بینابین خطوط / صفر سه

قسمت آخر:

ستون بتنی برج هولوکاست و ستونهای باغ تبعید کاملاً جدا از هم پوشیده شده با روی است. معمار دو مصالح بکار برده، یکی فلز که بدنه را بپوشاند. معمار نخواسته به براقی فلزهای بیلبائو باشد، لذا از روی اکسید نشده استفاده کرده که در طول دهه ها تغییر رنگ میدهد ولی خواسته خطوط روی نما بیشتر نمایان شوند. این خطوط با سیستمهای ترکیبی مدرن و سنتی بوجود آمدند. دو طرح باهم آمیخته شدند اول Functional برای دفاتر در طبقه بالایی و فضاهای خدماتی که پنجره های ساده دارند با اینکه شکلهای مختلفی به آنها داده است که به این دلیل تولید کننده شیشه ماشین پنجره ها را ساخته.

 برای ساختن این خطوط معمار روی نقشه برلین یکسری خطوطی کشید که آدرس شخصیت‌های یهودی مهم آلمان را به هم وصل می کند. بعد طرح را انداخت روی نمای ساختمان. تاثیری که این خطوط در داخل دارند هم جالب است. هر چند این مشکل پیش می آید که چطور تابلوها روی این دیوارها نصب شوند که مثل دکور یک فیلم اکسپرسیونیسم دهه 20 آلمانی است. این مسئله نصب تابلوها برای مدت زیادی مطرح نشده بود.

 با وجود اینکه 1998 ساخته شد ولی مدام آنرا بررسی می کردند و به تاخیر می انداختند هم به خاطر اتحاد دو آلمان و پیش فرضهای معمار. بالاخره در 1999 موزه برای بازدید عموم باز شد. 350000 نفر در عرض دو سال اول که موزه خالی بود، از آن بازدید کردند. خیلی ها فکر می کردند که خالی اش بهتر است که معماری اش به نمایش گذاشته شود. در سپتامبر 2001 موزه به شکل رسمی افتتاح شد با مجموعه ای از 4000 شی که همه شاهدی بر 2000 سال حضور یهودیت در آلمان بود. موفقیت مثل آذرخشی آمد. لازم بود تغییراتی داده شود. دکوراتورهایی برای این کار استخدام شدند. زوایای حاده گرد شد. دیوارها پوشیده شد و کابینت‌ها پر شد. چیزی از معماری هنوز باقی مانده بود. اینها برج های بتنی اند که در سطوح مختلف بنا را قطع می کنند. 6 تا هستندکه اشکال مختلفی دارند تنها روشنایی از بالای این نورگیر سقفی می آید. معمار به آنها void می‌گوید. اینها تجسم آخرین شکل یهودیت آلمانی است: غیبت. از بیرون نشانه ای از این برجهای خالی به چشم نمی خورد، فقط نورگیرهای سقف اند که نقطه چینی روی زیگزاگ ایجاد کردند. این خط چین آخرین خط ساختمان نمایانگر همه ویرانیها است (همه چیز از بین رفته است.)

 یک نمونه از این خالی بودن، که در دسترس بازدیدکنندگان است، که اصلی ترین آنها است، void خاطره نام دارد. متقاعد کردن کارفرماها کار آسانی نبود، چون آنها می‌گفتند این فضاهای بی‌استفاده و void هایی که از لحاظ گرمایش مشکل ایجاد می کنند، اما معمار بسیار تلاش کرد که نشان دهد این فضاها بلا استفاده و پوچ نیست.

/ 3 نظر / 30 بازدید
هديه

سلام ممنون از اطلاعاتي كه دادين ...منم دانشجوي معماري هستم بعضي از نوشته هاتون به درد تحقيقم خورد ...اسمش تقلب نيستا ... [پلک]

مرجان

سپاس از شما بخاطر مطلب خوب و مفیدتون

ابوالفضل

با سلام بسیار ممنون،سایت غنی،پرمحتوا و کاملی دارید،البته از جناب آقای دکتر رئیسی کمتر از این هم انتظار نمیره.من از سال 88 که چند جلسه در دانشگاه قزوین افتخار شاگردیشونو داشتم ازمطالب سایت استفاده میکنم و لذت میبرم،سپاسگزارم.