضل جان.

ايمان رئيسی

سلام آقای مهدی کاظمی. من در ترم جاری در دانشکده شريعتی تدريس ندارم. اما با چند تن از دانشجويان این دانشکده طرح نهايی دارم. اگر کاری داريد به آدرس ايميل من ارسال کنید.

سامره شفیع زاده

سلام استاد من در دانشگاه قزوین شاگرد شما بودم . الان هم می خواستم اگه ممکنه کمکم کنید. واسه پایان نامم احتیاج به عکس دارم از ساختمان جشنواره کن و اسکار. خودم هر چی گشتم پیدا نکردم. شما سایت خاصی رو نمی شناسین؟ مرسی

ايمان رئيسی

خانم شفيع زاده، سلام، در اين مورد منبع خاصی مورد نظرم نيست اما اگر در اينترنت جستجو کنی، حتما سايت های خوبی خواهی يافت. موفق باشيد.

آرش زنگنه

سلام:ايمان جان من زياد به سايتت سر ميزنم:از اين تيپ مقاله ها بيشتر بگذار لطفا:معمار ۳۹ رو هم خوندم دمت گرم که حرف دل ما رو زدی البته حرقه ای تر و کامل تر.اگه منابع کارشناسی ارشد طراحی شهری رو برام بفرستی ممنون ميشم. ؛يه هم دانشگاهی قديمی؛

ايمان رئيسی

سلام آرش جان. چطوری؟ چند سالی است که از شما خبری ندارم. بسیار خوشحال شدم از پیامی که گذاشتی. اگه يادم مونده باشه روز دفاعيه ی تارا شما زحمت کشيده و کامپيوتر رو از خانه آوردی. بعد از اون روز دیگه ندیدمت! مشتاق ديدار.

ايمان رئيسی

راستی آرش جان. تعدادی از منابع ارزشمند در جوزه ی طراحی شهری رو در برنامه ی ترم جاری درس تحليل فضاهای شهری گذاشته ام. در وبلاگ می تونی ببينی.