رویکردی نقادانه به معماری هرتزوگ و دمورن

" فراتر از سطح " *

رویکردی نقادانه به معماری ژاک هرتزوگ1 و پیر دمورن2 

 

 

ایمان رئیسی**

(چاپ شده در فصلنامه آبادی شماره 42 – سال 1383- صفحه 30 )

 

خلاصه

 

مقاله ابتدا اشاره‌‌ای کوتاه خواهد داشت به جایگاه سطح در معماری معاصر و آنگاه با بررسی تأثیر اندیشه‌های دوران پسا مدرنیته بر سطح، به معرفی آثار هرتزوگ و دمورن خواهد پرداخت ، در بدنه تحقیق به دسته‌بندی‌،‌ معرفی و تجزیه و تحلیل آثار معماری آنها می‌پردازدو در نتیجه گیری با نقد کوتاهی بر آثار آنها به بحث پایان خواهد داد.

 

 

 

واژگان کلیدی: سطح، عدم شفافیت، بیرون و درون، ژاک هرتزوگ، پیر دمورن.

 

 

 

مقدمه

 

معماری و تفکر در طول تاریخ به یکدیگر وابسته بوده‌اند و همواره با ایجاد تحول در اندیشه‌های زمانه، معماری دچار تحول شده است. اگر سطح را بعنوان یکی از مهمترین عناصر معماری بپذیریم، می‌توان تحول معماری دوره‌های مختلف را در تحول سطوح معماریجستجو کرد.

 

با این فرض می‌توان به بررسی جایگاه سطح در معماری معاصر پرداخت.بطور کلی دیدگاههای متفاوتی نسبت به سطح در معماری معاصر مطرح شده است که بعنوان نمونه می‌توان به سطح شفاف3، سطح کدر4، سطح مفهومی5، سطح بدون مرکز6،‌ سطح پیوسته7 اشاره کرد که نقطه اوج هر کدام را می‌توان در آثاری چون: خانه شیشه‌ای8 (فیلیپ جانسون)، اپرای توکیو9 (ژان نوول)، خانه دیوار10 (جان هیدک)، پارک لاویلت11 (برنارد چومی) و کتابخانه ژوسیو12 (رم کولهاس) مشاهده کرد.

 

سطح نیمه شفاف یا سطح کدر که موضوع بحث این مقاله است، محصول پسا مدرنیته و نگاه نیمه شفاف به جهان هستی است و آثار هرتزوگ و دمورن در این حوزه اندیشه بررسی خواهند شد.

 

 

این دو معمار در سال 1950 میلادی در شهر باسل13 سوئیس به دنیا آمده ، بین سالهای 75-1970 تحت نظر آلدو روسی14 به آموزش معماری پرداخته و در سال 1978 شرکت هرتزوگ و دمورن و همکاری را تأسیس نموده‌اند و تاکنون ضمن تدریس در دانشگاههای معتبر جهان به فعالیت حرفه‌ای خود ادامه می‌دهند. آنها در سال 2001 میلادی جایزه معتبر پرایتزکر15 را بطور مشترک دریافت نمودند. (تصویر 1)

 

اساس کار هرتزوگ و دمورن بر طراحی سطح (پوسته بیرونی بنا) قرار دارد . آنها معتقدند:

 

 " دوران پروژه‌هایی که حجم یا برنامه‌های پیچیده دارند به سر رسیده است و اکنون باید به پروژه‌هایی با سطح پیچیده اندیشید." و با این هدف، از روش‌های متفاوتی برای دست‌یابی به سطح عمیق و پیچیده استفاده می کنند. استفاده از تکنولوژی‌های پیشرفته‌ چاپ روی بتن، شیشه و پلاستیک، نقاشی انتزاعی بر نمای ساختمان‌ها، ترکیب مصالح شناخته شده به روش‌های جدید و توجه به نقش طبیعت در تأثیرگذاری بر نمای ساختمان از جمله مهمترین روش‌های مورد استفاده‌ی آنان است.

