بازخورد

"آقا آن سبیل خوب بود؛ رفیقی کارش لنگ میشد، تاری به ضمانت میگذاشتی! رفیقی، بد رفیقی میکرد، زیر سبیلی رد میکردی! رفیق، گیر دشمنی می افتاد، به تابی از آن تاب و توان دشمن می گرفتی! خلاصه چه ها که با آن سبیل مبارک می توانست انجام بگیرد!"

/ 2 نظر / 50 بازدید
سروش

و چه می نشست بر صورتتان، و چه طرفدارها داشت همان چند تار...

لینکشم بخونید..

سبیلی را به بیلی نصب کردند سپس مانند اویی آفریدند! ز طبع شکرین و طنز زیباش چه خوشمزه هلویی آفریدند سبیلش را چو زد در بین یاران به ناگه های و هویی آفریدند برای شاعران با این بهانه مجال گفتگویی آفریدند چک تضمینی طنز است بی شک از آن سبلت چو مویی آفریدند