 

در مجموع آثار آ‌نها را می‌توان در سه دسته‌  بررسی کرد:

 

 

1- ایجاد پوسته دو جداره

 

در این دسته آثار، هرتزوگ و دمورن با استفاده از سطوح مشبک فلزی یا پارچه‌ای در مقابل سطح شیشه‌ای نما، پوسته‌ای دو جداره بوجود می‌آورند، که کیفیت‌های فضایی و بصری متنوعی به ساختمان می‌دهد. ساختمان مرکز تحقیقات شرکت روچه فارما16 یکی از این دسته‌ آثار است که بین سالهای (2000-1993) طراحی و اجرا شده است. " این ساختمان در یک مجموعه‌ بنا شده است و اکثر بلوک‌های آن قبلاً ساخته شده‌اند. بنابراین باید از شرایط موجود در آن مجموعه از لحاظ کد ارتفاعی و کشیدگی ساختمان و پیروی می‌شد.

 

اما از آنجا که این ساختمان در کنار خیابان قرار داشت و همچنین بدلیل محدودی وسیع و پیچیده‌ ای از کاربری‌ها- مانند:کتابخانه‌، کافه‌تریا، سالن اجتماعات، آزمایشگاه-  برایش پیش بینی شده بود، بنابراین زندگی درونی آن از ارتباط با زندگی شهری مهمتر جلوه نمود.

 

این فکر و نقش بینابینی که این ساختمان در ارتباط با شهر و مجموعه‌ روچه فارما دارد مقدمه‌ای شدبرای اینکه ارتباط بصری آن با شهر قابل حفاظت و کنترل باشد. (شاید مانند یک صومعه)

 

بنابراین تصمیم‌ گرفته شد تا از سطوحی پارچه‌ای که قابلیت کنترل داشته باشند- در مقابل پوسته‌ی شیشه‌ای نما- استفاده شود، که هر کاربری مطابق نیازش از نور استفاده کند." 17 (تصویر 2)

 

پروژه‌ی دیگری که می‌توان بدان اشاره کرد، طرح احیای پنج پاساژ تجاری در مونیخ18 است. این طرح که برنده اول مسابقه بود، بین سالهای 1994 تا 2003 میلادی طراحی و اجرا شده است. از آنجا که پروژه‌ در محدوده بافت تاریخی شهر مونیخ واقع شده است،‌ بنابراین طرح در حوزه‌ی ساماندهی و بهسازی بافت تاریخی قرار می‌گیرد. اما یکی از این پنج پاساژ بدلیل خسارت زیادی که بر آن وارد آمده بود، بطور کلی تخریب شد و طرح جدیدی برای آن ترسیم شده است. " ویژگی بارز این ساختمان جدید، پوسته‌ی دو لایه‌ی آن است که پوسته فلزی و متخلخل خارجی بوسیله‌ی ماشین‌ قابل باز و بسته شدن است. ساختار چند لایه‌ی پوسته خارجی به ساختمان حالت‌های گوناگونی می‌بخشد و باعث بوجود آمدن کیفیت‌های نوری متنوعی در فضاهای داخلی می‌شود." 19 (تصویر 3)

 

هرتزوگ و دمورن، در چند پروژه‌ی دیگر هم مانند ساختمان اداری شرکت بیمه هلوتیا پاتریا20 (2001-1998)، مجموعه‌ مسکونی خیابان هرن21 (2000-1996)، آپارتمان‌ مسکونی در پاریس22(2000-1996) از این تکنیک استفاده کردند.

 

در مجموع به نظر می‌رسد در این دسته آثار،‌ هرتزوگ و دمورن تحت تأثیر اندیشه‌ها و آثار کریستو23- به ویژه پروژه‌های بسته‌بندی او- بوده‌اند.

 

 

 

2- ایجاد بافت بر پوسته خارجی

 

ویژگی بارز این دسته آثار، استفاده از تکنیک‌های چاپ بر روی پوسته خارجی بناها است که هرتزوگ و دمورن از روش‌های بسیار متفاوتی جهت ایجاد این بافت‌ها استفاده کرده اند.

 

بعنوان نمونه‌ در طرح کارخانه و انبار شرکت ریکولا24 (1993-1992) از دو تکنیک متفاوت در دیوارهای جانبی پروژه استفاده شده است." ساختمان این کارخانه در مکان بسیار زیبایی میان کانال راین و یک رودخانه در جنوب شهر Mulhouse واقع شده است. این ساختمان از یک سرسرای ساده با پلان‌های انعطاف‌پذیر تشکیل شده است. فرم ساختمان یادآور جعبه ای مقوایی است که سقفش از انتها تا خورده است (مانند دنباله‌ی یک کلاه).

 

سقف‌هایی که مانند دو بازو در تمام طول ساختمان ادامه یافته‌اند، به سوی محوطه و ورودی گشوده شده‌اند و فضای مناسبی جهت حرکت ماشین‌های حمل و نقل و بالابرها بوجود آورده‌اند. همچنین سقف‌ها سایه ایجاد میکنند و باعث محافظت انباردر برابر تغییرات جوی می‌شوند. (تصویر 4)

 

دو سمت کوتاه کارخانه با دو دیوار سیاه بتنی پوشیده شده‌اند. همه‌ی آبهایی که (در روزهای بارانی) در سقف جمع می‌شوند، با جزئیات اجرایی خاصی، قطره قطره از دیوارها به پایین منتقل می‌شوند. در اثر پایین آمدن آب از دیوارها،‌ فیلم کوتاه ای از زندگی طبیعی‌ شکل می‌گیرد: " یک راندوی طبیعی و مداوم." 25

 

دو دیوار بلند ساختمان، سبک و ثابت هستند و محیط مناسبی را در اثر فیلتر شدن نور روز بوجود می‌آورند. فیلتر شدن نور در اثر چاپ مات پلی‌کربنات بر پانل‌های نما اتفاق می‌افتد. این پانل‌ها با نقش‌های تکرار شونده‌ای از گیاهان- که بر پایه‌ی عکس‌های کارل بلوز فیلد26 تهیه شده است- شکل گرفته‌اند. تأثیر پانل‌ها در فضای داخلی را می‌توان مانند چادری دانست که ارتباطی را با درختان سایت و بوته‌ها بوجود می‌آورد و اگر نور روز کم باشد، تصاویر چاپ شده، آشکارا از بیرون دیده می‌شوند و تصویر ذهنی  پانل‌های نما بسیار قوی می‌شود تا حدی که این سطوح بسته و صلب به نظر می‌آیند و تأثیر آنها شبیه دیوارهای بتنی کنار ساختمان می‌شود.” 27

 

به عبارت دیگر با استفاده از این روش دیوارها شخصیتی دوگانه به خود می‌گیرند وباعث بوجود آمدن کیفیت بصری متفاوتی می‌شوند.

 

هرتزوگ و دمورن در پروژه‌ی استودیوی رمی ‌زوگ28 (1996-1995) هم از روش هدایت آب باران و همچنین از تیپولوژی ساختمان کارخانه و انبار ریکولا استفاده کرده و پروژه‌ی دیگری را طراحی کرده‌‌اند. اما یکی از مهمترین پروژه‌هایی که در این دسته قرار می‌گیرد، کتابخانه‌ دانشکده فنی ابرسوالد29است. مساحت این ساختمان 1504 متر مربع است و بین سالهای 1996-1994 طراحی و از 1999-1997 اجرا شده است.

 

" ساختمان از مکعبی ساده با سه طبقه‌ی یکسان تشکیل شده است که دسترسی به هر طبقه به راحتی صورت می‌گیرد. میزها و صندلی‌ها و قفسه‌ها ، منظم و با تکرار چیده شده‌اند. سیمای بیرونی ساختمان، یادآور ساختار یک انبار (مخزن) است که به سه قسمت تقسیم شده است. این ویژگی در اثر استفاده از سه نوار عریض شیشه‌ای که به دور نما چرخیده‌اند، بوجود آمده است.بر روی قطعات پیش ساخته‌‌ی بتن که شبیه نوارهای شیشه‌ای هستند، با تکنیک‌های چاپ ویژه ای، بافت‌ ایجاد شده ‌است. (تصویر 5)

 

شکل‌های چاپ شده در نما از تصاویری هستند که هنرمندی بنام توماس راف30 آنها را از روزنامه‌هایی که در طول یک سال جمع‌آوری کرده بود، انتخاب کرده است." 31

نکته حائز اهمیت در این اثر این است که با استفاده از تکنیک‌های چاپی، تمام سطح نما یک

/ 0 نظر / 92 بازدید